
احمد محمدتبريزي
هشتم آذر سالروز عمليات افتخارآفرين «طريقالقدس» است؛ اين عمليات در منطقه عمومي بستان و غرب سوسنگرد آغاز شد و با عقبنشيني نيروهاي متجاوز، 14 روز بعد با موفقيت رزمندگان پايان يافت. امام خميني(ره) اين عمليات را فتحالفتوح و پيروزي بزرگ ناميد. اما يك سال قبل از انجام «طريقالقدس» و در پاييز سال 1359 رزمندگان اسلام حصر سوسنگرد را شكستند تا اين شهر مهم از محاصره دشمن آزاد شود. با شكست حصر سوسنگرد زمينه براي آزادسازي بستان طي عمليات طريقالقدس مهيا شد. در ادامه نگاهي به زندگي و منش شهداي حماسهآفرين جبهه سوسنگرد و ياران صديق شهيد چمران مياندازيم كه با دلاوري و ايثارشان در نخستين ماههاي جنگ، شرايط را براي پيروزي در عمليات بعدي مهيا كردند.
شهيد ايرج رستميايرج رستمي كه از نيروهاي زبده ارتش بود، پس از پيروزي انقلاب از سوي ارتش به كردستان اعزام شد و با شهيد چمران در منطقه پاوه و سردشت جانفشانيهاي بسياري از خود نشان داد و در يك عمليات در منطقه گلو (كلو) سردشت از ناحيه پا مجروح شد. با شروع جنگ تحميلي شهيد رستمي براي تشكيل ستاد جنگهاي نامنظم در اهواز به ياري دكتر چمران شتافت و با طرحريزي چندين عمليات، به عنوان يكي از فرماندهان محوري ستاد، ضربات سختي به دشمن وارد آورد. رستمي در عمليات آزادسازي سوسنگرد جزو مدافعين اين شهر بود. شهيد رستمي به عنوان يك افسر لايق تيپ هوابرد 55 شيراز فرماندهي بسياري از نيروهاي جنگهاي نامنظم را برعهده داشت. وي سرانجام در بامداد 30 خرداد 1360 در حالي كه به اتفاق همرزمانش درگيري سختي با دشمن داشتند بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن به درجه رفيع شهادت نائل آمد
شهيد علي تجلايي علي در سال 1358 به عضويت سپاه درآمد و براي مدتي به افغانستان رفت. هنگام شروع جنگ تحميلي به كشور بازگشت و فرماندهي نيروهاي اعزامي آذربايجان به سوسنگرد را به عهده گرفت و به همراه ساير نيروها، نقش مهمي را در دفاع از شهر سوسنگرد ايفا كرد. آن روزها در سوسنگرد شدت مبارزات بالا گرفته بود و نيروها، توانايي مقاومت و ايستادگي را از دست داده بودند. مشكلات فراواني نيز از جمله نبودن تجهيزات و مهمات بر آنها فشار ميآورد. تنها مقداري مهمات در خانههاي سازماني مانده بود كه نيروهاي پياده دشمن آنجا سنگر داشتند. در چنين شرايطي، «علي» پشت فرمان وانت نيسان نشست. نيسان، لاستيك نداشت و با رينگ رانده ميشد. چند دقيقه بعد، اثري از ماشين و تجلايي نبود. رزمندگان از بازگشتش نااميد شده بودند كه ماشين با سرعت زياد، داخل خيابان پيچيد. در نيسان باز شد و او با جسمي غرق به خون، بر زمين غلتيد، در حالي كه با ماشين مهمات آمده بود. سرانجام اين دلاوريها منجر به عدم اشغال كامل سوسنگرد توسط دشمن و در نتيجه آزادسازي آن شد. شهيد تجلايي همچنين در عمليات بدر در كنار سردار مهدي باكري حضور يافت و در رزمي شجاعانه مسئوليت خطيري را بر عهده گرفت و در همين عمليات نيز به شهادت رسيد.
شهيد علي غيوراصليعلي غيوراصلي از نيروهاي زبده هوابرد ارتش بود. پس از طي دورههاي متعدد نظامي در داخل كشور براي تكميل تجربيات نظامي به چند كشور اعزام شد. مدتي در برخي از كشورهاي عربي عليه رژيم شاه دست به فعاليت زد اما در جريان جشنهاي 2500 ساله رژيم به همراه تشكيلات اسلامي كه قصد ترور شاه را داشتند، لو رفته و موفق به فرار شد.
در سال 1357 بازداشت و به اعدام محكوم شد. شهيد غيوراصلي با پيروزي انقلاب به همراه ديگر زندانيان سياسي آزاد شد و پس از مدتي به سپاه پيوست. با تجاوز دشمن به كشورمان و پيشروي وي به سمت اهواز شهيد غيوراصلي به همراه جمعي از يارانش، اولين شبيخون عليه دشمن را سازماندهي نمود و با هجوم به مواضع دشمن موفق به عقب راندن آن تا پشت شهر بستان گرديد. اين عمليات به پاس قدرداني از فداكاري بزرگ شهيد غيوراصلي به نام آن شهيد نامگذاري شد. شهيد غيوراصلي روز پس از عمليات در 9 مهر ماه 1359 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
شهيد عليرضا نوري شهيد عليرضا نوري با آغاز جنگ تحميلي با سازماندهي رزمندگان، نيروهايي را تحت عنوان گروههاي 72 نفري به جبهه اعزام كرد كه محاصره شهر سوسنگرد توسط همين نيروها شكسته شد. شهيد نوري در يكي از اين اعزامها شركت كرد و در عملياتي در منطقه سوسنگرد 13 تركش به بدنش اصابت كرد. سردار شهيد عليرضا نوري در قالب نيروهاي طرح لبيك به جبهه اعزام شد و به عنوان معاون فرمانده لشكر ابوذر منصوب شد. در اعزام دوم، همچون مولايش حضرت ابوالفضلالعباس(ع) دست خود را در راه اسلام و انقلاب داد. بعدها مسئوليت قائم مقامي لشكر 27 محمد رسول الله(ص) به او واگذار شد و سرانجام در منطقه عملياتي كربلاي 5 به شهادت رسيد.
طلبه شهيد حسين حسينپور توانا شهيد حسين حسينپور با شروع جنگ تحميلي، بهرغم بر عهده داشتن مسئوليت بسيج، احساس تكليف شرعي نمود كه بايستي مسئوليتهاي پشت جبهه را به ديگران تحويل داده و به سوي جبههها عزيمت نمايد. به همراه نيروهاي آذربايجان در منطقه غرب سوسنگرد مستقر شد و پنج ماه به دفاع از اسلام و تماميت ارضي كشور اسلامي پرداخت. حضور معنوي و پر شور او در جبههها باعث تقويت روحي رزمندگان اسلام بود. سرانجام در 31/2/1360 در عمليات اللهاكبر در همين منطقه در اثر اصابت تير دشمنان به شهادت رسيد.
شهيد احمد گلزاريشهيد احمد گلزاري در ابتداي جنگ به جبهه سوسنگرد رفت و با توجه به هوش و خلاقيت وي به مسئوليت جانشين فرماندهي گردان شهيد علمالهدي منصوب شد. در عملياتهاي مختلف اين منطقه مشاركت داشت و پس از تشكيل تيپ عاشورا در عمليات طريقالقدس به عنوان جانشين ستاد مشغول به خدمت گرديد. اين شهيد به علت حضور مداوم در جبهه تحصيلات دانشگاهي را ناتمام گذاشت و در عملياتهاي مختلف مشاركت داشت. شهيد گلزاري مردي خودساخته، پارسا، هوشمند و در عين حال متواضع و فروتن بود. با قرآن و دعا انس ديرينه داشت و كلام نوربخش الهي همواره زينتبخش گفتارش بود. شهيد احمد گلزاري سرانجام در عمليات والفجر8 آسماني شد.
شهيد حسين بهرامي شهيد بهرامي در 14 مهر 1359 وارد اهواز شد و در مسجد جزايري ضمن آشنايي با حسين علمالهدي به عضويت گروه ايشان درآمد. حسين در اواخر مهرماه به خرمشهر رفت تا روز چهارم آبان (اشغال خرمشهر) به دفاع از خرمشهر پرداخت. با سقوط خرمشهر به اهواز برگشت و در مسجد جزايريها مجدداً به گروه شهيد علمالهدي پيوست. حسين طي مدت حضور در جبهه سوسنگرد در عملياتهاي گوناگون ايذايي شركت داشت. يكي از عملياتها، عمليات شكست محاصره سوسنگرد بود. وي در اين عمليات به سبب شايستگيهايي كه از خود نشان داد مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و به او پيشنهاد فرماندهي گردانهاي رزمي يا مديريت در استانداري خوزستان شد كه هر دوي آنها را رد كرد و به عنوان رزمنده باقي ماند. با شكست نيروهاي ايراني در عمليات نصر حسين در سوسنگرد باقي ماند. در عمليات امام مهدي(عج) جلوتر از همه حركت ميكرد و به عنوان اولين نفر به سمت نيروهاي عراقي حمله كرد و سرانجام نيز در اين عمليات به شهادت نائل آمد.
شهيد نادر برپور پس از پيروزي انقلاب نادر برپور از اولين نفرات تشكيلدهنده سپاه پاسداران شهر تبريز بود و در مبارزه با ضد انقلاب و ساواك و حزب خلق فداكاريهاي زيادي از خود نشان داد. اوايل سال 1359 بعد از گذراندن دوره چتربازي در شيراز براي حضور در جبهههاي نبرد آماده شد. با شروع جنگ تحميلي عاشقانه عازم جبهههاي نبرد حق عليه باطل گشت و در جبهه سوسنگرد به همراه عده ديگري از سپاهيان و همرزمانش اولين هسته پايگاه نظامي شهر سوسنگرد را بنا نهاد. سرانجام دشمن زبون كه از دلاوريها و رزمآفرينيهاي نادر و دوستانش به تنگ آمده بود با برنامهريزي به همراه عوامل داخلي (نيروهاي بنيصدر) توانست روز دوم آبان ماه سال 1359 در جبهه سوسنگرد اين نيروي دلاور و شجاع سنگر حق را در حلقه محاصره خود اسير كند و بعد از آن هيچ اثري از اين سرباز راه حق به دست نيامد.
شهيد محمدرضا سبحانيمحمدرضا سبحاني در دوران سربازي هنگ مرزي ژاندارمري سوسنگرد پيوست تا از مردم و مملكت اسلامي محافظت كند. رژيم بعث عراق با گلولههاي آتشينش زنان و كودكان را نشانه گرفت؛ اين فرزند غيرتمند انقلاب به سوسنگرد و بستان رفت و براي مقابله با متجاوزان بعثي در منطقه سوسنگرد بستگان را دور خود جمع كرد و در ششمين روز از حمله عراق، دست به نبردي جانانه عليه دشمن زد. يكي از تكتيراندازان دشمن، اسوه سرباز مقاومت را در منطقه خزعليه شهرستان سوسنگرد با شليك به دست و پايش زخمي كرد؛ محمدرضا گلولهها را به جان خريد اما دشمن به اين هم راضي نشد و فرمانده مزدور عراقي با دستور اكيد خود اعلام كرد تا او را دستگير كنند. محمدرضا حتي يك گلوله هم براي شليك به خائنان نداشت، دست و پاي زخمي شهيد سبحاني را بستند. نيروهاي متجاوز تا جايي كه توانستند بر پيكر اين سرباز تاختند، او را لگد زدند تا تمام تيرهاي شليك شدهاش را تلافي كنند. شهيد سبحاني همچنان مقاومت ميكرد. دشمن متجاوز با ادعاي حمايت از اعراب خوزستان، اين سرباز دلاور اسلام را به نخل خرما بست، بنزين روي پيكر زخمي و خونآلود و زندهاش پاشيد، شعلهاي آورد و اين سرباز اسلام را زنده زنده سوزاند. شهيد سبحاني با پيكري سوخته روي نخل خدا را ملاقات كرد؛ باقيمانده پيكرسوختهاش پنج روز بعد به صورت مخفيانه و دور از چشم دشمن در نهمين روز مهر1359 توسط مردم تشييع و به خاك سپرده شد.
شهيد عبدالله عيسيپوركاكرودي با تجاوز دشمن بعثي به كشورمان و شدت گرفتن ماجراي حصر سوسنگرد و صدور فرمان تاريخي حضرت امام خميني (ره) مبني بر شكسته شدن حصر سوسنگرد، اين سرباز ولايتمدار، گوش دل به فرمان ولي و فرمانده خود سپرده و همراه با 11 تن از دوستان انقلابياش به سوسنگرد رفت. از آنجا كه شهيد عيسيپور فردي انقلابي و تيزهوش بود او را به عنوان مسئول عمليات انتخاب كردند. اين شهيد در عمليات آزادسازي سوسنگرد زحمت زيادي كشيد تا اينكه سرانجام همزمان با شكست حصر سوسنگرد و مصادف با روز تاسوعاي حسيني در آبان ماه 59 بر اثر تركش به درجه رفيع شهادت نائل آمد و پاداش مجاهدت بيدريغاش را از خداوند كريم دريافت كرد.
سردار شهيد محمدرضا پوركيانشهيد پورکيان با شروع جنگ تحميلي به فرماندهي سپاه سوسنگرد منصوب شد و در دفاع از شهر سوسنگرد تداعيگر كربلاي امامحسين(ع) بود. تا آخرين نفس و تا آخرين گلوله با دشمن متجاوز جنگيد و سرانجام در جنگ تن با تانك در جاده سوسنگرد- حميديه طي يك نبرد نابرابر و بعد از محاصره ضمن نجات نيروهاي تحت امرش و انهدام پنج تانك دشمن مورد اصابت تير خصم قرار گرفت و پيشانياش كه سالها محل سجده به درگاه پروردگار بود خونين شد و جاودانه به لقاي الهي پيوست.
شهيد حاج ابراهيم رجببيگيشهيد رجب بيگي يكي از بنيانگذاران جهاد سازندگي در شهر خود بود. وي در روز ششم جنگ به عنوان فرمانده اولين گروه از برادران جهاد دامغان براي دفاع از ميهن اسلاميمان راهي جبهه جنوب شد. شهيد رجببيگي به همراه افراد خود در مقابله با تجاوز دشمن در منطقه سوسنگرد و نيز خدماترساني به مردم محروم و آواره منطقه خدمات شاياني را نمود. تا اينكه در روز پنجم محرم (24 آبان 1359) در منطقه جلاليه سوسنگرد به هنگام امدادرساني به مناطق محاصره شده، هدف آتش تانك دشمن متجاوز قرار گرفت و به شهادت رسيد.