کد خبر: 1001554
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۳:۴۵
۴ قانون را درباره کار و بیکاری زیر سؤال ببر
هر آدم بیکاری «بی‌کار» نیست! بسیاری از ما وقتی کلمه کار را می‌شنویم بی‌اختیار یاد مشقت و رنج می‌افتیم، اما چرا واقعاً این‌گونه است؟ احتمالاً این تصویر ذهنی از آنجا ناشی می‌شود که از گذشته عده‌ای به استثمار گرفته می‌شدند بدون حقوق و دستمزد یا با دستمزد اندک و بدون کم‌ترین حمایتی، بنابراین آن‌ها وقتی کار می‌کردند به واقع رنج می‌کشیدند
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: پشت همه کار‌هایی که ما انجام می‌دهیم به ویژه در حرفه‌هایمان، اصول و قواعدی وجود دارد که ناخواسته کیفیت کار‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. آن‌ها می‌توانند ظاهر بسیار جذاب و معقولی هم داشته باشند، اما به عنوان مخرب‌ترین عامل در رشد و توازن ما عمل کنند، بنابراین وقتی می‌خواهی کار کنی یا در حرفه‌ات پیشرفت کنی بیش از هر چیزی باید حواست به آن پس زمینه‌هایی باشد که به نظر می‌رسد هیچ فعالیت و تحرکی ندارد، اما در واقع به هر رفتار تو در حرفه‌ات جهت می‌دهد. چند نمونه را این‌جا می‌آوریم، اما تو می‌توانی خود را دقیق‌تر بررسی کنی و به مثال‌ها و شواهد بسیار بیشتری برسی.

اگر به اندازه کافی رنج نبری چیزی نمی‌شوی

بسیاری از ما وقتی کلمه کار را می‌شنویم بی‌اختیار یاد مشقت و رنج می‌افتیم، اما چرا واقعاً این‌گونه است؟ احتمالاً این تصویر ذهنی از آنجا ناشی می‌شود که از گذشته عده‌ای به استثمار گرفته می‌شدند بدون حقوق و دستمزد یا با دستمزد اندک و بدون کم‌ترین حمایتی، بنابراین آن‌ها وقتی کار می‌کردند به واقع رنج می‌کشیدند. این‌گونه است که کار در ذهن ما مترادف و معادل رنج می‌شود. ما تصویر آدم‌هایی را به یاد می‌آوریم که با عرق ریختن و جان کندن اجسام بسیار سنگین را حمل می‌کرده‌اند و نظایر آن و حالا هم در ذهن بسیاری از ما رسوخ کرده است که کار، حتی کار‌هایی که توان عضلانی در آن‌ها تقریباً سهمی ندارد حتماً باید با تقلا و فشار یا داد و بیداد کافی انجام شود. به خاطر همین است که گاهی مدیران نه تنها خود می‌خواهند کار را به امری رنج‌آور تبدیل کنند بلکه کارمندانی را هم می‌پسندند که حتماً پرجنب و جوش باشند، شلوغ کنند، امور را با فشار پیش ببرند و چنان متعصب باشند که یک در میان رگ گردن‌شان باد کند و خالی شود، دوباره باد شود و دوباره خالی شود. اما اگر واقع بین باشیم چه؟ احتمالاً به خودمان خواهیم گفت وقتی می‌توان با آرامش و سهولت امور را پیش برد چرا تولید رنج و درد برای خود و دیگران کنیم.

درست است که گاهی ما در کارهایمان رنج می‌کشیم و آن کار‌ها به موفقیت هم می‌رسند، اما در نسبت دادن آن موفقیت به رنج‌ها باید احتیاط بیشتری به خرج داد. ممکن است حتی داد و بیداد و فشار بتواند در کوتاه مدت کامیابی‌هایی را هم به ارمغان بیاورد، اما فشار در نهایت امری فرسایشگر است و می‌تواند هم فرد و هم نیروی انسانی زیردست او را متلاشی کند.

این قدر از این شاخه به آن شاخه نپر

بایست و کارت را تمام کن، مقاومت کن و هیچ‌کاری را نیمه تمام نگذار، حرفه‌ات را تغییر نده. ظاهراً توصیه‌های درستی به نظر می‌آیند، اما این توصیه‌ها می‌تواند حاشیه‌های ویران کننده‌ای هم داشته باشد. فرض کن تو رشته یا تخصصی را انتخاب کرده‌ای مثلاً یک سال، دو سال، چهار سال از عمرت را صرف کرده‌ای، اما هر چقدر جلو می‌روی بیشتر به این نتیجه می‌رسی که برای آن رشته یا حرفه ساخته نشده‌ای. در این صورت چه تصمیمی می‌گیری؟ بسیاری از آدم‌ها مغلوب قانون سرسختانه «این‌قدر از این شاخه به آن شاخه نپر» می‌شوند. دلیل روانی این رنج دادن‌های غیرضرور به خودمان چیست؟ بیشتر به این خاطر است که ما با خودمان محاسبه کرده‌ایم که راهی را آمده‌ایم، پروژه‌ای را شروع کرده‌ایم و هر طور که شده باید آن را به پایان برسانیم، در واقع ما از پذیرش واقعیت طفره می‌رویم. ما معمولاً در چنین موقعیت‌هایی چه می‌گوییم؟ حیف است، آن وقت تکلیف پول‌هایی که هزینه کردم چه می‌شود یا این همه زمان گذاشتم. سال‌های دانشجویی همکلاسی‌ای داشتم که از رشته‌ای که قبول شده بود چندان راضی نبود. همچنان که بسیاری از ما این‌گونه بودیم، اما او تصمیم متفاوتی گرفت. ترم دوم دانشگاه را کنار گذاشت و دوباره کنکور داد و این‌بار، در رشته‌ای که می‌خواست قبول شد و حالا یکی از بهترین‌ها در تخصص خودش است. ممکن است بگویی اگر قبول نمی‌شد؟ بله! همیشه این ریسک وجود دارد. اما او دست‌کم حس‌های آزاردهنده ماندن در رشته یا تخصصی که دوست نداشت را بر خود تحمیل نکرد.

کار امروز را به فردا مسپار

توصیه خوبی به نظر می‌رسد، اما نه در همه موارد. گاهی ما لازم داریم که با خودمان مهربان‌تر باشیم. وقت‌هایی هست که افسردگی کوچکی گرفته‌ایم، دچار ملال و بی‌حوصلگی هستیم و واقعاً نمی‌توانیم کاری یا پروژه‌ای را پیش ببریم، در این صورت هیچ ایرادی ندارد که تو به خودت زمان بدهی و مثلاً دو سه روز یا یک هفته فضای استراحت برای خود تعیین کنی. وقتی ما می‌گوییم کار امروز را به فردا مسپار و هیچ تبصره و مفری را باز نمی‌گذاریم ناخودآگاه تولید فشار می‌کنیم. هر طور که شده این کار باید انجام شود و معلوم است کیفیت کاری که با محرک «هر طوری که شده باید انجام شود» پیش رفته چگونه خواهد بود. پیش از هر چیز ما لازم داریم که به خود و فضای درون‌مان احترام بگذاریم. اگر من امروز احساس بی‌حوصلگی و رخوت دارم باید آن نشانه را بپذیرم نه اینکه با چکش روی سر آن بکوبم و آن نشانه‌ها را نادیده بگیرم. البته می‌توان آن نشانه‌ها را سرکوب کرد، اما آن نشانه‌ها طولی نمی‌کشد که با قدرت بیشتری خود را به ما نشان می‌دهند و شاید آن موقع ما حق انتخاب زیادی نداشته باشیم.

بیکاری، مادر همه فسادهاست

واقعاً این‌طور نیست. بسیاری از افراد سر کار می‌روند و فاسد هستند و افراد زیادی هم ممکن است کاری نداشته باشند، اما بسیار سلیم‌النفس باشند، بنابراین با شیوع چنین جمله‌هایی نباید بیکار‌ها را زیر فشار روانی قرار دهیم، به گونه‌ای که آن‌ها احساس کنند فاسد هستند، یا نه، به شدت در معرض فساد قرار دارند. همچنان که اشاره شد اتفاقاً فساد‌های مالی و حتی اخلاقی بیشتر از جانب کسانی می‌تواند انجام گیرد که روابط کاری و اداری و... دارند. بیکاری هم می‌تواند فسادآفرین باشد، اما در حقیقت بیکاری نیست که فسادآفرین است، بلکه نوع عکس‌العمل فرد بیکار و برداشت و زاویه دید اطرافیان است که می‌تواند زمینه‌های فساد را ایجاد کند. اصلاً به یک معنا واقعاً چیزی به نام بیکاری وجود ندارد. تو ممکن است موقتاً در جایی بیمه نباشی و دستمزد نگیری، اما آیا واقعاً در این جهان بیکاری؟ وقتی می‌نشینی و در همان فضای بیکاری، مهارتی را دنبال می‌کنی و چیزی یاد می‌گیری، حتی اگر فعلاً به درآمد نرسیده باشی آیا «بی‌کار» هستی؟ و در آن سو کسی که ظاهراً کار ندارد، اما عمر خود را تلف می‌کند و کنش مفید و مثبتی ندارد واقعاً «باکار» است؟ بنابراین چیزی به اسم بیکاری مطلق وجود ندارد، اما ما، چون با یک زاویه دید خاص به همه چیز نگاه می‌کنیم، وقتی کسی کار خود را از دست می‌دهد به او به چشم یک موجود عاطل و باطل نگاه می‌کنیم، در صورتی که ممکن است او در فضای همین بیکاری به رشدی برسد که ما حتی در خواب هم نمی‌بینیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار