رویای آمریکایی نابود میشود
حالا باز هم آمریکا در آزمونی مشابه قرار گرفته است؛ بهرغم اینکه آمارهای اقتصادی از برطرف شدن کامل آثار بحران اقتصادی سال 2008 خبر میدهند، نگاهی به بطن جامعه آمریکایی، حکایتی دارد خلاف تمام افسانههایی که در رسانههای این کشور نقل میشود. رشد مداوم اقتصادی نزدیک به 90 درصد جامعه آمریکا را منتفع نمیکند. بخش زیادی از نقدینگی در دستان بانکها و موسسات بزرگ مالی قرار دارد که در سال 2008، از کمک سخاوتمندانه نیم تریلیون دلاری دولت جورج بوش پسر بهره بردند. همین موسسات با استفاده از اوراق مشتقه از رهن خانه میلیونها آمریکایی در فاصله بین سالهای 2000 تا 2007 نزدیک به یک تریلیون دلار سود بردند و با همین طمع لجام گسیخته، مصیبت بحران مالی را بر سر آمریکا آوردند. شرکتهای بزرگ نیز تلاش میکنند تا برای بیشینه کردن سود خود، کارخانههای تولیدی را به کشورهایی همچون چین انتقال دهند و طبقه کارگر سفیدپوست آمریکا که زمانی به صنایع بزرگ آمریکایی امید داشت، حالا باید بهدنبال بیمه بیکاری باشد و از مغازههای ارزان قیمت کالاهای چینی خرید کند. ایالتهای شمالغربی آمریکا همچون پنسیلوانیا، کارولینا و میشیگان که زمانی بهعنوان قلب صنعتی این کشور شناخته میشدند حالا از سوی اقتصاددانان آمریکایی بهعنوان کمربند زنگار شناخته میشوند، یعنی مجموعهای از کارخانههای از کار افتاده و متروکه. تمرکز سرمایهگذاری در صنایع با فناوری بالا موجب شده است کارگران آمریکایی چارهای جز کار در مشاغل پست خدماتی نداشته باشند. حالا حق بدهید روح سوسیالیسم و چپگرایی بر فراز دژ لیبرالیسم اقتصادی پرواز کند.
وقتی ترامپ دژ دموکراتها را میشکند
شاید رای به دونالد ترامپ، واکنشی به همین حقارت طبقه متوسط سفیدپوست آمریکایی بود، کسانی که هیلاری کلینتون را نماد طبقهای میدانستند که این مصیبت را به آنان تحمیل کرده بود؛ جهانگراییای که با بانکدارها متحد شده است و با کمک کمپانیهای بزرگ صنایع را میدزدد و برای سود بیشتر به چینیها واگذار میکند. سربازان را در سوریه و عراق به کشتن میدهد و مالیاتشان را بیهوده تلف میکند. جالب اینجاست که برنی سندرز، سناتور کهنهکار دموکرات بهعنوان رقیب هیلاری کلینتون در انتخابات درونحزبی دموکراتها، اهداف و سخنانی مشابه داشت. حتی ترامپ در جریان رقابتهای درونحزبی جمهوریخواهان به این نکته اشاره میکرد که بسیاری از شعارهای وی با سندرز چپگرا مشابه است، اما برتری ترامپ بر سندرز، منابع مالی عظیم وی بود که امکان غلبه بر تئوکراسی درونحزبی جمهوریخواهان را فراهم میکرد. سندرز، قربانی تبانی درونی کلینتون با حامیان مالی حزب دموکرات شد و در نتیجه، ایالتهایی همچون ویسکانسین که دژ دموکراتها در انتخاباتهای ریاستجمهوری بهشمار میرفتند، رای خود را به صندوق ترامپ انداختند و او به ریاستجمهوری رسید.
سوسیالیست 28 ساله در قلب بانکداری آمریکا
حالا و در آستانه انتخابات کنگره، تحولی عجیب اینبار در حزب دموکرات در حال وقوع است. در حالی که مهرههای اصلی دموکراتها برای یک رقابت سخت با جمهوریخواهان در انتخابات سراسری ماه نوامبر آماده میشوند، آلکساندریا اوکاسیو کورتز، یک سوسیالیست 28 ساله توانست به پیروزی برسد. کورتز در انتخابات سال 2016 ریاستجمهوری آمریکا در ستاد برنی سندرز بهعنوان یک تبلیغاتچی خیابانی فعال بود. حالا بهنظر میرسد تبلیغاتچیهای خیابانی خود به میدان آمدهاند تا کار را از روسای کراواتپوش دموکراتها تحویل بگیرند. رقیب او، جو کراولی نزدیک به 10 بار به کنگره آمریکا راه یافته بود و شاید تصور نمیکرد حیات سیاسی وی به دست یک دختر چپگرا پایان بپذیرد. کراولی برای پیروزی در این انتخابات بیش از سه میلیون دلار خرج کرد در حالی که هزینه تبلیغاتی اوکاسیو کورتز نزدیک به ۳۰۰ هزار دلار بود. کورتز، تبار پورتوریکویی دارد و در تبلیغات خود مقابله با سیاستهای مهاجرتی ترامپ را وظیفه اصلی خود میداند و برای دیدارهای تبلیغاتی، بارها به مناطق مرزی مکزیک سفر کرده است. این دموکرات سوسیالیست در انتخابات میاندورهای در نوامبر امسال با آنتونی پاپاس، رقیب جمهوریخواهش برای ورود به کنگره رقابت خواهد کرد و درصورت پیروزی، جوانترین زنی خواهد بود که به کنگره راه مییابد.
جالب اینجاست که زندگی وی نمونه روشنی از طبقه محروم آمریکایی است. پس از فارغالتحصیلی برای کمک به خانوادهاش بهعنوان پیشخدمت کار کرد. مادر او خدمتکار خانه و راننده اتوبوس و همچنین سالها قبل به آمریکا مهاجرت کرده است. اوکاسیو کورتز، از پوشش سلامت همگانی، شهریه رایگان دانشگاهها و اصلاحات در سیستم عدالت کیفری حمایت میکند و بارها بر این نکته تاکید کرده زمان تغییرات نسلی، نژادی و ایدئولوژیکی در حزب دموکرات فرا رسیده است.
حزب دموکرات، سرخپوش میشود
بسیاری از کارشناسان آمریکایی، پیروزی کورتر را نشانه از سرخپوش شدن حزب دموکرات و رستاخیز دوباره چپگرایان در آمریکا میدانند. این تحول بخشی از یک دگرگونی عمیق است که در جامعه آمریکا و پس از بحران اقتصادی سال 2008 آغاز شده است. اگرچه در انتخابات ریاستجمهوری سال 2016، دونالد ترامپ با پیروزی از الگوی اندرو جکسون، رئیسجمهور اسبق آمریکا در قرن نوزدهم، قلب طبقه له شده آمریکایی در تلاطمات مالی را بهدست آورد، اما اینبار سوسیالیستهای آمریکایی خود به میدان آمدهاند تا با سرمایهداران جمهوریخواه رقابت کنند. باید دید این موج تا چه اندازه دوام میآورد، ولی نکته جالب اینجاست که چپگرایان آمریکایی یک متحد غیرقابل پیشبینی در این مسیر یافتهاند و آن هم جامعه اطلاعاتی آمریکا است. دو قطبی که پیش از این دشمن خونی همدیگر بودهاند و حالا برای زدن یک دشمن مشترک با هم متحد شدهاند. شاید در آستانه انتخابات، رابرت مولر، بازرس ویژه گزارشی را نشر دهد که همچون سونامی جامعه آمریکا را متحول کند. اینها احتمالاتی است که نمیتوان از ذهن دور کرد. با این حال پیروزی کورتز یک نکته را بر همه آشکار کرده و آن این است که چپگرایان آمریکایی برای بازگشت به صحنه سیاست آمریکا، کمربندهای خود را محکم بستهاند.