روش شناسایىِ منافقین
کد خبر: 1036846
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004LjK
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۰
تذکاری به یک «ضرورت» در چهل و دومین سالروز پبروزی انقلاب اسلامی
خداوند متعال در قرآن کریم براى هدایت انسان‌ها و نجات بشریت از گمراهى و رساندن او به سعادت و خوشبختى، از وسیله هاى متعددى استفاده نموده تا هر کس با مذاق هاى متفاوت بتواند خود را از سیاهی جاهلیت بیرون کشیده و بر تخت سعادت و آسایش نشاند.
حجت الاسلام والمسلمين سيد صادق موسوي شيرازي

سرویس تاریخ جوان آنلاین: خداوند متعال در قرآن كريم براى هدايت انسان ها و نجات بشريت از گمراهى و رساندن او به سعادت و خوشبختى، از وسيله هاى متعددى استفاده نموده تا هر كس با مذاق هاى متفاوت بتواند خود را از سياهي جاهليت بيرون كشيده و بر تخت سعادت و آسايش نشاند. هم از اين روي، وقايع دوران هاى گذشته، در قرآن كريم ذكر شده كه با اطلاع از اشتباهات ديگران از تكرار آنها جلوگيرى شود، و با بهره گيرى از موفقيت هاى گذشتگان، زمينه توفيقات بيشتر مهيا شود. لذا در قرآن كريم از بعضى وقايع تاريخي، بسيار مختصر و گذرا ذكرى شده، اما بعضى حوادث و اتفاقات را، خداوند دهها بار با عبارت هاى مختلف بيان نموده است، مثلاً فقط نامى از "ذي الكفل " يا " اليسع " آمده و لى هيچ ذكرى از نقش اين دو پيامبر در قرآن كريم نيست، اما از حضرت موسى كليم الله، بيش از همه انبياء و با عناوين گوناگون ياد شدهاست. مثلا در اين باره در قرآن آمده: ( ارسلنا موسى الى فرعون)، و در موردى آمده: ( ارسلنا موسى الى فرعون و هامان و قارون )، و گاهى آمده: ( الى فرعون و ملئه )، و در آيه اى به وى گفته شده: ( إئتِ القوم الظالمين )، و در سياق ديگر آمده: ( وارسلنا موسى الى بنى اسرائيل )، و ( ارسلنا موسى الى فومه )، و در مواردى نيز در بيان قرآن مسئوليت ابلاغ را تنها به حضرت موسى نسبت داده و گاهى ( و ارسلنا موسى و أخاه هارون ) ذكر شده است، كه بحث بسيار شيرين و مفيد در چرايى اين تعدد عبارات فرصت ديگرى مى خواهد.


اما همين بيامبر اولو العزم الهى پس از پيروزى بر تمامى توطئه هاى بسيار متنوع فرعونى و تحمل همه سختى هاى طاقت فرسا از سوى جاهلان بنى اسرائيلى، خداوند متعال وى را مورد خطاب قرار داده: ( أَسرِ بعبادى ) يعنى بندگان من را همراهى كن و به سوى مقصد از پيش تعيين شده حركت نماييد، كه اين واژه ( عبادى ) تنها در موارد معدودى در قرآن كريم آمده كه با ذكر " ىِ " نسبت، باریتعالى ويژگى منزلت اين شخص يا اين جمع را نزد خود نشان مى دهد، كه مفرد آن يعنى ( عبدى ) و ( عبدنا ) و ( عبده ) فقط براى انبياء و صالحين عاليمقام آمده، يا كه در آياتى خطاب خداوند به عموم بندگان خود است، كه در اين موارد هدف جلب قلوب انسان هاى سنگدل و تأثير در روان هاى غرق در منجلاب ضلالت است، همانند: ( نبّئ عبادى أنى انا الغفور الرحيم ) و: ( واذا سألك عبادى عنى فإنى قريب أجيب دعوة الداعِ اذا دعانِ )، ليكن بيشتر كلمه " عبدى و عبادى " در آياتى آمده كه در وصف پيامبران عالى منزلت الهى مى باشد، بعنوان مثال: ( واذكر عبدنا أيوب )، و: ( واذكر عبادنا إبراهيم و إسحاق و يعقوب )، و در يك مورد كاملاً استثنائى خداوند سبحان براى بيان عظمت ويژه خاتم النبيين نزد خود و موقعيت بى مانند او در پيشگاه خداوندى ميفرمايد: ( فأوحى الى عبده ما اوحى )، كه اين وحى در موقعيت مكانى " الأفق الأعلى " و در مرحله قرب معنوى " قاب قوسين أو أدنى " انجام گرفته، و با زيباترين عبارت در آخرين لحظات حيات دنيوى و آغازين هنگام رجوع الى الله، جداوند سبحان " نفوس مطمئه " به وعده هاى خود را در مرحله نخست ( فادخلى فى عبادى ) خطاب نموده، و سپس به آنان ( وادخلى جنتى ) گفته، كه اينگونه " عباد الله " عالى منزلت در لحظه آزاد شدن روح از قفس تنگ تن و انتقال از حياة "دنيا " دعوت به دخول به " جنت " خاص الهى مي‌شوند.


اما ويژگى عباد الله كه هدف همه رسل الله رساندن تمامى بشريت به آن رتبه بوده است، گرچه هميشه عموم مردم به خواسته هاى كوچك بسنده نموده و اهداف بزرگ را دنبال نمى كنند، ليكن نخبه گانى كم و بيش دعرت رسولان خداوند را پذيرفته، و سعادت يافتند و خوشبختى را از آن خود نمودند، و در مواردى بسيار عقب ماندگان از مسير الهى مشمول انواع عذابهاى الهى گشته و به هلاكت رسيده اند. براى شناخت راه رسيدن به منزلت بسيار والاى " عبادى " بايد از درون آيات قرآن كريم استخراج نمود، كه بيشتر در دو آيه ويژگى عباد الله يا عباد الرحمن نبيين گرديده، نخست در آيه ( وعباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هوناً واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً ) كه خداوند حتى نحوه راه رفتن " عبادى " معرفى كرده، و ديگر نحوه تعامل با افراد نادان از سوى اين بندگان عالى منزلت الهى نشان مى دهد، اما در آيه ديگر خداوند متعال خصلت آن دسته از عباد الله را ذكر مي‌كند كه مورد بشارت الهى قرار مى گيرند، و آن: ( فبشّر عبادِ الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ) كه هميشه آنان با آغوش باز به گفته هاى گوناگون گوش از هر سو فرا مى دهند، ليكن براى عمل خود از بهترين شنيده ها بهره گيرى مى نمايند، كه در دنباله آيه شريفه دو نتيجه قطعى التزام به اين خصلت بيان گرديده: ( اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولو الألباب )، يعنى اين افرادى كه در صدر آيه از خصلت آنان ( يستمعون القول فيتبعون احسنه ) ياد شده بشارت خدواندى به آنان دوگانه است، كه نخستين آن ( هداهم الله )، و چه بشارتى ارزشمند تر اين كه كسى يا كسانى از جمله هدايت شوندگانى باشند كه مستقيماً مورد لطف خاص خداوند قرار گرفته اند، و ديگر اينكه اين فرد و اين جمع از ( اولو الألباب ) و صاحبان عقل راجح اند، كه زمانى كه دو ويژگى هدايت از سوى پروردگار و عقل در درون ذاتِ شخص با ملتى جمع شوند آنگاه منزلت عاليه " عباد الله " را كسب نموده و به دنبال آن خوشبختى و سعادت در اين دنيا را تضمين كرده، و در روز قيامت در بهشت برين اعلى عليين مسكن او خواهد بود، و به رضوان الهى كه بالاترين آرزوى بهشتيان است نائل مى آيند.


اما در مقابلِ عباد الله با ويژگى هاى مذكور، منافقانى هستند كه با رفتار و گفتارشان بسيارى از افراد ساده لوح جامعه را منحرف نموده و به گمراهى مى كشانند، و با استفاده از آيات قرآنى و غور در آنها هركس مى تواند منافقان را شناسايى نمايد، و پس از آن از تأثير پذيرى از سوى وسوسه هاى شيطانى آنان در امان ماند.در آيه نخست آمده: ( و اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنّا و اذا خلوا الى شياطينهم قالوا إنّا معكم انما نحن مستهزئون ـ البقرة / ١٤ )، كه در حضور اهل ايمان خود را جزء مؤمنين مخلص دانسته، و حتى گفتار و كردارشان گاهى از ديگر مؤمنان راستين هم در ظاهر متفن تر مى باشد، و دلسوزى شان براى ارزشها در ميان مردم بيشتر نمايان مى گردد، و زمانى نيز در نظر ساده لوحان منافقان اسوه گرديده و صادقان در مسير الهى بايد از سوى آنان مورد تأييد و تزكيه قرار گيرند، اما همين مؤمنان به ظاهر شش آتشه در خلوت و به دور از چشم ديگران بيشرين خدمت را به وسيله سخنان يا اعمالشان به دشمنان تقديم مى نمايند، در حالى كه عموم مردم از حقيقت شخصيت آنان بى اطلاعند، و زيباترين تصاوير را از " منافقين " كور دل به جاى مؤمنين راستين در ذهن خود جاى داده اند، و هم اينان اند كه هميشه در طول تاريخ كمر هدايت گران و رسولان الهى و تمامى " قائمين بالقسط من الناس " و همه مصلحان عالم را شكسته اند، و گاهى نير وقاحت اين جماعت به حد اعلاى خود رسيده و به نزد شخص پيامبر خاتم كه با راهنمايى خداوند و عصمت ذاتش هيچ وقت از مسير حق دور نخواهد گرديد آمده و: ( نشهد انك لرسول الله ) مى گويند، كه شهادت دادن انسان مرحله بسيار پيشرفته تر از قول دادن او مى باشد، و آن از صميم دل بر مى خيزد و قول با حركت زبان انجام مى گيرد، و منافقان براى تأكيد بيشترِ سخن خود از كلمه " إنّ " قبل از " نشهدُ " و حرف " لَـ " بعد از " نشهدُ " كه هر دو در زبان عربى براى تأكيد آمده اند استفاده نموده تا شايد شهادت آنان مورد تصديق پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله قرار گيرد، ليكن بلا فاصله از سوى پروردگار آيه اى نازل گشته كه پس از تأكيد بر اصل صادق رسول الله بودن حضرت نبى اكرم صلى الله عليه وآله، خداوند با استفاده از همان واژه هاى تأكيدى كه از سوى منافقان استعمال شده ميگويد: ( والله يشهد ان المنافقين لكاذبون ـ منافقون / ١ )، و باز منافقين به اين بسنده نكرده، بلكه وقاحت خود را از حد اعلا نيز گذرانده و نه از روى جهل و نادانى يا غفلت بلكه با علم و اطلاع، به خداوند متعال نيز نسبت دروغ مى دهند: ( و إن منهم لفريقاً يلوون ألسنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب وما هو من الكتاب ويقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ويقولون على الله الكذب وهم يعلمون ـ آل عمران / ٧٨ ) كه اين روشِ هميشگى منافقان كينه توز براى نفوذ در صفوف مؤمنان خوش ذات با: ( اذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنّا )، و ( يلوون ألسنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب ) است، و جهت كوشش براى جلب اطمينان رسول الله صلى الله عليه وآله در زمان حيات ايشان و همچنين ديگر زمامداران بر حق امور مسلمين در طول تاريخ با جمله ( قالوا نشهد إنك لرسول الله ) بوده، كه هم زمامداران بايد " بطانه " و محرمان اسرار خود را با دقت كامل انتخاب نموده، و آنان را از متملقان و ثناگويان ( وانهم في كل وادٍ يهيمون ) و نان خوران به نرخ روز جدا نموده و پس از آن نيز بطور مداوم آنان را مورد امتحان سخت خود قرار دهند تا مبادا در شرايطى دچار انحراف يا لغزش گرديده و از صراط مستقيم و جاده صواب دور شده باشند، كه اينان مى توانند روزى براحتى افسار زمامداران را بدست بگيرند و آنان را بدنبال خود به شقاوت خود و ظلم به رعيت كشانند، و عموم مردم نيز بايد با تيزبينى خود، مومنان پُرجوش را از منافقان چرب زبان تمييز دهند كه در غير اين صورت هم دنياى خود را تباه نموده اند و در آخرت نيز مشمول عذاب سخت الهى خواهند بود، كه (ذلك هو الخسران المبين ).

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار