که این سان ناگهان و بی‌دلیل و بی‌نشان رفتی
کد خبر: 955002
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/0040RG
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۲:۵۸
در سوگ مهرداد محمدی شاعر جوان ایلامی
مهرداد محمدی را قبل از شعرهایش، با کاراکتر مهربان و دوست‌داشتنی‌اش می‌شناسیم. طنازی‌های بی‌اندازه‌اش که ریشه عمیقی در اندوه پنهانش داشت.
امید سوماری
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: مهرداد محمدی را قبل از شعرهایش، با کاراکتر مهربان و دوست‌داشتنی‌اش می‌شناسیم. طنازی‌های بی‌اندازه‌اش که ریشه عمیقی در اندوه پنهانش داشت. «مهرداد» شاعر بود در معنای تمامش، و جنس کلمات را با همه وجودش حس می‌کرد و در آغوش می‌گرفت. جوانی نازنین و دوست‌داشتنی که دغدغه‌های سرودنش را از اواسط دهه ۷۰ احساس کرد. او خیلی زود رازهایش را با کلمات و واژه‌ها در میان گذاشت و به سرعت خود را از بقیه دوستان و شاعران همدوره‌اش متمایز کرد. او خود شعر بود و شاید شعر گفتن برایش کم بود. دلبستگی‌اش به موسیقی علی‌الخصوص موسیقی کردی او را از زمین می‌رهاند و همواره زادگاهش و سنت‌های پاک سرزمینش را ستایش می‌کرد.

این روز‌ها و سال‌های اخیر، اما کمتر می‌دیدمش. با اینکه به تهران آمده بود و دیوار به دیوار دل من داشت، اما مشغله‌های زندگی پراسترس و مضحک امروزی فاصله دیدارمان را بیشتر کرده بود... در رادیو گویندگی می‌کرد، اما شعر، دوست و همراه جداناشدنی‌اش بود.... تمام افسوس این روز‌های من، ندیدنش در «همسایگی» بود. ظاهراً جلسات شعری داشت در خیابان کارگر جنوبی که فاصله‌اش تا دفتر کار من در خیابان جمالزاده جنوبی صد متر بیشتر نبود، اما هر بار بهانه‌ای و دلمشغولی مضحکی، که مانع دیدارمان می‌شد...

و حالا می‌بایست این حسرت، مرا تا پایان راه، تا رسیدن به او، بدون بودنش همراهی کند.
همیشه دلتنگش خواهم بود و او را هر روز در میان خاطرات مشترکمان که حالا دیگر پا به سن گذاشته‌اند مرور خواهم کرد. در فرصتی مناسب از آثار و شعرهایش بیشتر خواهم گفت، اما تلخی نبودنش این روز‌ها کام شعر‌های مرا هم تلخ کرده است.

شعری از آن مرحوم را مرور می‌کنیم:
شبی تلخ از شبان تلخ‌تر از شوکران رفتی/
شبی که گریه سرمی‌داد با من آسمان رفتی/
اتاق از هرم جان‌بخش نفس‌های تو خالی شد/
و من جا ماندم و این خانه خالی، کز آن رفتی/
پس از تو آفتاب از کوچه‌های ذهن من کوچید/
زمستان در زمستان شد شبی که با خزان رفتی/
کجا؟ پیش که؟ این بغض فروبسته رها سازم؟ /
کجا؟‌ای شانه‌های مهربان تو، امان رفتی. /
هلا‌ای عشق،‌ای یارای بودن،‌ای تمام من/
چگونه از کنار ماندن این ناتوان رفتی/
چگونه سر کنم با این شب تاریک بی‌روزن/
چرا‌ای چشم‌هایت چلچراغ خانه‌مان رفتی/
کدامین جاده آیا ردی از راه تو خواهد داد/
که این سان ناگهان و بی‌دلیل و بی‌نشان رفتی/
مهرداد محمدی سراینده مجموعه شعر‌های «وقتی تو نباشی» و «دیدار با زنی که نیمه من بود» روز جمعه ۲۴ اسفند به علت ایست قلبی در تهران درگذشت. مهرداد محمدی متولد ۱۳۵۵ از گوینده‌های موفق رادیو ورزش بود که بار‌ها به خاطر متن‌هایش از او تقدیر شده بود. وی برنده جایزه نویسندگی رادیو در جشنواره‌های مختلف بود. محمدی همچنین رتبه اول کنگره ادبی شب‌های شهریور را در کارنامه ادبی خود داشت. روز‌های پایانی این هفته شاعران و جمعی از دوستداران آن شاعر فقید از شهر‌ها و استان‌های دیگر، در زادگاه او گردهم می‌آیند و یاد و خاطره‌اش را گرامی می‌دارند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
United States
|
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۴
0
1
سلام ودرود بر شما دوست ورفیق قدیمی اقای سوماری
پاسخ ها
ناشناس
| United Kingdom
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۴
ممنون از شما
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
مهمترین عناوین
آخرین اخبار