حسین وحید
سفر آتی رئیس جمهور ترکیه آقای رجب طیب اردوغان به تهران از رویدادهای مهم در منطقه خاورمیانه تلقی می گردد. همانگونه که سفرآقای اردوغان نشان دهنده عزم دولتمردان دو کشور برای تعمیق و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی میان ایران و ترکیه بایستی ارزیابی شود اما از سوی دیگر رایزنی در موضوعات منطقه ای نیز اهمیتی دوچندان به این سفر بخشیده است. پایان بخشیدن به جنگ داخلی سوریه و نقش کلیدی که ایران و ترکیه به همراه روسیه در شکل دهی به مذاکرات آستانه (قزاقستان) بخشیده اند از محورهای اصلی گفتگوهای آقای اردوغانبا مقامات ایرانی خواهد بود.
همچنین بحث در مورد همه پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق که با واکنش های منفی مقامات ایرانی و ترکیه ای قرار گرفته است پیش بینی می شود از محورهای دیگر گفتگوی سران دو کشور قرار گیرد. در مجموع هدفسفر آقای رجب طیب اردوغان به ایران، بیشتر در چهارچوب همگرایی منطقه ای میان دو کشور و عمق بخشیدن به تصمیم گیری های مشترک بایستی ارزیابی نمود، واقعیتی که مقامات ایرانی و ترکیه ای بر آن پافشاری بسیاری می نمایند. حال پرسش اصلی اینجاست که با شبهاتی که پیرامون تضاد منافع دو کشور در منطقه شاهد هستیم اینگونه سفرها تا چه میزان می تواند به اهداف پیش بینی شده بینجامد؟
ابتدا به این مساله بایستی پرداخت که شبهات پیرامون تضاد منافع دو کشور در منطقه تا چه میزان جدی هستند و آیا با سرپوش هایی که عرف روابط دیپلماتیک همانند سفر فوق الذکر برای اینگونه مناسبات تدارک دیده است می توان بر تضادها غلبه کرد یا خیر. قبل از پاسخ دادن به پرسش بالا تاکید این نکته مفید فایده است که مقامات ترکیه ای و ایرانی در هیچ برهه ای از روابط میان دو کشورحتی در روزهای سخت شروع بحران سوریه از مسیر احترام متقابل خارج نگردیدند وبا عقلانیت و درایت در چهارچوب دیپلماتیک به حل و فصل بحران ها پرداختهاند که این امر آن هم در منطقه ای مانند خاورمیانه قابل ستایش و الگوبرداری می باشد.
حزب عدالت و توسعه از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۰۲ به این سو، تلاش های بسیاری برای احیای نقش کلیدی ترک ها در جغرافیای جهان اسلام بخصوص در منطقه خاورمیانه نموده است که از این تلاش ها با عنوان نوعثمانی گری نیز یاد گردیده است. وقایع پیرامون جنگ داخلی سوریه و نقش برجسته ترکیه در حمایت ازمخالفان دولت قانونی سوریه که بعدها با شکل خطرناک تروریسم تکفیری در منطقه بروز یافت، نشان دهنده عزم و اراده حزب عدالت و توسعه در پیاده کردن اهداف منطقه ای خود می باشد. شاید کودتای نافرجام سال گذشته ترکیه و حمایت های دولت تهران از اردوغان بود که مسئولان ترکیه را متقاعد نمود که مسیر مذاکره و همگرایی با جمهوری اسلامی ایران را در پیش گیرند و از تفکر مقابله با ایران لااقل به شکل ظاهری دست بردارند.
برخی حکومت ها همچون حزب عدالت و توسعه در ترکیه با سیار ساختن منافع حکومت خود با تحولات بین المللی تلاش دارند تا از هر فرصتی برای پیشبرد اهداف خود سود ببرند. هرچند این روش در مقاطعی مدیران سیاسی کشورها را به اهداف اقتصادی و سیاسی رهمنون می سازد اما برچسب این شکل از سیاست ورزی، همانا فقدان اصالت و اعتبار را برای مسئولان یک کشور به ارمغان می آورد که از نمونه های آن می توان به ساقط کردن هواپیمای روسی توسط جنگنده های ترکیه ای و رجز خوانی برای مقامات روسیه توسط هیات حاکمه وقت حزب عدالت و توسعه در جریان بحران سوریه اشاره نمود که در نهایت با واکنش قاطع دولت روسیه، رئیس جمهور ترکیه مجبور به نوشتن نامه عذرخواهی و پذیرفتن اشتباه گردید. نمونه دیگر از این شکل رفتارهای سیار در سیاست خارجی دولت ترکیه را می توان در جریان قطع رابطه با رژیم غاصب صهیونیستی در جریان حمله به کشتی مرمره دید که پس از چندی دوباره با بازگشایی سفارت ها روابط به شرایط گذشته بازگشت.
نهایت امر بایستی گفت این سیار بودن سیاست خارجی که به شکل ناخوشایندی پشت مفاهیمی همچون واقع گرایی (رئالیسم) در سیاست خارجی پنهان می شود، در واقع نوعی فقدان اصالت و پرستیژ سیاسی است که بیش از پیش در کارنامه سیاسی حکومتی مانند حزب عدالت و توسعه دیده می شود و باید یادآور شد که با دولتی در حال مذاکره و همگرایی هستند که اولویت سیاست خارجی آن ها هر لحظه می تواند به هر سویی چرخش کند و با عنایت به این مساله در گفتگوها به اخذ تصمیمات مشترک اقدام نمایند.