سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: مرضیه برومند کارگردان آثار خاطرهانگیزی مانند مدرسه موشها، شهر موشها، خونه مادربزرگه و الو الو من جوجوام در مورد تاثیر اسباببازیها و عروسکها بر روند تربیتی نسل آینده کشورمان ضمن تأکید بر این نکته که عروسکها بازیچههایی هستند که در پرورش ذهن و روح بچهها نقش مهمی دارند، میگوید: این حوزه نیازمند فراهم کردن زیرساختهایی است که متولیان فرهنگ توجهی به آن ندارند. متأسفانه ما در خیلی از کارهای نمایشی به سمت کپیکاری رفتهایم! این در حالی است که ما طراحان بسیار خوبی داریم و اگر از کار این طراحان و عروسکسازان حمایت کنیم نیاز به این میزان از کپیکاری نیست.
برومند درباره عروسکها و شخصیتهای قدیمی میگوید: چند وقت پیش یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) مسئله ساخت عروسکهای سنتی را مطرح کرد تا عروسکی مانند «عمو نوروز» ساخته شود، مثلاً ما عروسک عمو نوروز نداریم یعنی عروسکی که مناسب عرضه در زمان عید باشد و در خانههای مردم جای بگیرد یا با ساخت انیمیشن و فیلم درباره آن، کودکان با عمو نوروز آشنا شوند. مردم حتی تصور درستی از چهره عمو نوروز ندارند و اکثراً قیافه آن را شبیه بابانوئل میدانند. در حالی که عمو نوروز در قصههای ما هیئت مشخصی دارد، قدش بلند و باریک است، ریش حنایی دارد، لباده پوشیده و شال سبز بر کمر بسته است، اصلاً چاق نیست، ولی ما چنین عروسکی به عنوان عمو نوروز در کشور نداریم یا اینکه مثلاً در مورد عروسک دختر و پسری با چهره ایرانی که در برگیرنده همه اقوام باشد و بتواند لباسهای متنوع و متعدد داشته باشد و بر تن کند، اصلاً کار نشده است. بعد میگوییم که چرا کودکان ما باربی دوست دارند.
کارگردان «شهر موشها» درباره تولید انبوه عروسکهای بومی و اشکالاتی که به نمونههای کنونی وارد است، اظهار میدارد: عروسکهای بومی به گونهای نیستند که کودک با آنها حس دوستی پیدا کند و آن را در آغوش بگیرد، عروسک باید شبیه خودش، مادرش، خالهاش و… باشد، اما نیست. باید روی این عروسکها کار شود وگرنه به همین شکل مطلوب نیستند، البته لازم هم نیست با تولید انبوه عروسکها آنها را به صورت سریدوزی درآوریم که آسیب وارد شود. آن عروسکهای بومی سر جای خودشان هستند، اما شمایل این نوع عروسکها میتواند به صورت انبوه درآید تا مخاطبان عام هم به سمت این عروسکها بیایند. برومند میافزاید: مثلاً من همیشه فکر میکنم یک عروسک باید فیزیک مناسب برای همه اقوام داشته باشد تا بتواند لباسهای متعدد کردی، ترکی، بلوچ، عرب و… داشته باشد و آن را بپوشد و لباسها تغییر پیدا کنند، این برای بچهها بسیار جذاب خواهد بود.
وی در رابطه با نحوه احراز شرایط افراد یا گروههایی که مایل به حرکت در این مسیر هستند، میگوید: این مسئولیت باید به عهده گروه یا بخشهایی گذاشته شود که ضمن داشتن مسئولیت ساختاری و قانونی از نظر چارت تشکیلاتی و اتاق فکر متشکل از گروههای مرتبطی همچون طراح، جامعهشناس، روانشناس و… باشند. باید زیرساختها را آماده کرد، این یک کار فرهنگی است و باید به هر کار صحیح در حوزه فرهنگی کمک شود، زیرا اگر برای این نوع پروژهها، صرفاً به تولیدکننده حرفهای اسباببازی مراجعه شود، او چنین سرمایهگذاریهایی را برای فراهم کردن زیرساخت انجام نخواهد داد و مجدد به فکر وارد کردن اسباببازی چینی میافتد. باید کار دائمی کرد و ما خیلی روی اسباببازیها، اشیا و عروسکهای بومی کار نکردهایم.
«برومند» درباره وضعیت فرهنگی کشور میگوید: ما روز به روز وضعیتمان بدتر میشود و از لحاظ فرهنگی دچار سقوط شدیم و خیلی ارزشهایمان کمرنگ شده است و چیزهایی جایش را گرفته که در واقع ضد ارزش هستند و این نتیجه اشتباه کردن در مسیر فرهنگی و تولید کالاهای فرهنگی نامناسب است. متأسفانه متولیان فرهنگی ما آدمهای ناوارد و نابلد هستند که در این حوزه هیچ تخصص و پیشینهای ندارند و فقط دستورالعمل خشک حکومتی را اجرا میکنند و لطمه میزنند.