سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: ابتدا علی رضوانی مجری برنامه «بدون تعارف» ۲۰:۳۰ اولین هدف این جریان بود که در پروپاگاندای سعودی تلاش شد وی به عنوان بازجو معرفی شود، این اتفاق کمتر از یک ماه بعد با حمله علیه آمنهسادات ذبیحپور دیگر خبرنگار زن ۲۰:۳۰ امتداد یافت؛ موضوعی که نشاندهنده یک زنجیره سناریوی فتنهگون برای جنگ رسانهای در داخل کشور است.
سکوت منابع خبری وزارت اطلاعات که با رفتار غیرمنطقی دولت شکل گرفت بازار شایعهسازی و دروغپراکنی از سوی مثلث عبری، عربی و غربی را در این باره داغ کرد. دولت از اعلام حقایق درباره اسامی کشتهشدگان سر باز زد تا جایی که با استفاده از این خلأ سرکرده منافقان مریم رجوی توانست به عنوان منبع آگاه به خبرگزاری رویترز آمارسازی دروغین خود را ارائه دهد در این بین ۲۰:۳۰ تنها بلندگوی نظام برای روشن کردن حقیقت ماجرا بود، البته اینکه مدیران خبری تلویزیون اخبار فتنه را فقط به یک خبرنگار خود میسپردند هم جای تعجب داشت چراکه آمنهسادات ذبیحپور پیش از این به خاطر فعالیتهای انقلابی خود مورد تهدید جدی تروریستها قرار گرفته بود با این حال ذبیحپور و رضوانی اولین قربانیان پروپاگاندای منافقان نیستند و آخرین آنها هم در این مسیر روشنگری نخواهند بود.
شایسته است صداوسیما دامنه گزارشگران و مجریان خود را به طیف وسیعتری از این افراد گسترده کند تا یکی دو نفر از ایشان مقابل سیبل ضدانقلاب قرار نگیرند. اگر تلویزیون مجریانی دارد که با خون شهدا و حقیقت جامعه همراه نیستند چه لزومی دارد به آنها حقوق بدهند تا بار بخش عمدهای از فعالیت خبرنگاری ضدفتنه صرفاً روی دوش یکیدو نفر باشد و یک زن مقابل سیبل عصبانیت وحشتناکترین سازمان تروریستی جهان قرار بگیرد! از سوی دیگر همان گونه که گفتیم این یک بازی رسانهای است تا مردم را نسبت به نظام و اخبار حقیقی فتنهها گمراه و بدبین کند. به طور قطع گزارشهای روشنگرانه ذبیحپور مستند به دوربینهای مداربسته شهری بود و در روشنگری حقیقت مؤثر بوده، اما یک سؤال جدی به شایعهسازان آن است؛ اولاً چه لزومی دارد یک خبرنگار که چهره شناختهشدهای است و هر روز در بخش خبری صداوسیما حضور دارد بازجوی افرادی باشد که ارتباطشان با خارج از کشور و رسانههای معاند به امری طبیعی تبدیل شود و ثانیاً خبرنگاران فعالی که برای تولید یک گزارش خبری وقت زیادی میگذارند چه توجیه علمی، عقلی و منطقی دارد تا در سازمان اطلاعات فعال و بازجو هم باشند؟! مگر نه آن است که هر دو کار تخصصی است و مگر نه آن است که هر دو کار دارای حساسیت است؟!
این اتفاق البته میتواند ریشههای داخلی داشته باشد و تخریب افراد هم در آستانه انتخابات از سوی مجموعهای که در انتخابات گذشته نظام را به فعالیت امنیتی متهم کرده بودند تا به کمک منافقان جنایتکار استدلالهای دروغین را جنبه مستدل ببخشند هم در نوع خود بیاخلاقی محسوب میشود، به همین خاطر باید دید این سیستم کثیف با کمک ابزار رسانه آن هم در آستانه انتخابات مجلس بار دیگر تخریب را روی چه پازلی هدایت خواهد کرد.