
دولتهای امریکا در عین تنوع تاکتیکها و ابزارهایی که برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران در اختیار داشتهاند، از یک نوع «سردرگمی» رنج بردهاند، به طوری که در هیچ دورهای نتوانستهاند به اهداف غایی خود در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران دست پیدا کنند.
در دولت دونالد ترامپ نیز این سردرگمی خودنمایی میکند کمااینکه سخنان اخیر دونالدترامپ یا مایک پمپئو با محوریت ایران نیز فاقد انسجام کافی و جامع بود و بسیاری از عناوین اتهامی که این دو علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کردند، همان عناوینی است که پیش از این از سوی سایر مقامات امریکایی نیز تکرار شده بود، عناوینی نظیر «دخالت ایران در امور داخلی سایر کشورها»، «نقض حقوق بشر در داخل» و «به مخاطره انداختن صلح و امنیت بینالمللی.»
به عنوان نمونه پس از سخنرانی اخیر پمپئو زمانی که مجری برنامه از وی درباره ضرب الاجلی برای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران سؤال کرد، وزیر امورخارجه امریکا با فرافکنی در پاسخ بیان کرد، این مردم ایران هستند که میتوانند زمان تغییر رژیم در ایران را تعیین کنند!
سیاستمداران امریکا سابقه نداشته که در طول یک دوره زمانی نسبتاً طولانی برای فروپاشی یک کشور میلیاردها دلار هزینه کرده و با انواع و اقسام ابزارهای داخلی و بینالمللی فعالیت کنند، اما به هیچ دستاورد مشخصی دست پیدا نکنند و همین مسئله است که باعث میشود وجه بارز سخنرانیهای دونالد ترامپ و مایک پمپئو در مورد جمهوری اسلامی ایران عصبانیت و پرخاشگری این دو باشد چراکه راهبرد و فعالیتهای گسترده ضدایرانی آنها تاکنون کمترین دستاوردی برای امریکا به همراه نداشته است. فقدان قدرت اثرگذاری سیاستهای ضدایرانی مقامات امریکا در حالی باعث شده رئیسجمهور و وزیر امور خارجه این کشور حتی با عصبانیت دشمنی خود با جامعه ایرانی را به دعوای شخصی میان خود و برخی از مقامات بلندپایه کشورمان برسانند و در سخنرانیهای خود به جای بیان استراتژی مبرهن به توهین نسبت به مقامات کشور بپردازند که بسیاری از اندیشکدههای غربی نسبت به چنین مسئلهای هشدار داده و از مقامات امریکایی خواستهاند تا اشتباهات مقامات پیشین این کشور در رویارویی با کشورمان را تکرار نکنند.
طرح جدید علیه ایران شعاری است
اندیشکده بروکینگز با چاپ مقالهای به طرح دوم امریکا برای مقابله با ایران که توسط «مایک پمپئو» اعلام شده بود اشاره کرد و با بیان اینکه طرح دوم دولت ترامپ عله ایران، اصلاً طرح نیست، ضمن انتقاد از سخنان وزیر خارجه ایالات متحده نوشت: تردید، خاتمه یافته است. دو هفته پس از آنکه دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا، توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را نقض کرده و به یکسری سؤالات درباره «طرح دوم» دولت امریکا دامن زد، مایک پمپئو وزیر خارجه، راهبرد جدید امریکا برای مقابله با چالشهای ایجاد شده توسط جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرد.
بروکینگز در ادامه مینویسد: «این استراتژی فقط یک مشکل دارد و آن هم اینکه اصلاً استراتژی نیست و نمیتوان از آن به عنوان یک راهبرد جدید یاد کرد. آنچه توسط پمپئو اعلام شد، چنگ زدن به مجموعهای از آرزوهای واهی برای تغییر حکومت ایران بود که در پوششی از اظهارنظرهای ضعیف ظاهر شد.»
پیش از این اندیشکده نیز بسیاری از مقامات غربی و مؤسسات راهبردی نسبت به رویکرد احساسی که توأم با سردرگمی است هشدار داده بودند به عنوان نمونه وزیر خارجه فرانسه درباره پیامدهای رویکردی اخیر ترامپ و پمپئو علیه ایران هشدار داد.
ژان ایو لودریان نیروهای انقلابی و مخالف سلطه غرب در ایران را «تندرو» لقب داده و از تقویت آنان در اثر سیاستهای خصمانه ترامپ، ابراز نگرانی میکند.
عدم استراتژی مشخص مقامات امریکایی در حالی است که آنها نیز همانند بسیاری از مقامات پیشین امریکایی در جهت پیادهسازی طرحی تکراری و فاقد اثرگذاری به نام «تغییر حکومت در ایران» گام برمیدارند به طوری که طبق گفته برخی از منابع خبری غربی از جمله سایت «واشنگتن فری بیکن»، دولت ترامپ «طرح تغییر حکومت ایران» را با محوریت «حمایت از اعتراضات مردمی» مورد توجه قرار داده که طی آن امریکا از گزینه «حمله نظامی» را فعلاً کناره گذاشته است.
طرح مذکور که مورد تأیید ضمنی کمیته امنیت ملی امریکا در دولت کنونی امریکا نیز قرار گرفته است به رئیسجمهور امریکا دونالد ترامپ پیشنهاد داده تا از مسیر حمایتهای دیپلماتیک و مالی و اطلاعاتی از برخی از دستهها و گروههای داخلی به بهانههای توسعه دموکراتیک در ایران، در جهت دوقطبیسازی جامعه با حاکمیت سلامی گام بردارد و از این مسیر حکومت را تغییر دهد.
این طرح در حالی «سیاست خارجی بلندمدت دولت ترامپ» درباره کشورمان را با محوریت براندازی تعیین میکند که طی هفتههای گذشته بسیاری از مقامات امریکایی و از جمله ترامپ منکر تلاش این کشور جهت فروپاشی سیاسی در ایران شدهاند. در بخش دیگری بااشاره به اینکه برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم، یک گزینه واقعگرایانه وجود دارد و آن گزینه جنگ یا اشغال نیست، چون به «هزینه بالا» و «مدت طولانی» نیاز دارد، مینویسد: «احتمال اینکه ایران فعالیتهای اتمیاش را متوقف کند خیلی کم است. پس اگر امریکا حکومت ایران را تغییر ندهد، باید یا ایران اتمی را بپذیرد یا به تأسیسات اتمیاش حمله کند.» طرح مورد اشاره توسط گروه Security Studies Group یا «اس. اس. جی.» به عنوان یک «اندیشکده امنیتی» به کاخ سفید ارائه داده شده است و درباره حوادث سال گذشته مینویسد: «در حالی که حکومت ایران، ثروتهایش را به خارج از کشور میفرستد تا هزینه جنگهای منطقه را تأمین کند، مردم در ایران از بحران شدید اقتصادی رنج میبرند.»
مدیر این مجموعه نیز در گفتوگویی درباره رویکرد دونالد ترامپ درباره ایران مینویسد: «دولت ترامپ قصد ندارد تانکهای امریکا را به ایران بفرستد تا با دخالت مستقیم نظام را سرنگون کند. در واقع امریکا برای حکومت بعدی برنامهریزی میکند.»
اعتراف به ناکارآمدی طرح ترامپ
«خاویر سولانا» دبیرکل سابق ناتو نیز در گفتوگو با «مادرید دیس ویک» بیان میکند: «ایران مرا میترساند. آنچه امریکا خواسته، بسیار سخت است. ایران هرگز چنین چیزی را نمیپذیرد. (این شروط) عملاً تغییر رژیم است.»
وی در ادامه میگوید: «امروزه باید بدانیم که تغییر نظام کارساز نیست.» وی تصمیم امریکا برای تعیین چنین شروط و خروج از برجام را «تأسفبار» عنوان میکند.
آنچه مبرهن میباشد این مسئله است که تلاشهای گسترده غرب برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران تاکنون فاقد نتیجههای مشخص بوده و یکی از دلایل مهم سردرگمی مقامات امریکا که در سخنرانیهای امروز آنها نمود بیرونی دارد همین مسئله است و این در حالی است که دولتمردان کنونی امریکا همانند دولتهای گذشته این کشور همچنان در تلاش برای تغییر حاکمیت در کشورمان هستند؛ هدفی که بارها منکر آن نیز شدهاند؛ مقام معظم رهبری نیز در واکنش به این سطح از تلاشهای امریکاییها در دیدار اخیر با بیان اینکه براندازی نظام جمهوری اسلامی، هدف مشخص امریکاییهاست، با اشاره به تلاش دولت قبلی امریکا در پنهان کردن این هدف در موضعگیریها و نیز نامههایی که برای رهبر انقلاب میفرستاد، گفتند: رفتار آنها همان رفتار براندازی بود که دولت فعلی، صریح و بدون ملاحظه آن را اعلام میکند.
ایشان تلاش برای گرفتن ابزارهای اقتدار ملی ایرانیان را روش اصلی و وسیله امریکاییها برای تحقق «براندازی» برشمردند و افزودند: «عواطف مردم و افکار عمومی هم جهتِ با حکومت» و «ایمان و انگیزه جوانان» از جمله ابزارهای اصلی اقتدار ملی است و به همین علت دشمنان درصدد تضعیف و سلب آنها هستند.