
انتخابات 27 سپتامبر در آلمان ترکیب دولت آینده این کشور را مشخص میکند و یکی از موضوعات حساس و مناقشه برانگیز در این انتخابات مسأله برنامههای اتمی آلمان است که اختلاف نظرهای جدی در بین احزاب و سیاستمداران را به وجود آورده است. مناقشه بر سر این موضوع تنها محدود به احزاب و سیاستمداران نمیشود، بلکه مردم آلمان نیز نسبت به این موضوع حساسیت خود را ن شان دادهاند و در تظاهراتی که در پنجم ماه جاری میلادی در برلین برپا شد، حدود بیش از 50 هزار نفر از سراسر آلمان در این شهر جمع شدند تا مخالفت خود با برنامه های هستهای دولت آلمان را به گوش سیاستمداران برسانند. یوخن استی، یکی از فعالان این تجمع گفت؛ «این تظاهرات به سیاستمداران نشان میدهد که دولت بعدی در آلمان با هر اسم و ائتلافی که باشد نباید طرحهای اتمی را ادامه دهد. این دولت میداند که باید راکتورهای اتمی را از میان ببرد». ولفگانگ امکه، یکی از فعالان قدیمی ضد طرحهای هستهای آلمان، با سخنرانی در این تجمع گفت که در این موضوع دیگر به احزاب و سیاستمداران اعتمادی نیست و او و همفکرانش عزم خود را برای دنبال کردن اهدافشان جزم کردهاند و حتی بعد از انتخابات نیز برنامه خود را برای اعتراض ادامه خواهند داد.
سابقه دولت آلمان در طرح های هستهای
جنبش مخالفت با برنامههای هستهای در آلمان که از اوایل دهه هفتاد قرن پیش سرچشمه گرفته توانسته در میان احزاب و سیاستمداران نیز موافقانی پیدا کند به صورتی که این موضوع اینک تبدیل به یکی از چالشهای اساسی احزاب در انتخابات مجلس فدرال شده است. یکی از دلایل اساسی این امر سابقه طرح های هستهای آلمان و نقش سیاستمداران در آن است. برخی از سازمانهای حفاظت از محیط زیست آلمان در این زمینه مدعی هستند که در 50 سال گذشته طرح های هستهای دولت آلمان موجب بروز حدود 5700 حادثه در این کشور شده است. در فهرستی به نام «سوانح ملزم به ثبت» که یکی از این سازمانها در رابطه با حوادث هستهای تهیه کرده عناوین متنوعی به چشم میخورد که مهمترین آنها عبارتند از؛ سوراخ شدن مخازن آب سرد، سوراخ شدن مخازن آب فشارقوی، آسیب دیدن شبکه لولهکشی، خرابی سیستم های تهویه، قطعی برق از اتصالی تا قطع کامل، بروز آتشسوزی از جمله آتش سوزی در پی انفجارهای هیدروژنی در مخازن فشار نیروگاههای اتمی. توبیاس مونش میر، کارشناس مسائل اتمی، در مورد این فهرست میگوید: «هر یک از این ۵۷۰۰ حادثه میتوانست به یک فاجعه تبدیل شود» و «خطرات نیروگاههای اتمی به دلیل فرسوده شدن رآکتورها و خطرات جدیدی مثل احتمال حملات تروریستی به شدت بیشتر شدهاند».
ادعای این دست از سازمانها تنها منحصر به فهرست حوادث مربوط به برنامههای پنجاه ساله هستهای آلمان نمی شود بلکه حوادث سال جاری نیز به هدف آنان کمک کرده است. در 28 جولای سال 2007 حادثهای در مبدل برق نیروگاه کرومل واقع در منطقه گشتاخت هامبورگ موجب بروز آتشسوزی در آن و توقف فعالیتش شد، اما دو سال بعد و با تعمیرات انجام شده در آن، در 21 ژوئن 2009 کار خود را از سر گرفت اما چند روز بعد و در 4 جولای حادثهای مشابه آتش سوزی دو سال پیش باعث خاموش شدن آن شد. این وقایع خشم مردم منطقه را برانگیخت و باعث اعتراض آنان به اقدامات دولت در این زمینه شد. موضوع زباله های اتمی و انبار آنها در منطقه آسه واقع در ایالت نیدرزاکسن نیز حادثه جدی دیگری بود که در سال جاری میلادی اختلاف نظرهای جدی نسبت به طرح های هستهای دولت آلمان را به وجود آورد.
آسه از اوایل قرن بیستم تا سال 1966 مرکز عمده معادن نمک آلمان بود که پس از این تاریخ تبدیل به محل دفن زبالههای اتمی شد و بنابر گزارشها، تا سال 1978 بیش از 126 هزار بشکه زباله اتمی در انبارهای آن و زیر تلی از نمک مدفون شدند که بشکههای حاوی زبالههای اتمی با درجه رادیواکتیو متوسط در عمق 511 متری زمین دفن شدهاند. اکنون معلوم شده که این انبارها چندان جای مطمئنی برای زباله های اتمی و تشعشعات بسیار خطرناک آن نیستند زیرا گمان میرود که آب سفرههای زیرزمینی این منطقه آغشته به مواد رادیواکتیو شدهاند و دلیل آن راه یافتن آبها به حفرههای خالی در کوهپایههایی است که بشکههای زبالههای اتمی در آن قسمت مدفون شدهاند. اداره فدرال مصونیت در برابر پیامدهای تشعشعات اتمی آلمان در گزارشی از وضعیت منطقه اعلام کرده که در پی بروز این حادثه هر روز درجه ایمنی این انبار را آزمایش خواهد کرد. معضل آسه تنها محدود به دفن زبالههای اتمی با درجه رادیواکتیو ضعیف یا متوسط میشود، اما مشکلات مربوط به دفن زبالههایی با درجات بالای رادیواکتیو امر دیگری است که به نظر میرسد دولت آلمان تا کنون طرح مشخصی در مورد آنها نداشته و اخیرا این اداره در گزارشی استانداردهای لازم برای تامین انبارهایی برای دفن این مواد اعلام کرده است. بنابر ظواهر امر قرار است تا در منطقه نمکی گورلبن واقع در ایالت نیدرزاکسن تحقیقاتی برای یافتن انباری مناسب دفن چنین زبالههایی انجام شود اما دولت فعلی با کارشکنی در این امر سعی به پنهان کردن مشکلات موجود در برنامه های هستهای خود دارد.
این دو حادثه باعث شده تا توجه افکار عمومی به معضل برنامههای هستهای در آلمان بیشتر معطوف شود به گونهای که به رغم رشد حمایت مردمی از طرح های هستهای دولت در اوایل سال جاری به میزان 50 درصد، اینک مخالفتها مردمی با این طرحها بیشتر شده است. همین امر به شدت اختلاف بین احزاب در این موضوع و تأثیرآن در انتخابات مجلس فدرال دامن زده است به گونهای که آرایش و دسته بندی سیاسی احزاب به صورت دو جناح مخالف و موافق با برنامههای هستهای در آمده است.
موضعگیری احزاب
در یک تقسیم بندی کلی، احزاب آلمان در دو سوی قضیه برنامههای هستهای این کشور موضع گرفتهاند که در رأس موافقت با تداوم برنامههای هستهای حزب دموکرات مسیحی به رهبری خانم آنگلا مرکل، صدر اعظم فعلی آلمان، قرار گرفته و حزب سوسیال دموکرات به رهبری فرانک والتر اشتاین مایر در سوی مخالف و در جهت برچیدن تاسیسات اتمی آلمان قرار دارد. مبنای اساسی برنامههای اشتاین مایر و حزب متبوع و متحدانش در این موضوع مصوبهای است که در سال 2000 در دولت آلمان به تصویب رسید و دو سال بعد شکل قانونی به خود گرفت. این مصوبه که به نام «بستن گام به گام نیروگاههای هستهای موجود» شهرت دارد برنامهای را در نظر دارد که بنابر آن، دولت آلمان موظف است تا سال 2022 تمام 17 نیروگاه اتمی موجود را از دور خارج کرده و به جای آن، منابع انرژی تجدیدپذیر را جایگزین آنها کند. اشتاین مایر در تبلیغات خود همین برنامه را اساس کار قرار داده و در این مورد میگوید: «به مدت بیش از هشت سال، ما به دنبال برچیدن انرژی هستهای بودهایم و در عین حال، در همین مدت به دنبال یافتن انرژیهای تجدیدپذیر نیز بودهایم. ما راهی طولانی را پیمودهایم تا از پیشروان فناوری انرژیهای تجدیدپذیر شویم و من به شما اطمینان میدهم که به محض اینکه به مسیر تداوم حیات طرحهای انرژی هستهای منحرف شویم. . . تمام سرمایهگذاریهای خود برای بخش تجدیدپذیر را از دست خواهیم داد». سخنان اشتاین مایر با نظرات نهادها و کارشناسان در این دسته از انرژیها هماهنگ است به گونهای که اتحادیه تولیدکنندگان برق اکولوژیکی در آلمان با امیدواری نسبت به اجرای مصوبه سال 2000 و از دور خارج شدن تمام نیروگاههای اتمی تا سال 2022، سرمایه گذاریهای وسیعی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر و هماهنگ با حفظ محیط زیست انجام داده و مدعی است که دولت جدید آلمان پس از انتخابات، اگر در اجرای این مصوبه تجدیدنظر کرده و بخواهد به برنامههای هستهای خود ادامه دهد، آینده تعداد زیادی از فرصتهای شغلی که در رشتههای گوناگون از انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد شده را به مخاطره خواهد انداخت. بنابر ادعای این اتحادیه، اکنون قریب به 300 هزار نفر در بخشهای مختلف این دسته از انرژیها که شامل انرژی خورشیدی و بادی میشوند، مشغول به کار هستند و آینده کاری آنها با تداوم طرحهای هستهای به مخاطره خواهد افتاد. هر چند که متحدان آقای اشتاین مایر از جمله احزاب سبز و چپ در این قضیه رویهای تندتر از وی را در پیش گرفتهاند و خواهان برچیدن نیروگاههای اتمی زودتر از موعد مقرر در مصوبه 2000 هستند اما به نظر میرسد که همگی در اصل انجام چنین برنامهای با وی و حزب سوسیال دموکرات هم رای باشند.
در سوی مقابل، خانم مرکل و حزب متبوعش، دموکرات مسیحی، و احزاب متحد با وی معتقدند که نه تنها لازم است تا نیروگاههای هستهای متوقف نشوند، بلکه به دنبال تجدید نظر در قانون مصوب در سال 2002 نیز هستند تا به این وسیله نیروگاههای اتمی آلمان بتواند بعد از سال 2022 نیز به کار خود ادامه دهند. خانم مرکل در این مورد استدلال کرده که انرژی هستهای نسبت به انرژیهای حاصل از سوختهای فسیلی، منبعی مطمئن تر و ارزانتر است و در مورد اختلافش با طرف مقابل میگوید: «تفاوت بین ما بر سر این مسأله است که آیا ما تا سال 2020 نیازی به برچیدن انرژی هستهای داریم، یا آنکه میتوانیم این انرژی را تا بعد از این تاریخ حفظ کنیم». در واقع، خانم مرکل در مورد انرژیهای تجدیدپذیر مخالفتی ندارد اما معتقد است که تا زمان دستیابی به این دسته از انرژی میتوان از انرژی برق ارزانی بهره برد که از طریق راههای موجود به دست میآید و به این دلیل میگوید: «انرژی هستهای تنها نقش یک پلی از فناوری را ایفا میکند، تا زمانی که انرژیهای تجدیدپذیر به واقع امکان چنین تغییری را به ما بدهند». به نظر میرسد که در منازعه سیاسی به وجود آمده بین احزاب بر سر انرژی هستهای، خانم مرکل با تأکید بر صرفه اقتصادی انرژی هستهای قصد آن را دارد تا در شرایط بحران مالی فعلی اطمینان رأیدهندگان را از طرف مقابل سلب کرده و از سوی دیگر، حمایت طرفداران انرژیهای تجدیدپذیر را به سوی خود نیز جلب کند. هر چند که تکلیف دولت آینده آلمان در 27 سپتامبر مشخص خواهد شد اما میتوان گفت که خانم مرکل با مانورهای موفق سیاسی خود نگذاشته تا رقیبان بتوانند از وی پیشی بگیرند و همچنان خود و حزب دموکرات مسیحی با متحدینش را با اختلاف قابل توجهی جلوتر از رقیبان حفظ کرده است.