کد خبر: 98816
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۸ - ۲۱:۱۷
معما
در بخش نخست خواندیم: ‌
شرکت تروپیک در لاس‌و‌گاس به مناسبت دریافت نشان موفقیت جشن بزرگی بر پا کرد. در این جشن دو چهره برتر شهر، ‌«رایان جنکینز» هنرپیشه معروف و «جاسمین فیوره» مدل مشهور لباس حضور داشتند.
«رایان جنکینز» که کانادایی و مردی خوش‌سیما و بلندقد بود، بالاخره توانست از میان 16 خواستگار جاسمین برنده میدان شود و قلب زن جوان را تسخیر کند. رایان و فیوره تنها یک هفته پس از آشنایی در کلیسای لیتل وایت در لاس وگاس ازدواج کردند.
پنج هفته پس از ازدواج یک روز رایان از فیوره خواست تا دیگر نه در مجلات‌های تبلیغاتی بازی کند و نه در فیلم‌ها و سرانجام بحث آنها به درگیری فیزیکی انجامید.
فیوره فردای آن‌روز به دادگاه‌خانواده رفت و از رایان به خاطر خشونت خانوادگی شکایت کرد، اما به خاطر شهرت و آینده‌اش از شکایت خود صرفنظر کرد.
رایان مرد حسودی بود که دوست نداشت هیچ کس حتی همسرش از او جلو بزند بنابراین وقتی فهمید فیوره قرار است به زودی نقش اول یک فیلم را بازی کند مانع شد. این در حالی بود که خودش برای بازی در فیلم« مرد میلیونر» قرارداد بسته بود. رایان در اواخر ماه ژوئن برای بازی در این فیلم راهی مکزیکو شد.
یک شب که فیوره در خانه نشسته و سرگرم تماشای تلویزیون بود زنگ تلفنش به صدا درآمد. از جایش بلند شد و گوشی را برداشت، صدای پشت خط آشنا بود. . .

و اینک ادامه ماجرا: ‌

رابرت هاسمن سال گذشته با فیوره نامزد کرد اما به خاطر موقعیت شغلی‌اش ناگهان او را ترک کرد.
- حالا بعد از این همه مدت برگشتی که چی؟
- می خوام ببینمت، ‌ می‌خوام باهات حرف بزنم فیوره!
- ما که باهم حرفی نداریم.
- اما من با تو حرف دارم عزیزم!
فردای آن‌روز فیوره نزد رابرت در بوستان بیورا رفت. رابرت در حالی‌که لباس رسمی پوشیده و روی صندلی لم داده بود با دیدن نامزد سابقش به نشانه احترام از جایش بلند شد و با او احوالپرسی کرد.
آنها ساعت‌ها با یکدیگر صحبت کردند. مرد جوان که همچنان خود را عاشق فیوره می‌دانست گفت: ‌تو برای شرکت تروپیک کار می‌کردی و این شرکت آن موقع رقیب سرسخت کمپانی ما بود. از طرفی تو به خاطر پیشنهاد بالای میلیونی این شرکت حاضر به قطع همکاری با‌هاشون نبودی و من هم به خاطر موقعیت شغلی‌ام نمی‌تونستم به این وضعیت ادامه بدم، ‌ قبول کن فیوره! ازدواج با زنی که رقیب توست خیلی سخته و همین مساله می‌تونست موقعیت شغلیمو به خطر بندازه اما اینو بدون من همیشه دوستت داشتم.
دیدار رابرت و فیوره تا بازگشتن رایان به خانه ادامه داشت. زن جوان که به خاطر شوهرش مجبور شده بود از بهترین پیشنهاد کاری‌اش چشم‌پوشی کند تصمیم به انتقام گرفت، غافل از آنکه این کینه به قیمت جانش تمام خواهد شد.
فیلم جنکینز تمام شد و او پس از سه ماه کاری به خانه بازگشت اما تلفن‌های مشکوکی که به فیوره می‌شد او را حساس کرده بود.
***
کارآگاه جوزف با یکی از دوستانش در کافی شاپ نزدیک محل کارش مشغول گفت‌وگو بود که از مرکز فرماندهی پلیس با او تماس گرفتند:
. . . قربان به ما خبر دادند که جنازه «جاسمین فیوره» همان مدل مشهور لباس در خودروی مرسدس بنزش پیدا شده است.
جوزف بلافاصله به آدرس موردنظر در بوستان بیونا که در 20 مایلی جنوب شرق لس آنجلس قرار دارد رفت. در مقابل بوستان خودروهای پلیس به دقت رفت و آمد‌ها را کنترل می‌کردند.
کارآگاه نگاهی به اطراف انداخت. سروان ورنر، افسر تجسس کلانتری که در محل حضور داشت در مورد قتل زن جوان به جوزف گفت: ‌ساعت 7 بعدازظهر بود که نگهبان پارک با کلانتری تماس گرفت و در حالی که به شدت وحشت‌زده بود اطلاع داد که جنازه‌ای را در داخل خودروی مرسدس بنز پیدا کرده است. با گزارش نگهبان همکاران ما در محل حاضر شدند.
ورنر در حالی‌که به شدت هیجان زده و در شوک بود ادامه داد: ‌ قربان جنازه متعلق به «جاسمین‌فیوره» است که بر اساس گزارش نماینده پزشکی قانونی، ‌ قاتل ابتدا زن بیچاره را خفه کرده و سپس با سنگدلی دندان‌های مقتول را شکسته و انگشتان او را قطع و جنازه را در خودرو رها کرده است. همچنین آثار خون روی شیشه‌های جلو‌ و‌ عقب ماشین نشان می‌دهد که زن بیچاره تلاش زیادی برای زنده ماندن کرده است.
با مشخص شدن هویت مقتول، جوزف به خانه فیوره رفت تا از همسرش بازجویی کند، ‌ او در خانه نبود اما در باز بود. جوزف به همراه چند مامور وارد ساختمان شدند و به بازرسی خانه پرداختند. هنگام بررسی پیغامگیر تلفن، چیزی توجه کارآگاه جوان را به خود جلب کرد. در نوار پیغامگیر صدای هاسمن شنیده می‌شد که به فیوره گفته بود: ‌ «فردا در فرودگاه لاس وگاس منتظرت هستم.»
پس از کنترل پیغامگیر تلفن، ‌ جوزف به فکر فرو رفت. متن پیغام نشان می‌داد فیوره قرار بود رایان را ترک کرده و به نزد هاسمن برود، ‌ اما زن نگون‌بخت پیش از آنکه سر قرار برود به طرز فجیعی کشته می‌شود.
ماموران در ادامه تحقیقات بالاخره موفق شدند هاسمن را بازداشت کنند. او که از شنیدن خبر مرگ فیوره شوکه شده بود، در بازجویی‌ها به رابطه با فیوره اعتراف کرد و گفت: مدت‌ها بود که فیوره از دست رفتارهای رایان به تنگ آمده بود. رایان جلوی پیشرفتش را گرفته و نمی‌گذاشت فیوره از او جلو بزند. زن بیچاره به خاطر مخالفت شوهر بدجنسش حتی قرارداد چند میلیون دلاری با یکی از کارگردانان را فسخ کرد و همین مساله باعث شد از او کینه به دل بگیرد. این اواخر هم رفتار رایان وقتی بدتر شده که فهمید فیونر قبلا همسر سابق هم سلولی او در یک زندان کالیفرنیا در سال 2007 بوده و کشف این موضوع آتش حسد و کینه را دردل او بیشتر شعله‌ور کرد. بنابراین به پیشنهاد من تصمیم گرفت رایان را برای همیشه ترک و با من ازدواج کند اما. . .
دراینجا دیگر اشک به هاسمن امان نداد و مدعی شد که قاتل فیوره کسی جز شوهرش نیست.
کارآگاه جوزف به ماموران دستور داد تا همه جا را برای پیدا کردن رایان بگردند. در ادامه تحقیق‌ها پلیس متوجه شد که رایان یک روز پس از کشته شدن فیوره به کانادا پرواز کرده است. پلیس کانادا نیز برای یافتن هنرپیشه معروف وارد عمل شد اما هیچ اثری از رایان نبود. هاسمن نیز معتقد بود رایان به خاطر ثروت هنگفت خود و پدرش قادر خواهد بود تا به هر کجای دنیا که بخواهد فرار کند.
نم نم باران هوای دلپذیری را به ارمغان آورده بود. جوزف شیشه ماشینش را پایین داد تا قطرات باران به صورتش بخورد که ناگهان موبایلش زنگ خورد، سروان ورنر پشت خط بود: ‌ قربان چند دقیقه پیش خبر رسید جنازه رایان در یک هتل در ونکوور پیدا شده است.
جوزف بلافاصله خود را به اداره پلیس رساند. ورنر با دیدن کارآگاه جوزف گفت: ‌به گفته مدیر هتل، ‌ چندی پیش دختری به آنجا می‌رود و پول دوهفته اجاره یکی از اتاق‌های مجلل را پیش پیش به او می‌دهد. اما به جای او مردی که بعدها معلوم شد رایان جنکینز بوده در آن اتاق اقامت می‌کند. رئیس هتل وقتی می‌بیند سه روز از مشتراش خبری نیست به اتاق او می‌رود اما در آنجا با جنازه رایان که خود را به دار آویخته بود روبه‌رو می‌شود.
ورنر سپس در حالی‌که چای در فنجان ریخته و به جوزف می‌دهد ادامه داد: ‌
مدیر هتل بلافاصله با پلیس تماس می‌گیرد و ماموران هم پس از انتقال جنازه به پزشکی قانونی به سراغ دختر جوانی می‌روند که اتاق را برای رایان اجاره کرده بود. در ادامه تحقیق‌ها معلوم می‌شود او «آلنا جنکینز» خواهر ناتنی رایان جنکینز بوده است. او در بازجویی به پلیس کانادا گفت: رایان مدت‌ها بود که به تماس‌های زنش مشکوک بوده، ‌ سرانجام در یک شب که به خانه رفت متوجه پیغام تلفنی هاسمن روی پیغامگیرتلفن می‌شود و از شدت خشم، ‌ نقشه قتل فیوره را می‌کشد.
ورنر فنجان چایش را سر کشید و ادامه داد: ‌‌به گفته آلنا، ‌رایان همان شب به همراه فیوره به مهمانی که در هتل سان‌دیه‌گو برگزار می‌شد می‌روند اما در راه برگشت او را در خودروی مرسدس بنز به قتل می‌رساند و از آمریکا فرار می‌کند.
جوزف که همچنان به دهان ورنر چشم دوخته بود پرسید: ‌چرا آلنا اتاق هتل را برای برادرش اجاره می‌کند؟
ورنر گفت: ‌ آلنا وقتی می‌فهمد برادرش مرتکب جنایت شده از ترس آنکه پلیس به سراغش بیاید و او را هم به عنوان همدست دستگیر کنند اتاق هتلی را برای رایان اجاره می‌کند و از او می‌خواهد به آنجا برود که. . .
درپایان صحبت‌های افسر تجسس، ‌جوزف به فکر فرو می‌رود و دنبال دلیلی برای خودکشی هنرپیشه معروف است. او با خود می‌گوید شاید رایان به خاطر «عشق» مرتکب جنایت شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار