
عليرضا محمدي
وقتي ميگوييم جنگ ما نه تنها در برابر عراق كه نبرد با ابرقدرتهاي شرق و غرب بود، سخني به گزافه نگفتهايم. در تاريخ دفاع مقدس گاه به موارد جالبي برميخوريم كه به خوبي پرده از واقعيتهاي جنگ برميدارند. 25 آذر 1364 سفر صدام به شوروي رقم ميخورد و درست يك سال بعد در 25 آذر 1365 نيز ايجاد خط مستقيم بين واشنگتن– بغداد و كمكهاي اطلاعاتي سيا به عراق انجام گرفت.
به گزارش «جوان» هشت سال جنگ با ارتش بعث كه هر روز قويتر از روز قبل ميشد، تجربه عجيبي است كه شايد در تاريخ جنگهاي دنيا بينظير باشد. ارتش بعث همان نيروي مهاجمي است كه به گفته وفيق سامرايي - از افسران ارشد اطلاعاتي عراق- هنگام آغاز جنگ تحميلي با 250 هزار نفر به مرزهاي ايران اسلامي يورش آورد و در پايان جنگ تعداد نيروهايش به حدود يك ميليون و 150 هزار نفر ميرسيد.
اين گسترش خارقالعاده سازمان رزم ارتش عراق، تنها به مدد كمكهايي صورت گرفت كه در خلال جنگ به صورت كاملاً يكطرفه در اختيار عراق قرار ميگرفت تا شكستهايش در برابر رزمندگان ايراني را جبران كند. چنانچه كنت دومارانش رئيس سابق دستگاه جاسوسي فرانسه در كتابش تحت عنوان جنگ جهاني چهارم مينويسد: به گفته نهادهاي امنيتي فرانسه، اگر تنها دو هفته ارسال محموله نظامي به عراق متوقف شود، اين كشور در نبرد با ايران شكست ميخورد.
عراق در ابتداي جنگ تحميلي به رغم تجاوز آشكاري كه به ايران كرد، از دستگاه ديپلماسي خود براي ارتباط گرفتن با سازمانهاي بينالمللي و همينطور قدرتهاي بزرگ بهره ميبرد. در مقابل ايران به دليل اختلافهايي كه بين رئيسجمهور وقت بنيصدر و مجلس وجود داشت، تا مدتي از داشتن وزير خارجه محروم بود. عراق هم خود را يك كشور انقلابي ميدانست و تا مدتي در ليست كشورهاي حامي تروريسم امريكا قرار داشت، اما بعد از شروع سلسله شكستهايش از قواي ايران كه بعد از شكست حصر آبادان آغاز شد، همان طور كه منابع غربي اذعان كردهاند، ويليام كيسي رئيس وقت سازمان سيا تصميم گرفت ايجاد رابطه با عراق را تسريع ببخشد و حدالمقدور كمكهاي اطلاعاتي شاياني در اختيار اين كشور قرار دهد. كمكهايي كه تأثير آنها را در عملياتي چون كربلاي4 به خوبي دريافتيم!
به غير از غرب، شوروي نيز به عنوان ابرقدرت شرق كمكهاي شاياني به عراق ميكرد. از ظاهر امر اينطور برميآيد كه شوروي ابتدا طبق خواسته سازمان ملل سعي ميكرد از واگذاري سلاح به طرفين اجتناب كند اما پس از دستگيري اعضاي حزب توده در ايران (1362)، خط مشي ديگري در پيش گرفت. در صورتي كه طبق مشاهدات ميداني، امپراتوري شوروي از همان ماههاي اوليه آغاز جنگ تسليحات پيشرفتهاش را در اختيار عراقيها قرار داده بود. به عنوان نمونه تانك تي72 كه در زمان خود مدرنترين تانك به شمار ميرفت، براي اولين بار در عمليات فتحالمبين (فروردين 1360) در جبههها ديده شد. تانكهايي نو و دست نخورده كه گويي تنها براي استفاده ارتش بعث عراق ساخته شده بودند!
جمله معروفي در خصوص جنگ ايران و عراق وجود دارد با اين مضمون كه شوروي به عراق سلاح ميداد و امريكا نيز اجازه ميداد اين تسليحات به عراق برسد! به اين معني كه دو ابرقدرت در موضوع كمك به عراق با هم اتفاق نظر داشتند. هرچند امريكا نيز علاوه بر سكوت در برابر اقدامات رقيب ديرينه و همچنين دادن مشاورههاي اطلاعاتي به بعثيها، خود نيز در ارسال تسليحات به عراق نقش ايفا ميكرد.
آلن فريدمن نويسنده سرشناس امريكايي مينويسد امريكا به پيشنهاد ويليام كيسي (رئيس سيا) تحويل بمبهاي خوشهاي به عراق را در اولويت قرار داد زيرا اين سلاح را مناسبترين و كارآمدترين سلاح براي در هم شكستن امواج انساني مدافعان ايراني ميدانست. به اعتقاد او اين بمبها ميتوانست به يك قدرت تصاعدي واقعي و مؤثر عليه قواي ايراني تبديل شود.
در يك نگاه كلي، عراق بعثي با تسليحات و مشاورههاي نظامي شرق و غرب توانست هشت سال تمام جنگ با رزمندگان ايراني را ادامه بدهد اما صدام كه افكار بلندپروازانهاي داشت، به گفته افسران ارتش خودش، حداقل نيمي از تسليحاتي كه به وي داده ميشد را ذخيره ميكرد. اين تسليحات همانهايي بود كه از آن براي اشغال كويت و جنگ با امريكا از آنها بهره برد.