
امام خميني، مرحوم حاجاحمدآقا، آيتالله بهاءالديني، علامه ذوالفنون؛ حسنزاده آملي، علامه گرانقدر؛ محمدتقي جعفري، مرجع صاحبنفس؛ آيتالله بهجت، آيتالله خوشوقت، حاجآقا مجتبي تهراني، آقا عزيز، قاسم سليماني، باقري روزگار جنگ، باقري جنگ روزگار، سيدحسن نصرالله، عماد مقاومت و ايستادگي، طهرانيمقدم بلندبالا، سردار شهيد حاجحسين همداني، بلباسي مخلص و بيادعا، مصطفي چمران، مصطفي احمديروشن، مصطفي صدرزاده، محسن حججي، مادران محترمه و صبور همين شهداي اخير خيابان پاسداران، پدر شهيدان دستواره، شيرزن چشم به راه اسطورهاي به نام حاجاحمد، خود سردار انتهاي افق، شهيدان حسين غلامكبيري و اميرحسام ذوالعلي، شمع جمع منور آزادگان؛ مرحوم ابوترابي، همه مردمي كه ۹ دي ۸۸ آمدند، راهپيماييكنندگان همين ۲۲ بهمن تماشايي، دختران واقعي خيابان انقلاب، پسران غيور ميدان آزادي، پيرزني كه با عصايي در يك دست و قاب عكسي در يك دست ديگر آمده بود، همسران ايثارگر جانبازان، عشقدرصديهاي ويلچرنشين، مجانين باصفاي مجنون، بازماندگان خيبر و بدر، دردكشيدههاي اروند، فاتحان فاو، والفجر هشتيها، كربلاي پنجيها، انصارالحسينيها، پدراني كه «كاكه» خوانده ميشدند، مادراني كه «دا»! علي خوشلفظ، ميرزامحمد سلگي، پيشكسوتان جهاد و شهادت، اصحاب ژن شبزندهداري، شيران روز، پارسايان شب، عرفاي هميشه زنده بازيدراز پر رمز و راز، بچههاي هنوز پاي كار فتحالمبين، راوي خوشالحان فتح كه راههاي آسمان را آشناتر بود تا راههاي زمين، بلبل خوشخوان خميني، سينهزنان حسينيه همت، عشاق «كربلا، كربلا! ما داريم ميآييم»، اربعينيها، از نجف تا كربلاييها، عاشوراييها، دلدادگان علمدار اباعبدالله، عباسهاي تشنهلب دشت عباس، روضهخوانهاي امالبنين، شهيد علمدار و مداحان و سخنرانان و مستمعان عاليمقام بيت رهبري كه هر كدامشان به تنهايي، درجات بزرگي از بندگي و وصال و معرفت و بصيرت داشته و دارند، تنها و تنها شماري از مردان و زنان خدايي و روحاللهي و عليالدوام جاويدان و تا ابد حي و حاضر و ناظر انقلاب اسلامي هستند كه بارها و بارها اذعان كردهاند به رهبري حكيمانه رهبر انقلاب و صلاحيت ايشان براي امامت امت! در ليستي كه نام بردم، خميني با آن عظمت، فقط يك نفرشان بود!
و حضرت آيتالله حسنزاده آملي فقط يك نفر! و حاجقاسم فقط يك نفر! خب! يكي هم سالياني است كه بر اساس كمبود لياقت و قلت سعادت، ليست ديگري را برگزيده! ليستي كه مفتخر(!) به حضور بنيصدر است! و مريم قجر عضدانلو ابريشمچي رجوي كه نام هر بدكارهاي را در فاميلي طولاني خود يدك ميكشد! و يكي هم آن شيخ بيسواد كه از چهار نفر، پنجم شد! و يكي هم آن مهندس كه وسط برگزاري انتخابات و در حالي كه هنوز مردم داشتند رأي ميدادند، متوهمانه و از سر منيت، اعلام پيروزي كرد! آري! ليست آدمبدها در هواي نفس، نفس ميكشد! در سوادي من! و آن بيصفت كه خودش را سوپرمن ميخواند، بايد هم از مدتها پيش، خودش را جا كند در اين ليست! حالا برگرديد به اول متن! وقتي خامنهاي را ليست بلندبالايي تأييد كرده و ميكنند كه خميني با آن عظمت، فقط يك نفرشان است، چه باك از نامه سرگشاده يا نامه متوهمانه؟! بعضيها توهم زدهاند پريدنشان از درخت انقلاب، انقلاب را هم ميپراند ليكن كي و كجا مگسي از شاخه درختي پريده و آن درخت اصلاً متوجه شده؟! بنيصدر، مگسك رژلب زدهاي بود كه توهم زده بود حريف آه مادران شهدا هم ميتواند بشود! مجدداً برگرديد به ليست ابتداي متن! من البته مشخصاً ننوشتم از مادر پنج شهيدي كه ميگفت؛ «گيرم پسري نداشته باشم اما جان خودم كه هست!» چند روز ديگر، خيبر است و بدر! و همين كه بهار، سربرسد، فتحالمبين! و چند روز ديگرش، دهم ارديبهشت؛ روز شروع الي بيتالمقدس! ما دو ركعت نماز فتح به قبله اول مسلمين، بدهكاريم كه انشاءالله حتماً آن را خواهيم خواند! در سر ما، سوداهاي بزرگي است!
و قدرمسلم، به حركت خود ادامه خواهد داد قطار انقلاب! قطاري كه در تواتر نسلها، هميشه مسافر نوبهنو دارد و در همه ايستگاههاي بعدي، محسن حججيهاي ديگري، چه باك از پياده شدن متوهمان دارد؟! هيهات! ما ملت صدر اسلام نيستيم كه با افتادن خواص بيخاصيت بيفتيم! كه بارها در مقام عمل، ثابت كردهايم؛ «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند»! ۸۸ براي ما «قانون» ملاك بود و «مردمسالاري» و «رعايت حرمت انتخابات» و «پرهيز از هرج و مرج و فتنه و دروغ و آشوب» و امروز هم! و فردا هم! ما عاشق چشم و ابروي اصول مقدسمان هستيم، نه خواص! ميخنديم به صورت متوهم كساني كه مدتهاست دارند با وسايل آرايش بنيصدر، سرخاب و سفيداب ميكنند نفس اماره خود را! توهم، بيچاره ميكند آدم را! مثل مگسي كه از پنجره قطار رفته بيرون و دارد خط و نشان ميكشد براي مسافران! آن هم چه مسافراني! امام خميني، مرحوم حاجاحمدآقا، آيتالله بهاءالديني، علامه ذوالفنون؛ حسنزاده آملي، علامه گرانقدر؛ محمدتقي جعفري، مرجع صاحبنفس؛ آيتالله بهجت. . . مخلص كلام؛ بر خامنهاي، رهبر خوبان، صلوات!