۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز رسمی جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران است، اما نقشه این حمله ۳۰ سال قبل طراحی شده بود.
کد خبر: ۱۲۵۲۴۴۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۳۱
معاون نیروی زمینی ارتش:
معاون هماهنگ کننده نیروی زمینی ارتش گفت: جنگ تحمیلی یک نبرد جهانی علیه نظام و جمهوری اسلامی بود و رزمندگان ایران نه تنها با رژیم بعث بلکه با دهها کشور اروپایی به مقابله پرداخت.
کد خبر: ۱۲۵۲۴۳۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۳۱
رئیس ستاد گرامیداشت هفته دفاع مقدس:
کد خبر: ۱۲۵۲۱۴۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۸
رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه:
پایبندی به مؤلفههای پاسداری که تمسک به قرآن و فرهنگ اهلبیت عصمت و طهارت (ع) مهمترین آنهاست، به این نهاد برخاسته از متن مردم و انقلاب، تقدس و اعتبار ویژهای بخشیده است
کد خبر: ۱۲۵۲۱۱۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۹
گفتوگوی «جوان» با خواهر شهید سیدرحیم بازیار که پیکرش هرگز بازنگشت
تا سالها حتی نمیدانستیم او شهید شده یا به اسارت درآمده است؟ هر چه که بود براساس حدس و گمان بود. از آنجا که آزمایش دیانای روی هیچ کدام از اعضای خانواده انجام نشده بود، مادرمان در انتظار بازگشت نشانی از لاله پرپر شدهاش است. این انتظار ناتمام سوی چشم و توان حرکتش را با خود برده است
کد خبر: ۱۲۵۱۸۰۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۸
گفتوگوی «جوان» با یک راوی دفاعمقدس پیرامون تفاوت سبک روایتگری در دهههای مختلف و شائبههایی که درخصوص جنگ مطرح میشود
در دهه ۶۰ هنوز از جنگ فاصلهای نگرفته بودیم که کسی بخواهد با نگاه تاریخی پای صحبتهای یک راوی بنشیند. ما در آن زمان هنوز در دل تاریخ جنگ زندگی میکردیم، اما مادامی که از جنگ فاصله گرفتیم، دغدغهها و بالطبع سؤالات هم تغییر کرد. به عنوان نمونه روایتگری به سمت و سوی تشریح عملیاتها و چرایی موفقیت یا عدم موفقیت آنها پیش رفت
کد خبر: ۱۲۵۱۲۶۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۶
باید قدردان خون شهدا باشیم و بدانیم هر چقدر به دفاعمقدس بپردازیم به تقویت هویت خودمان کمک کردهایم
کد خبر: ۱۲۵۱۰۰۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۵
گفتوگوی «جوان» با خواهر شهید جهادگر مرتضی کردی که پیکرش ۳۴ سال مفقود بود
پدرم خیلی چشم انتظاری کشید ولی مادرم صبورتر بود. سالهای اول به ما میگفتند مرتضی مفقودالاثر است. بعدها مفقودالاثر اسمش عوض شد و به نام جاویدالاثر تغییر پیدا کرد. جاویدالاثر یعنی او شهید شده ولی هیچ خبری از پیکر نیست. این دوری برای پدرم خیلی سخت گذشت. پدرم در سال ۱۳۹۳ به رحمت خدا رفت
کد خبر: ۱۲۵۰۹۵۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۵
خاطرهای از شهید حسن باقری از زبان همرزمش
مادرم وقتی کیسه را در خانه باز کرد با کلی مواد منفجره روبهرو شد. حسن باقری تمام آنها را در سنگر جمع کرده و برایم آورده بود. بار دیگر که او را دیدم با خنده گفتم بابا حداقل به من میگفتی که داخلش چیست. من همینطوری آنرا دست مادرم دادم و او به خانه برد. او هم با شوخی گفت یادگار جنگ است دیگر. گفتم پیش خودت باشد
کد خبر: ۱۲۵۰۷۸۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴
پاسخ به برخی شائبهها درباره علل شروع جنگ تحمیلی در گفتوگوی «جوان» با یک راوی دفاع مقدس
ما افتخار میکنیم در برابر تهاجم یک ارتش منظم با ۱۲ لشکر در زمانی که سپاه و ارتش حتی در شرایط عادی خودشان قرار نداشتند، ایستادیم و دشمن را زمینگیر کردیم. ما افتخار میکنیم طی هشت سال حتی یک تانک به ما ندادند و آن طرف بعثیها بارها لشکرهای زرهیشان را نوسازی کردند، اما باز نتوانستند وجبی از خاک ما را اشغال کنند
کد خبر: ۱۲۵۰۷۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴
گفتوگوی «جوان» با یکی از رزمندگان دفاع مقدس پیرامون اعزام به جبهه از استان سیستان و بلوچستان
اوایل پیروزی انقلاب، در جنوب شرق کشور اعم از استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان، اشرار بسیار وجود داشتند. مردم این منطقه از دست اشرار آسایش نداشتند. منطقه هم بسیار وسیع بود و با توجه به اینکه سیستان مرزهای طولانی با کشورهای پاکستان و افغانستان دارد، مراقبت از آنجا بسیار سخت بود
کد خبر: ۱۲۵۰۳۰۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۱
گفتوگوی «جوان» با خواهر شهیدان محمدحسن و عباسعلی ناطق از شهدای دفاع مقدس استان اصفهان
پدرم یکبار که خیلی دلتنگ محمدحسن بود قرآن خواند و آیهای در مورد شهدا آمد. مادرم وقتی آن آیه قرآن را شنید خیلی منقلب شد. مادرم تا اواخر عمرش وقتی به مزار محمدحسن میرفتیم طوری بیتابی میکرد که انگار فرزندش تازه شهید شده است. مادرم سال ۱۴۰۱ مرحوم شد و به فرزند شهیدش پیوست
کد خبر: ۱۲۵۰۳۰۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۱
گفتوگوی «جوان» با ابراهیم شفیعی، فرمانده محور عملیاتی «بازی دراز» که در شهریور ۱۳۶۰ انجام گرفت
اگر لشکر ۷ دشمن میتوانست به جنوب برود شاید شرایط آنجا به کلی تغییر میکرد. این لشکر میخواست آبادان را کاملاً تصرف کند، اما در جبهه غرب از هم پاشید و در نبود این لشکر، بچههای ما توانستند محاصره یکساله آبادان را بشکنند و این شهر را برای همیشه از خطر سقوط نجات دهند
کد خبر: ۱۲۴۹۷۷۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۹
گفتوگوی «جوان» با یکی از رزمندگان حاضر در جبهههای غرب جنگ تحمیلی
در بازی دراز، چند عملیات انجام شد و گاهی پیروزی و گاهی عدمالفتح داشتیم. آنجا شهدای بسیاری تقدیم شد و البته از دشمن نیز تلفات زیادی گرفته شد. سعی ما این بود، بازی دراز را پس بگیریم و دشمن هم اصرار به حفظ آن داشت. نهایتاً توانستیم بلندیهای آنجا را پس بگیریم و دشمن را از منطقه بیرون کنیم
کد خبر: ۱۲۴۹۵۲۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸
کمکهای شهید اسدالله لاجوردی برای پشتیبانی از جبهههای دفاع مقدس
با آغاز نهضت امام خمینی، شهید لاجوردی هم به جمع یاران ایشان پیوست. او با مشاهده اولین اعلامیه حضرت امام بهشدت تحت تأثیر قرار گرفت و پس از آن، با اشتیاقی وصفناپذیر به همراه دوستانش، تکثیر و توزیع اعلامیههای امام را آغاز کرد. در موضوع لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱، لاجوردی و دوستانش امضای مسئولان اصناف را به همراه اعلامیه اعتراضی امامخمینی و سایر علما، چاپ و در بین مردم پخش کردند.
کد خبر: ۱۲۴۹۵۲۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸
گفتوگوی «جوان» با جانباز قدیرعلی هاشمپور پیرامون خاطراتش از جبهههای دفاع مقدس
قدیرعلی تعریف میکند او و همرزمانش حدود ۱۰۰ نفر بودند، اما برای ۱۵۰ نفر غذا میگرفتند. اضافه غذاها را میبردند دارخوئین و بین چند خانواده فقیر تقسیم میکردند. البته پنهانی این کار را میکردند و اگر فرماندههانشان متوجه میشدند برایشان دردسر درست میشد
کد خبر: ۱۲۴۹۵۲۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸
گفت و گوی «جوان» با دختر شهید شیرعلی سلطانی از شهدای شاخص استان فارس
بابا روزی که ۳۳ سالگیاش تمام شده بود، در کتابخانه مسجد قبری برای خودش کنده و شبها در آن به راز و نیاز با خدا مشغول بود. بارها قبر را اندازه گرفته بود و برای خودش جای سر نگذاشته بود! بابا در آن کتابخانه کلاسی شبیه حلقه صالحین تشکیل داد و قرآن و صحیفه سجادیه آموزش میداد
کد خبر: ۱۲۴۹۳۵۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۷
گفتوگوی «جوان» با حجتالاسلام علی علیدوست از آزادگان دفاعمقدس
بعثیها ابوترابی را کتک میزدند و میخواستند به امام توهین کند، اما سید شروع کرد به گفتن ذکر یا زهرا (س)، یکی از سربازهای بعثی با جفت پا پرید روی سینه سید و تیغی که سیدبرای اصلاح از قبل در جیبش گذاشته بود، به سینهاش فرو رفت و خون فواره زد
کد خبر: ۱۲۴۸۴۶۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۹
خاطراتی از شهید مصطفی پژوهنده، فرمانده گردان دوم تیپ ۵۸ ذوالفقار در گفتو گوی «جوان» با یکی از نیروهای شهید
شهید پژوهنده تبعیدیها را به گردانش میپذیرفت. وقتی پرونده من را خواند، میبیند که سابقه پرباری در دعوا و شلوغ کاری دارم، میگوید این شیرینی چطور آدمی است، بگویید بیاید تا او را ببینم. من خدمت ایشان رفتم. نگاهی به من کرد و گفت: فکر میکردم با یک آدم یل طرف هستم تو که جوجهای!
کد خبر: ۱۲۴۷۸۵۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۷
خاطراتی از روزهای نخست شروع جنگ تحمیلی در گفتگو با یک رزمنده دفاع مقدس
داشتیم ناهار میخوردیم که یکی از دوستانم دنبالم آمد و گفت بچهها در مسجد محله جمع شدهاند تا به جبهه بروند. بدون اینکه مادرم را در جریان بگذارم، همراه دوستم به مسجد رفتیم. یکی از همسایهها مینیبوس آماده کرده بود تا به منطقه برویم. جنگ تازه شروع شده بود و فکر میکردیم هر کس شخصاً میتواند به جبهه برود
کد خبر: ۱۲۴۷۴۱۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۵