
كمتر از يك هفته پس از سخنراني ترامپ عليه مردم ايران و انتشار استراتژي آينده امريكا عليه ايران كه در قالب گزارش برگ يا «فكتشيت» كاخ سفيد منتشر و در آن بر راهبردهاي آينده امريكا عليه ايران تأكيد شده بود، به گزارش رويترز مدير عامل شركت توتال اعلام كرد كه اگر كنگره امريكا برجام را تأييد نكند از ايران ميرويم. بنا به اظهارات او اين موضعگيري ميتواند سرمايهگذاري توتال براي پروژه گازي 5 ميليارد دلاري اين شركت با ايران را تحتالشعاع خود قرار دهد.
اگر چه آقاي زنگنه وزير نفت ايران در هنگام تنظيم و امضاي اين قرارداد در تير ماه گذشته از منافع بسيار آن براي ايران سخن به ميان آورده وحتي به عاملي براي تأمين امنيت ايران از آن ياد ميكند، اما هنوز سهماه از تنظيم اين قرارداد نگذشته و هنوز وارد فاز اجرا نشده است كه تهديد ترامپ و پيش بيني احتمال تشديد تحريمها پس از اعلام نظر كنگره و به تبع آن كنار كشيدن توتال، نشان داد كه دل بستن به شركتهاي غربي نه تنها توليد امنيت نميكند، بلكه به دليل تبعات وپيامدهاي آن ميتواند مخل امنيت و بعضاً از دست دادن فرصتها و ظرفيتها و نيروهاي توانمند داخلي باشد كه طي سالهاي اخير و در اوج دوران فشار وتحريم دشمنان؛ صنايع اصلي كشور را سرپا نگه داشته و به ويژه در همين منطقه پارس جنوبي توانستند كه با طراحي و اجراي چندين فاز، عملاً سناريوي دشمنان در تضعيف توان داخلي و توقف چرخ صنعت كشور از طريق تشديد تحريمها را خنثي کنند وبا اثبات كارآمدي نسل جوان وانقلابي كشور در شكست استرا تژي؛ تحريم – تسليم، دشمنان را به تعظيم در برابر مردم ايران وتمكين به مذاكره وادارند.
بديهي است كه هدف از بازكاوي اين مسئله مخالفت با سرمايهگذاري خارجي ويا جذب فناوريهاي نوين كه شايد سرمايهگذاري خارجي يكي از مجراهاي آن باشد، نيست؛ بلكه توجه به اين مسئله است كه در ورود به اين عرصهها بايد اهداف واغراض پنهان اطراف ماجرا را نيز در نظر داشت ومتناسب با آن گام در اين وادي گذاشت وموضع گرفت. در اين زمينه شايد بتوان ارزيابي روزنامه فرانسويزبان، لاليبرته، از بازي نقش پليس خوب در برابر نقش پليس بد را كه ترامپ در حال اجراي آن است مورد استناد قرار داد. اين روزنامه در گزارشي درباره راهبرد جديد امريكا در قبال توافق هستهاي با ايران نوشت: ترامپ در اين پرونده به دنبال كسي ميگردد كه نقش «پليس خوب» را برايش ايفا كند. دونالد ترامپ چند سال پيش كتابي تحت عنوان «هنرمعامله» نوشت. وي در اين كتاب گفته است كه گاهي براي عقد قراردادهاي چندين ميليون دلاري ناچار ميشده تا نقش «آدم بد» را بازي كند. اگر قرار است ترامپ در معامله با ايران يك راهبرد معين داشته باشد، بايد به نوشتههاي خود در آن كتاب رجوع كند. ترامپ روز جمعه راهبرد جديد خود را در قبال ايران اعلام كرد و گفت كه نميتواند پايبندي تهران را به توافق هستهاي وين تأييد كند. تهديدات ترامپ عليه ايران شيوهاي براي دريافت امتيازات بيشتر از تهران است و هر پليس بد، به يك پليس خوب نياز دارد. اين روزنامه فرانسوي در ادامه مينويسد: درخصوص ايران نيز اروپا بهترين مهره شرطبندي ترامپ در اين بازي براي ايفاي نقش پليس خوب خواهد بود، در حالي كه ترامپ به ايرانيها چماق نشان ميدهد، اروپاييها تطميع ميكنند. به عبارت ديگر نقش فزاينده اروپا در اقتصاد ايران بهترين اهرم قابل دسترس براي تغيير رفتار جمهوري اسلامي به شمار ميرود. به رغم غرور ايران، اوضاع اقتصادي همچنان پاشنه آشيل اين كشور محسوب ميشود. كليد اصلي در دست دولت ترامپ اين است كه اروپاييها را ترغيب و متقاعد سازد كه تشديد فشار بر ايران به نفع آنها خواهد بود.
و اينها همه در حالي است كه ترامپ در تفسير حركت اروپاييها به نوعي با واژگاني كه نشان دهنده فرصت طلبي و فزون خواهي اوست در گفتوگويي تلويزيوني با برنامه «ساندي مورنينگ فيوچرز» شبكه فاكسنيوز گفت: «به آنها گفتم به پول در آوردن از ايران ادامه دهيد. نگران نباشيد. فقط به پول در آوردن از ايران ادامه بدهيد.»
مقام معظم رهبري در ديدار روز چهارشنبه 26مهر ماه خود با نخبگان ضمن بيان عناصر قدرت جمهوري اسلامي ايران قدرت اقتصادي را يكي از اين مؤلفهها دانسته يادآور ميشوند: قدرت اقتصادي هم با وابستگي به اين و آن حاصل نميشود. بنده از سابق، از قديم، نه حالا، بارها گفتهام، من با سرمايهگذاريهاي خارجيها در كشور موافقم، من هيچ مخالفتي ندارم؛ غربي يا اروپايي مشكلي نيست؛ منتها تكيه اقتصاد كشور نبايد به ستوني باشد كه ممكن است با نعره مثلاً يك ترامپي بلرزد؛ اين[طور] نبايد باشد. آن ستون مورد اعتماد در اقتصاد كشور بايستي مربوط به درون كشور و داخل كشور باشد، بايد اقتصاد ما درونزا باشد؛ يعني همان اقتصاد مقاومتي، كه سياستهايش اعلام شده و بايد دنبال بشود.
با توجه به واقعيتهاي حاكم بر اقتصاد ايران، عدم تأمل در اتكاي بيش از حد به بيگانگان، محصولي به غيراز تعطيلي بيشتر بنگاهها و بيكار ماندن درصد بيشتري از عوامل توليد نخواهد داشت و علاوه بر آن، تبعات فرهنگي و مسئله نفوذ، نكاتي هستند كه نميتوان از آنها چشم پوشي كرد. بي توجهي به اين نكات اساسي موجب اميد واركردن دشمنان به اثرگذاري بر محيط داخلي، ايجاد اميد كاذب در داخل، تضعيف توان و ظرفيتهاي داخلي و انزواي نيروها و شركتهاي توانمند داخلي و غفلت از اقتصاد مقاومتي ودرون زا و مهمتر از آن بسترسازي براي نفوذ واثرگذاري دشمن در نظام محاسباتي، از جمله آسيبهاي اتكا به اين ستونهاي لرزان است.