
«ايراندخت» با نويسندگي و كارگرداني محمدرضا ورزي، ساخته شده است. ورزی پيش از ساخت «ايراندخت»، اثر فاخر تلويزيوني «معماي شاه» را براي سيما ساخته بود. معماي شاه آخرين اثر فاخر تلويزيوني است كه از تلويزيون پخش شده است و با پرداخت دوران پهلوي، باعث شد تا نگاه دوبارهاي به تاريخ معاصر در جامعه شكل بگيرد.
ورزي شايد تنها كارگردان تلويزيون باشد كه كارهايش را صرفاً بر اساس موضوعات تاريخي ميسازد و نگاهش را به تاريخ معاصر و به عبارت بهتر از اواسط دوره قاجار تا پيروزي انقلاب اسلامي، معطوف كرده است؛ از سريال«تبريز در مه» گرفته تا «سالهاي مشروطه»، «پدرخوانده»، «عمارت فرنگي» و «معماي شاه» مجموعهاي از سريالهاي تاريخي كه با سبك و سياق خاص محمدرضا ورزي ساخته شدهاند.
«معماي شاه» نقطه آرماني تلويزيون
معماي شاه براي ورزي ميتواند نقطه اوج فعاليت حرفهاي باشد؛ سريال بلند تاريخي كه موافقان و مخالفان زيادي داشت و بعد از مدتها باب گفت و گو درباره تاريخ ايران در دوره پهلوي را در تلويزيون باز كرد.
معماي شاه بلندترين سريالي است كه درباره تاريخ پيش از انقلاب اسلامي ساخته شده است؛ سريالي كه تا آخرين لحظه از حمايت قاطع مديران ارشد صداوسيما برخوردار بود، حتي در زماني كه نقدها نسبت به معماي شاه اوج گرفت، علي عسكري رئيس رسانه ملي در سخناني گفت: ساخت سريالي چون «معماي شاه» دشواريهاي خاصي داشته كه نشئت گرفته از نجابت صداوسيماست كه نميتواند بسياري از آلودگيها و پليديهايي را كه در گذشته بوده نشان دهد. در واقع اگر بنا بود مستندي تاريخي در مورد دهههاي اخير و سلطنت پهلوي ساخته شود بسياري از ملاحظاتي كه در اين مجموعه رعايت شده، نياز نبود، درحالي كه به دليل نجابت ذاتي رسانه ملي امكان آن وجود نداشت كه در اين سريال تمامي فسادها و پليديهاي دوره پهلوي به تصوير درآيد.
«ايراندخت» يك بازگشت به عقب
با وجود حمايتها از «معماي شاه» و ديده شدن اين سريال، اين تصور به وجود آمده بود كه كار بعدي كارگردان معماي شاه بايد يك گام به جلو در توليد سريال تاريخي باشد و ورزي در كار بعدياش حتي پاسخ منتقدان «معماي شاه» را هم بدهد و كاري توليد كند كه نام وي را در زمينه ساخت آثار تاريخي به عنوان كارگرداني صاحب سبك ثبت كند، اما در عمل آنچه ساخته شد، يك عقب نشيني و بازگشت از راهي بود كه ورزي چند سال پيش آن را تجربه كرده بود. ايراندخت به مراتب از سريال «معماي شاه» داراي ضعفهاي بزرگتري است.
تيم همچنان تكراري
ورزي در كارهاي اخيرش تقريباً يك تيم ثابت را به خصوص در بخش توليد سريال به كار گرفته است.
يكي از انتقاداتي كه ميتوان به چينش بازيگران در سريال ايراندخت وارد دانست اين است كه ورزي تلاش نكرده است در انتخاب بازيگر به خودش سختي بدهد و گلچيني از بازيگران معماي شاه را دوباره در «ايراندخت» به كار گرفته است. تماشاي چهرههاي تكراري در سريالهاي تاريخي باعث دلزدگي بيننده ميشود اما در كنار اين انتخاب نه چندان درست اشتباه بزرگتري كه شايد ورزي اصلاً نبايد سراغ آن ميرفت، پخش مجموعه «ستارخان» بود.
اين كارگرداني از دل مجموعه ايراندخت، سريال «ستارخان» را تدوين كرد و در دهه فجر سال گذشته براي پخش در اختيار شبكه اول سيما قرار داد.
اين كار باعث شد تا بخش زيادي از داستان «ايراندخت» لو برود و از تازگي و جذابيت سريال كاسته شود.
اگرچه مصطفي شريفي تهيه كننده «ايراندخت» در گفتوگو با «جوان» تأكيد كرده بود كه نوع برداشت صحنههاي «ستارخان» لطمهاي به سريال «ايراندخت» نميزند، اما در زمان پخش اين سريال مشخص شد كه ورزي با كوتاه كردن سكانس هايي كه در سريال «ستارخان» استفاده كرده خواسته از تكراري شدن مجموعه بكاهد اما در عمل با حذف آن سكانس ها، خط داستاني «ايراندخت» را با مشكل روايت روبهرو كرده است.
آيا اين تحريف تاريخ است؟
سريال ايراندخت نيز مانند معماي شاه از تيغ تيز انتقادها در امان نمانده است، البته نه به وسعت نقدهايي كه به «معماي شاه» وارد شده اما در حد خودش هم مورد عنايت منتقدان بوده است.
شايد تندترين نقدي كه به ايراندخت وارد شده است، نقدي باشد كه محمدصادق كوشكي بر اين سريال نوشته است. كوشكي درباره «ايراندخت» نوشته است: در صحنهاي از سريال ايراندخت كه به عصر مشروطه و حيات شيخ فضل الله نوري پرداخته شده، در يكي از سكانسهاي سريال كه در زير زمين يك خانه در تهران ميگذرد، كليد برق زده ميشود، يعني به روايت آقاي ورزي در عصر شيخ فضلالله نوري، خانههاي تهران برق دار بوده است. علاوه بر اين ديالوگهايي كه ميان شخصيتهاي سريال رد و بدل ميشود كاملاً امروزي و محاورهاي است.
استاد دانشگاه تهران در ادامه مينويسد: اگر بخواهيم ضعفهاي اين اثر و آثار قبلي اين كارگردان كه عمدتاً در مورد تاريخ معاصر ايران ساخته شده را بیان کنیم بايد يك سلسلهنشستهايي گذاشته شود تا نشان داده شود چه مقدار تاريخ ايران در آثار اين كارگردان تحريف شده است. اينگونه كه مشخص است كارگردان ايراندوخت كمر همت بسته تا با يك روايت شخصي تاريخ معاصر ايران را منتقل كند.
ايراندخت جلوتر از سريالهاي آپارتماني
سازندگان ايراندخت در مصاحبه هايشان تأكيد كردهاند كه اين سريال را نبايد يك مجموعه صرف تاريخي ديد و صرفاً از تاريخ براي بيان داستاني عاشقانه استفاده كردهاند، اين ادعا تا حدي ميتواند پاسخ منتقداني را كه به ضعفهاي تاريخي آثار ورزي اشاره ميكنند بدهد.
«ايراندخت» حتي اگر از نظر روايت تاريخي كاري ضعيف باشد نسبت به سريالهاي ارزان قيمت و دمدستي تلويزيوني توانسته است گامي به جلو بردارد و در روزهاي كسادي سريال، اثري است كه از استانداردهاي معمولي صداوسيما بالاتر است. این سریال ميتوانست اثر بهتري باشد به شرط آنكه سازنده هايش در روايت تاريخ دلبستهتر بودند تا بازسازي تاريخ.