کد خبر: 893556
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۴
قاسم حبیب‌زاده
عرصه نظام بين‌الملل تا قبل از سال 1979 بين دو بلوك شرق و غرب تقسيم شده بود كه وجه اشتراك آنها در نگاه اومانيستي به جهان بود. آنها مناسبات جهاني را چنان رقم زده بودند كه دين جايگاهي در تحولات اجتماعي و بين‌المللي نداشته باشد و انسان‌ها و جوامع به هر يك از دو بلوك قدرتمند آن روزگار هم متمايل شوند، از زير تيغ نظام سلطه طلب اومانيستي خارج نخواهند بود. پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 به مثابه مفري گشت كه انسان‌هاي خسته و ستمديده از اين دو بلوك، اميدي براي رهايي از نظام‌هاي سلطه گر پيدا نمودند. 
واكنش ملت‌هاي مسلمان و غير مسلمان در اقصي نقاط دنيا كه در قالب نهضت‌هاي مردمي نمود يافته بود، حتي جهان مسيحيت را به تحرك واداشت و «الهيات رهايي بخش» را در امريكاي لاتين و كشور نيكاراگوئه به رغم مخالفت واتيكان به راه انداخت. 
انقلاب اسلامي عامل «مردم» را وارد معادلات و تحولات سياسي كشورها نمود و انقلاب‌ها به جاي كودتاها نقش بيشتري پيدا نمودند و بيداري ملت‌ها عرصه را بر سلطه‌گران شرق و غرب تنگ نمود. 
كشورها و جوامع اسلامي طبيعتاً تأثير بيشتري از انقلاب اسلامي ايران گرفتند و جوامعي كه تحت ستم بودند، زودتر از ديگران واكنش نشان دادند كه ملت لبنان و فلسطين نمونه بارزي از ملت‌ها هستند كه متأثر از انقلاب اسلامي به پا خاستند و از جوامعي ضعيف و تسليم در برابر اسرائيل، به ملت‌هايي تبديل شدند كه سخت‌ترين شكست‌ها را بر نماينده سلطه طلبان غربي در منطقه وارد كردند و رؤياي «از نيل تا فرات» اسرائيل را به كابوسي پريشان تبديل كردند. 
پيروزي ملت ايران بر طاغوت زمان با اتكا به آموزه‌هاي ديني، تبليغات كمونيست‌ها كه دين را افيون مردم مي‌دانستند، نقش بر آب كرد و فطرت جوامع تحت سلطه اين نگرش شيطاني را بيدار نمود و نهايتاً ايدئولوژي ملحدانه و مخالف فطرت بشر را به زباله دادن تاريخ سپرد. 
جمهوري اسلامي ايران در ابتداي پيروزي انقلاب شكوهمند مردم خويش، موانع زيادي پيش روي خود مي‌ديد و به رغم حمايت‌ها و استقبالي كه جوامع مسلمان و ملت‌هاي آزاده از آن مي‌كردند، از همان ابتدا با واكنش‌هاي منفي دولت‌هاي سلطه طلب فرامرزي و دول مرتجع منطقه مواجه شد، چراكه هريك از آنها پيروزي ملت مسلمان ايران را براي خود تهديدي بالقوه فرض مي‌كردند كه مي‌تواند با الگو شدن براي مردم كشورهاي خويش پايه‌هاي حكومت‌هاي آنها يا منافع دولت‌هاي سلطه طلب را با خطر مواجه نمايد. 
در مقابل حمله بزرگ انقلاب اسلامي به بنيان‌هاي نظام‌هاي فرعوني و ابوسفياني، طبيعي است كه آنها نيز دست به ضد حمله هايي عليه انقلاب اسلامي بزنند و شكست‌هاي خود را جبران يا حداقل از شكست‌هاي بزرگ‌تر بعدي جلوگيري نمايند اما منطقه و نقش آفريني جمهوري اسلامي ايران در اين تحولات گوياي واقعيت‌هاي ديگري است. يكي از دهها نمونه اين واقعيت‌ها را در عراق مي‌توان ديد؛ رژيمي كه 38 سال پيش به تحريك فرعون‌ها و ابوسفيان‌ها به ايران حمله كرد و سوداي تجزيه ايران به پنج يا سه كشور كوچك‌تر را داشت، نه تنها به كلي از صحنه روزگار محو شد، بلكه كشور مسلمان عراق اكنون به متحدي براي ايران و به نمادي از قدرتمندي ج. ا. ا. در تحولات منطقه تبديل شده است. نمونه‌هاي فراوان ديگري وجود دارد مانند لبنان، فلسطين، يمن، بحرين، افغانستان و… كه مي‌توان به آنها نيز پرداخت. 
هنوز ملت‌هاي اين كشورها ايران را قدرت پشتيبان خود مي‌دانند و به انحاي مختلف اين را نشان داده‌اند و عامل اصلي اين امر را بايد در قدرت اقناع‌گري انقلاب اسلامي دانست؛ قدرتي كه اگر به درستي در داخل به كار گرفته شود بسياري از تهاجم‌هاي نرم دشمن عليه كشور را در نطفه خفه خواهد نمود. در اين موضوع گفتني‌هاي ديگري وجود دارد كه بايد به آنها پرداخت. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار