
به ايام نسبتاً طولاني نوروز كه ميرسيم رسانهها به اشكال مختلف مردم را به سفر و گردشگري از نقاط مختلف ايران تشويق ميكنند كه البته اتفاق بدي نيست، بلكه لازم هم هست زيرا با نهادينه شدن فرهنگ مسافرت ميتوان ضمن شناخت نقاط مختلف كشور، بستر درآمدزايي و اشتغالزايي مردم مناطق مقصد را فراهم كرد. در واقع گردشگري فرآيندي است كه در جريان مسافرت اتفاق ميافتد و شامل كسب اطلاعات، برنامهريزي و تدارك در مبدأ سفر، انجام سفر به مقصد و اقامت در آن، خريد كردن، تعامل ميزبان و مهمان، بازگشت به مبدأ سفر و مرور خاطرات سفر با خود و ديگران ميشود. در اين فرآيند، مجموعهاي از كنشها و فعاليتها بين گردشگران، ارائهدهندگان خدمات و محصولات گردشگري، سياستگذاران و ميزبانان روي ميدهد. البته اين فرهنگسازي نياز است تا بسترهاي مناسب و خوبي در عمل داشته باشد تا افراد بتوانند در فرصتهاي پيشرو فراهم كنند اما آنچه در اين نوشتار برآنيم به آن بپردازيم اين مسئله نيست بلكه ناهماهنگي و نداشتن تناسب و توازن در نهادينه كردن اين فرهنگسازي است چه آنكه در ايام تعطيلات نوروزي ما فرهنگ اسلامي صله رحم را داريم كه در روايات مختلف نسبت به آن تأكيد زيادي شده است و اين تعطيلات نوروزي آغاز سال، بهترين فرصت ديد و بازديدهاي خانوادگي و دوستانه است آن هم در زماني كه به دليل تسلط دنياي مجازي بر زندگي كمتر از حال هم جويا هستيم و بيشتر ارتباطات به شكلي غيرحضوري و مجازي شده است حتي بروز احساسات هم با كمك شكلكهاي مجازي انجام ميشود، لذا بايد روي روابط عاطفي چهره به چهره بيشتر فرهنگسازي و كار كرد، اما از قرار آن قدر به سفر و گردشگري توصيه ميشود كه اغلب افراد از همين فرصت بهدست آمده هم براي احياي روابط استفاده نميكنند و سعي دارند تا به هر شكلي كه شده مسافرت بروند به طوري كه حتي در فيلم و سريالهاي تلويزيوني هم مسافرت ايام عيد از اصول مهم تعطيلات به شمار ميرود.
همان طور كه گفتيم سفر خوب است اما نه لزوماً به صورت فشرده و كپسولي با هيجان در تعطيلات نوروزي، ميتوان در روزها و فرصتهاي ديگر سال هم به آن پرداخت نه اينكه حتماً در عيد نوروز باشد و متأسفانه حوادث و تصادفات زيادي هم هر بار به همراه داشته است به شكلي كه حتي غير از مسئولان و آمارهايشان موضوع تصادفات نوروزي به برنامههاي طنز هم كشيده شده به عنوان مثال مهران مديري بارها آن را در دورهمي خود مطرح كرده است، لذا چند نكته در اين زمينه لازم به ذكر است. اول اينكه همه ميدانيم بسياري از مشكلات جامعه در نبود صله رحم خانوادهها رخ داده چه آنكه در اسلام كمك به خانواده و فاميل مقدم بر كمك به غريبهها معرفي شده است اما مايي كه در فعاليتهاي خيريه مختلف حضور داريم و دلمان به حال اجتماع ميسوزد قبل از هر چيز بايد به بستگان و فاميل خود رسيدگي كنيم. شايد يك ديدار ساده فاميلي گرههاي بزرگ را باز كند و مطمئناً اين خود پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي است. در همين ديدارهاي خانوادههاست كه افراد به داد هم ميرسند، خوشيها و ازدواجها شكل ميگيرد و بسياري از معضلات فرهنگي كه داد آن را بر سر هم ميزنيم خود به خود حل ميشود اما متأسفانه از آنجايي كه سبك زندگي ما متأثر از سياستگذاريهاي كلان و فرهنگهاي وارداتي فردگراي غربي به دوري از فاميل و بستگان انجاميده، گرفتن ديد و بازديدهاي نوروزي و ارتباطات خانوادگي از مردم يك جفاي جبراننشدني است؛ از سويي ديگر گفته ميشود ما به سفرهاي نوروزي براي رشد اقتصادي نياز داريم، بله سفر و به خصوص ايرانگردي خوب است اما مسافرت ميليوني ايرانيان در اين چند روز باعث شده تا هم هزينههاي سفر بيشتر شود و هم در بسياري از مكانها اسكان مسافران هزينههاي سنگيني را دربر داشته باشد. جدا از برخي سازمانها كه ساختمانهاي خود را در اختيار كارمندان خود قرار ميدهند امكانات براي مردم عادي كم است، لذا بهتر است فعاليتهاي ستادهاي نوروزي در طول سال هم گسترش يافته و زيرساختهاي گردشگري در كل سال ايجاد شود تا هم فرهنگ سفر و گردشگري در كشور نهادينه گردد و هم فرهنگ صله رحم و روابط خانوادگي قوت و تحكم بيشتري داشته باشد.