
فرزانه نوريان
با گرفتن روزه براي مدت خاصي از خوردن و آشاميدن به صورت كلي يا چيزي خاص ممانعت ميكنيم و اين كار را آگاهانه انجام ميدهيم. داشتن آستانه تحمل در هنگام رويارويي با مسائل و برخورد صحيح با مشكلات ايجاد شده، وجهي از سلامت روان است و ما بايد تحمل و صبر را تمرين كنيم و بيشك تحمل گرسنگي و تشنگي ميتواند آستانه تابآوري ما را افزايش دهد. زمانهايي كه در فصل گرما روزه ميگيريم روزهاي اول كمي سخت است، اما در روزهاي بعد بسيار آسان ميشود به گونهاي كه در اواخر ماه مبارك رمضان افراد از اتمام ماه روزهداري غمگين ميشوند. اين خود نشان ميدهد كه انسان موجودي انعطافپذير است و بايد نقشها و فضاهايي را تمرين كند. اينكه همه چيز براي تو مهيا باشد ولي از خوردن و آشاميدن ممانعت كني يعني به بدنت و روحت اين پيغام را ميدهي كه هر وقت هر چه را خواست و طلب كرد نميتواند استفاده كند. اين موضوع خود آستانه تحمل و صبر را در فرد افزايش داده و در رويارويي با مسائل مختلف زندگي او را قويتر و صبورتر ميكند. حال اين قسمتي از مسئله روزهداري است. قسمت ديگر چيزي است كه در دين مبين اسلام و هيچ يك از اديان نيامده است، ولي در سالهاي اخير بسيار آن را مشاهده كردهايم و متأسفانه به سمت سبك و فرهنگي از جامعه رفتهايم كه اگر كسي برخلاف آن عمل كند جاي تعجب دارد! و آن مسئله اسرافهاي بيحد و حصري است كه در قالب افطاريهاي پر زرق و برق ديده ميشود.
ساده بگير اين لحظات را و خودت باش
يادم ميآيد سال گذشته براي افطار با دوستان جايي دعوت بوديم. سفرهاي پر زرق و برق براي افطار چيده بودند. همه ساعتهاي زيادي گرسنگي را تحمل كرده بودند و مشتاقانه مشغول صرف افطار بوديم كه يكي از دوستان متذكر شد كه دوستان شام مفصلي هم هست. خودتان را سير نكنيد! حال مسئله اين است كه از نظر پزشكي هم وقتي زمان زيادي بدن مايعات و غذا نگرفته است و حجم بسيار زيادي قند، كربوهيدرات و... را آن زمان وارد بدن ميكنيم نه تنها روزهداري مفيدي نيست بلكه باعث افزايش وزن و تأثيرات منفي هم به بدن ميشود و از بعد روانشناسي هم افراد را در چالشهاي فكري فرو ميبرد. بحث اسراف هم كه جاي خود دارد.
متأسفانه همه فكر ميكنند كه بايد سفرههايشان براي مهمانان افطار پر زرق و برق شود و چون اين حس كه من با بضاعت كمم مهمان دعوت كنم باعث شرمساريام ميشود، دو حالت ايجاد ميكند؛ يا از دعوت مهمان افطاري سر باز ميزند كه پس از آن احساسهاي منفي و گاهي حس حقارت را تجربه ميكند و باعث فاصله او از جمع و اجتماعش شده و او را در انزوا فرو ميبرد كه با سلامت روان او در تداخل قرار ميگيرد، يا اينكه مهمان دعوت ميكند و در استرسهاي محيطي خود را قرار ميدهد و در نهايت حالتهاي خوشايندي را تجربه نميكند و نميتواند از جمع حاضر انرژي بگيرد، لذا در حالتي از احساسهاي منفي قرار ميگيرد كه باز هم به خود و ساختار سلامت روانش آسيب ميزند؛ چراكه آموخته است بايد كاري بكند كه ديگران انجام ميدهند. اين حرف ما پرورش فقر يا پيشرفت نكردن نيست، حرف ما اين است كه شبهاي ماه روزهداري شبهايي است كه ميتوان كنار هم نشست، تبادل تجربيات كرد و لحظات شادي را كنار هم گذراند و خود اين جمع همدل ما را بانشاطتر و نزديكتر به هم ميكند. بهتر است در اين ماه همدلي را جايگزين افراط در همخوري كنيم. اسراف را هيچ ديني تأييد نميكند و هيچ آييني ترويجش نميدهد، علم روانشناسي هم ميگويد ساده بگير اين لحظات را و خودت باش. به دور از نقابي كه گاهي مجبوريم به خود بزنيم و ما را از خودمان دور ميكند. اين است تكاملي كه اين روزهداري ميتواند ما را از آن بهرهمند كند. پس چه خوب است روح و جسممان را در ماه مبارك رمضان تعالي ببخشيم نه اينكه با سفرههاي رنگين و پر زرق و برق، انسانيت خود را ذبح كنيم.
روزهداري عزت نفس را بالا ميبرد
عزت نفس به معناي پذيرش و ارزشمندي است. مؤلفه مهمي كه شخص نسبت به خويشتن احساس ميكند. روانشناسان بر اين باور هستند كه برخورداري از عزت نفس در سلامت روان فرد تأثيرگذار بوده و معنويات و باورهاي مذهبي، از مؤلفههاي اساسي است كه بر عزت نفس تأثير مهمي دارد. در اين باره تحقيقاتي هم انجام شده است كه نشان ميدهد روزهداري باعث افزايش عزت نفس فرد ميشود چراكه زمان زيادي كه ما تشنگي را تحمل ميكنيم اگر پشت آن ايماني نداشته باشيم نميتوانيم آن را تحمل كنيم و اينجاست كه ميفهميم وجوديت ما به عنوان يك انسان ارزشمندتر از آن چيزي است كه فكرش را ميكنيم. پس قادريم كه وجوديتمان را افزايش دهيم و در جهت رشد عزت نفس خود گام برداريم. بسيار ديده شده افرادي كه روي روان خود كار كردهاند و سعي در پيشرفت معنويت خود داشتهاند و در نهايت هم به روحي بزرگ دست يافتهاند و توانستهاند در رويارويي با مسائل بزرگ از نظر ديگران راحتتر عمل كرده و بيشتر و بهتر به پذيرش برسند. لزوماً دنياي ما دنياي بيمشكل نيست. بلكه دنيايي است كه روح ما بزرگتر از مسائل ميشود. چطور ميشود بدني كه صبحانه، ناهار و شام را دريافت ميكند و ميانوعدههاي خود را نيز طلب ميكند، ميتواند ساعتهاي طولاني بيآب و غذا بماند؟ آيا اين چيزي است غير از معنويت و باورهاي مذهبي كه ما را به سوي تعالي هدايت ميكند؟ بدن هم مانند هر ساختار ديگري نياز به تصفيه و استراحت دارد تا عملكردهاي كبدي، گوارشي و... را در خود نظمدهي كند.
روزهداري فرصتي براي خلوت با خود واقعي است
روزهداري فرصتي بزرگ براي استراحت و تصفيه است. فرصتي كه در طول آن بدن نيز كمي حالت ريلكس را تجربه كند و كاركرد مؤثرتري را بتواند ارائه دهد، حتي جوامعي كه خيلي به روزهداري معتقد نيستند، هرازچندگاهي رژيمهاي غذايياي ميگيرند كه بسيار شبيه به روزهداري است. روزهداري باعث ميشود تمركز تو از جسمت به سمت روحت برود، كمي بيشتر درگير خود واقعيات ميشوي. آن هم به دور از تفكرات معمول. ما گاهي نياز داريم صداي خودمان را بشنويم و خودمان را بشناسيم. روزهداري به تو فرصتي براي خودت ميدهد، به اينكه بيش از پيش بر خودت تمركز كني، در لابهلاي هياهوها صداي خودت را بشنوي و با خودت آشتي كني. به راستي چه حسي زيباتر از اين هست كه با خودمان خلوت كنيم؟ خداوندي كه گنجينهاي از رأفت و مهر است، ماه مبارك رمضان را مهماني خودش نام گذاشته تا ما بيش از پيش متوجه شويم كه 30 روز حتي به اينكه چه بخوريم فكر نكنيم و فقط و فقط تمركز كنيم بر خودمان و «خود» خودمان را پيدا كنيم. قطعاً بعد از روزهداري ما احساس نزديكي به خداوند ميكنيم. آن هم به اين دليل كه به خودمان نزديك و نزديكتر شدهايم. چراكه خداوند هميشه نزديك ماست، بسيار نزديك و او كه دور ميشود ما هستيم نه او.
*روانشناس