سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: اهمالکاری یعنی کارهای ضروری را عقب بیندازیم و ترجیح دهیم که ابتدا به سراغ کارهایی با ضرورت کمتر برویم. به بیان دیگر، کارهایی که لذت انجامشان بیشتر یا رنج انجام دادنشان کمتر است را در فهرست فعالیتهای خود (مستقل از اهمیت و ضرورت واقعی آنها) در اولویت قرار دهیم. حضرت علی (ع) در این زمینه میفرمایند: «..ای اباذر، تو را از امروز و فرداکردن به خاطر آرزوی درازت بر حذر میدارم، چراکه تو برای امروزت هستی و نه برای روزهای آینده. بله، اگر [قدر امروزت را دانستی]و برای تو فردایی بود، برای آنچه در آن روز گذشته به دست آوردهای، هرگز پشیمان نخواهی شد.»
امیرالمؤمنین (ع) نیز در باره لذتهای زودگذر میفرماید: «چه بسا ساعتی کامروایی، اندوهی طولانی را به بارآورد و غم و غصهای فراوان را در پی داشته باشد.» و در بیانی دیگر، فرموده است: در تعجبم از آن کس که به نتایج بد لذتها شناخت دارد، ولی از آن دست نکشیده و عفت به خرج نمیدهد!
با این مقدمه، نوشتار خود را در باره اهمالکاری و ابعاد آن ادامه میدهیم.
در اهمالکاری انسانها به جای اینکه به اثرات بلندمدت تصمیمها و رفتارهای خود فکر کنند، به صورت کاملاً غریزی ترجیح میدهند رفتارهای لذتآفرین را انجام داده و از رفتارهای دشوار دوری کنند حتی اگر به ضرر آنها تمام شود. در کنار اصل لذت، این را هم میدانیم براساس مطالعات دن گیلبرت، انسان در شبیهسازی و تخمین آینده خطاهای زیادی دارد و نمیتواند به درستی حدس بزند که وقتی کار امروز را به فردا میاندازد، فردا چه احساسی را تجربه خواهد کرد.
اهمالکاری و به تعویق انداختن را زمانی میتوان به عنوان یک مشکل و اختلال رفتاری مورد توجه جدی قرار داد که این سه ویژگی را داشته باشد: موجب کاهش کارایی شود، در کارها و فعالیتهای ضروری هم وجود داشته باشد و در کل موجب تأخیر در انجام فعالیتها شود، اما آیا همه اهمالکاران نسبت به اهمالکاری خود احساس گناه و پشیمانی میکنند؟ خیر. تنها افرادی این حس را دارند که لذت بردن از اهمالکاری برایشان سخت و ناخوشایند است و در واقع دچار نوعی تضاد هستند. مثلاً مسعود از اینکه اهمالکاری میکند احساس گناه میکند، اما آیا این احساس گناه او را از اهمالکاری باز میدارد؟ خیر. او با سرگرم کردن خود احساس گناه را از خود دور میکند. مثلاً گردش و گپ با دوستان و...
ایجاد احساس گناه در مورد اهمالکاری راهی است که دیگران در آن نقش بهسزایی دارند. وقتی اهمالکاری میکنیم دیگران حرفهایی به ما میزنند که در ما احساس گناه ایجاد میکنند و در دفعات بعدی اهمالکاری آن حرفهای گناه برانگیز به ذهن ما خطور میکنند. نکته مهم این است که هرچه بیشتر مستعد احساس گناه باشیم به همان اندازه کمتر از یک لحظه تنبلی آرامش بخش لذت میبریم. این مسئله تقریباً مطلوبیت اهمالکاری را از بین میبرد. آیا وقتی حالم خوب است و حوصلهاش را دارم کاری را انجام میدهم؟ در واقع هیچ زمان ایدهآلی برای شروع کار وجود ندارد.
بدن و ذهن ما همیشه در حال فعالیت است. هیچ سازوکاری در بدن وجود ندارد تا به ما آلارم دهد که الان زمان توقف اهمالکاری و هنگام شروع کار است. به عنوان مثال، بهرام چندین ماه است که منتظر زمان مناسب رنگآمیزی اتاق خود است، اما هنوز زمان و حال و حوصله انجام آن را پیدا نکرده است! افکاری که بر اهمالکاری ما مؤثرند به ما تلقین میکنند که ما هیچ گونه کنترلی بر زمان نداریم. به ما میگویند تا زمانی که وقت مناسب کاری فرا برسد باید صبر کنیم. میگویند ما زودتر از موعد نمیتوانیم پروژهها را برنامهریزی کنیم و در زمان مناسب آنها را انجام دهیم. اما این باور غلط است. ما یقیناً بر زمان انجام کار تسلط داریم. ما خود انتخاب میکنیم که کاری را شروع کنیم یا خیر.
ما توانایی آن را داریم تا اختیار عمل را در دست بگیریم و دست به کار شویم. پس همین الان اختیار عمل را دست بگیریم و دست به کار شویم. در حقیقت ما باید بپذیریم که در حال بهانه جویی هستیم. باید تصمیم قاطعانه بگیریم و اقدام به عمل کنیم. باید خود را مجبور به عمل کنیم. باید به خود روحیه بدهیم و خود را تحسین کنیم و در آخر با توجه به روانشناسی شخصیت با ریشهیابی و رفع ریشهای مشکل اهمالکاری، میتوان کمک شایانی به خود کرد.
عواملی ریشهای همچون افسردگی، صفات شخصیتی، کمال گرایی و... در این زمینه قابل بررسی است.
افسردگی: همه ما به خوبی میدانیم افسردگی به شکل بالینیاش هم با فقدان انرژی و کمبود انرژی همراه است، هم لذت نبردن از فعالیتهای روزمره و هم مشکل تمرکز و حافظه. پس یکی از علل اهمالکاری به ویژه در حوزه یادگیری و مطالعه ممکن است افسردگی باشد و ملاکهای اختلال شخصیت افسرده باید در فرد مورد بررسی قرار گیرد.
صفات شخصیتی: گاهی اوقات اهمالکاری ریشه در برخی صفات شخصیتی دارد. برای مثال افرادی که حس وظیفهشناسی پایینی دارند، ممکن است در انجام تعهدات و تکالیف خود، جدیت و پشتکار لازم را نداشته باشند. وجه دیگری از شخصیت که با اهمالکاری رابطه دارد افرادی هستند که لذتهای آنی را به پاداشها و اهداف دور ترجیح میدهند، بنابراین نمیتوانند تکانههای زود گذر را به تعویق بیندازند و روی تکالیفی انرژی بگذارند که پاداش فوری و آنی ندارند.
کمالگرایی: افراد کمالگرا به دلیل اینکه استانداردها و معیارهای سرسختانهای برای خود قائل هستند، ممکن است برحسب تصور اینکه در فعالیتی ممکن است به آن حد استاندارد نرسند، اصلاً دست به آن فعالیت نزنند و با اجتناب از انجام فعالیت مانع از مواجه با دستاوردهایی شوند که احتمال به دست آوردن آنها وجود دارد.
در خاتمه باید گفت: گام اول برای درمان اهمالکاری پیگیری علل است و گامهای بعدی ارتقای سطح عزت نفس فرد، درمان افسردگی احتمالی، حل کمالگرایی منفی فرد، تدوین یک برنامهریزی و فعالیت روزانه، تعیین گامهای کوچک و تدریجی برای انجام تکلیف، شروع به انجام تکلیف بدون درنگ کردن ولو با زمان مطالعه کم، تعیین یک سیستم پاداش به خود و «خود نظارتی» بر انجام تکلیف. ختم کلام اینکه بهترین پاسخ به این سؤال که برای مقابله با اهمالکاری و تنبلی «چه باید کرد؟» این است که بیاییم از همین امروز و همین حالا دست به کار شویم و شروع کنیم به نسپردن کارها به فردا.