
جلال طالباني، رئيس جمهور کردتبار پيشين عراق روز گذشته بعد از تحمل شش سال بيماري در بيمارستاني در آلمان دار فاني را وداع گفت. اعلام خبر مرگ وي نه تنها کردها بلکه ديگر اقوام و قوميتها را در عراق اندوهگين کرد و حيدر العبادي، نخستوزير عراق نيز سه روز عزاي عمومي اعلام کرد و در عين حال هواپيماي اختصاصي براي انتقال پيکر مام جلال به آلمان اعزام کرد. اعلام اين خبر بسياري را نيز در ايران سوگوار کرد و سيل تسليتها بهخصوص از سوي مقامات دولتي به حدي بود که اين تصور را ايجاد مي کرد که گويا يک مقام بلندپايه ايراني به رحمت خدا رفته است.
در واقع مام جلال با عملکرد ويژه خود چنين حس دوستانه و تکريم بخشي را بين خود و دولتمردان عراقي و همچنين با کشورهاي همجوار بهخصوص در ايران بهوجود آورده بود که وي را همواره از خود مي پنداشتند و در مواقع بحراني روي ايشان حساب باز ميکردند. مام جلال به اقتضاي شرايط زماني سلاح و زماني ديگر قلم بهدست گرفت و زماني هم با تدبير و کياست کشور را در وضعيت بحراني هدايت و مديريت کرد و چهرهاي از يک سياستمدار با تجربه و حلال مشکل بهجا گذاشت، نه فردي فرصتطلب و بحرانساز. برخورداري از چنين خصلتهايي نقش اصلي در شکلگيري و تثبيت نظام سياسي جديد عراق با حضور همه قوميتهاي حاضر در صحنه سياسي و اجتماعي اين کشور داشت.
بررسي روند تحولات نشان ميدهد که بين کاهش حضور سياسي مام جلال در صحنه که با سکته مغزي وي اتفاق افتاد و بروز تنش بين دولت مرکزي و منطقه اقليم عراق و يا بروز فساد اقتصادي در اين منطقه ارتباط معناداري وجود دارد و اين به روشني نقش و جايگاه کليدي وي را در تثبيت اوضاع و جلوگيري از بحرانها نشان مي دهد. اکنون که عراق و منطقه اقليم در فضاي پساداعش با فتنههاي جديدي بهخصوص از سوي بازيگران آشوبساز منطقه و در رأس آنها رژيم صهيونيستي مواجه است، به مرداني همچون مام جلال نياز است تا با کياست و احساس مسئوليت و همکاري بتوانند بر چالشهاي تحميلي غلبه کنند. هرچند امروزه مام جلال در ميان ما نيست اما ميراثي گرانبها از خود بهجا گذاشته که ميتواند چراغي راهنما براي جانشينان وي باشد. بيترديد استمرار راه و حفظ ميراث مام جلال هم ميتواند به حفظ حقوقي که کردهاي عراق بعد از سالها مبارزه بهدست آوردهاند بينجامد و هم اينکه روابط مسالمتآميز منطقه اقليم را با همسايگان دوام بخشد و مانع از اين شود که بازيگران آشوبساز براي بهرهبرداريهاي خود به کمين بنشينند و براي آن لحظهشماري کنند.