
نويسنده:محمدرضا هاديلو
آنقدر درد زير پوست ماسوله خوابيده که وقتي پاي صحبت ساکنانش مي نشيني باور نميکني اين نقاشي زيبا در دل طبيعت تا اين حد درگير معضلات و مشکلات باشد. از نبود گاز و گراني بيش از حد آب و حمل ونقل بي سروسامان و سوخت نامرغوب گرفته تا شوراها و شهردار و ميراثي که به گفته ماسوله اي ها هيچ وقت صدايشان را نشنيده اند و فقط با بخشنامه و قانون و بعضا تهديد با آنها حرف زده اند. اما حالا ماسوله چشم به شوراي جديدي دوخته تا با انتخاب شهرداري شجاع و مستقل حداقل دست در دست مردم نگذارند اين ميراث کهن به ماسوله کهنه اي که حالا فقط خرابه هايي از آن باقي مانده است تبديل شود.
***
ماسوله از نظر هماهنگی معماری با محیط طبیعی و جغرافیایی خود بی نظیر بوده و طی شماره 1090 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. اما امروز اين شهرک زيباي رويايي چنان درگير مشکلات ريز و درشتي شده که تقريبا صداي تمام ساکنانش را درآورده است.
ماسوله با نمایی زیبا و سترگ و ساختاری ظریف و چشم نوازش توجه هر گردشگر و پژوهشگری را به خود جلب می کند. گستره فراوان، نمای مستحکم، موقعیت جالب و دیدنی، طبیعت بکر و رنگارنگ، معماری مثال زدنی و اندرونی باصفا و آرام بخش، شهرک تاریخی ماسوله را از دیگر آثار تاریخی جهان متمایز کرده است. اما با تمام اين تفاسير و در کمال تاسف بايد گفت این شهر تاریخی هم اکنون در حال نابودی است و از بافت فرسوده، نرسيدن گاز شهري، گراني آب و برق و گازهاي کپسولي ، سوخت (نفت) نامرغوب ، تغییر کاربری، نداشتن جاده مناسب، عدم وجود پارکینگ اختصاصی و ضعف بهداشت و از همه مهمتر ناهماهنگي مسئولان و سليقه اي تصميم گرفتن و عمل کردن اقايان به شدت رنج می برد.
*ميراث نميگذارد گاز بيايد
وقتي پاي صحبت ماسوله اي ها مي نشيني تازه متوجه مي شوي که زير پوست اين همه زيبايي و طبيعت دل انگيز، دردي بس ويرانگر نهفته. دردي که گويي هيچ گوشي براي شنيدنشان وجود ندارد.
رحيم نقيبي از ماسوله اي هاي اصيل، سفره دلش را باز مي کند و مي گويد: "روزي بود که 2 هزار قاطر وارد ماسوله مي شدند و بارگيري ميکرد و به سمت اذربايجان و زنجان مي رفتند. روزي بود که در ماسوله در طول سال بيش از 100 تن پنير شور مي شد. روزي بود که دامداري اين منطقه رونق خاصي داشت و زمانيکه شهرداري در ماسوله مسقر شد اينجا 15هزارنفر جمعيت داشت. اما کم کم به علت ماشيني شدن زندگي ها و بي توجهي به نيازهاي ماسوله اي ها همه رفتند. الان هم حدود 10 سال است اينجا توريستي شده اما به عنوان يک ماسوله اي مي گويم آسايشمان سلب شده است."
اين شهروند ماسوله ادامه مي دهد : " ماسوله حجم و گنجايش اين همه سروصدا و آشغال و رفت و آمد را ندارد. اين در حاليست که ما در سوخت و گاز ، برق و آب مشکل داريم و دولت هيچ حمايتي نمي کند."
نقيبي که معلوم است در ميان حجم مشکلات آنقدر گير کرده که نميداند از کجا و چطور بگويد، آهي مي کشد و مي گويد: "يا حداقل برق ارزان به ما بدهند يا ماسوله را گازکشي کنند. ما يک گالن نفت که با آب مخلوط شده را بين 8 تا 10 هزار تومان ميخريم. گاز کپسولي 15 هزار تومان، آب هم کمتر از 100 هزار تومان نمي آيد. مگر شغل ماسوله ايها چيست که بايد اينطور هزينه سوخت و خدمات بدهند؟"
ماسوله اي ها معتقدند ميراث فرهنگي نميگذارد تا آنها از خدمات استفاده درستي بکنند. ميراث بخاطر اينکه شکل و ظاهر ماسوله را همانطور سنتي نگه دارد از ورود گاز جلوگيري مي کند و اين درحاليست که ماسوله زمستانهاي بسيار سردي را تجربه مي کند و مسئولان هيچ قدمي براي بهره مندي آنها از سوخت هاي ديگر برنميدارند.
درخواست ماسوله ايها اين است که اگر ماسوله زيباست، پس مسئولاني که براي اين شهر تصميم ميگرند هم بيايند حداقل 2 سال بطور کامل در اينجا زندگي کنند تا بدانند دردها کجاست.
با اينکه ماسوله بيش از 1000 سال است که از سيستم فاضلاب بهره مند است اما دوباره از ماسوله ايها هزينه فاضلاب ميگيرند. پولي که به گفته ساکنان معلوم نيست براي چيست؟
در حال حاضر تمام مشاغل در ماسوله به فروش صنايع دستي و سفره خانه ختم مي شود . البته صنايعي که اکثر آنها محصول دست چيني هاست.
اجاره دادن خانه ها هم يک شغل معمولي به شمار مي آيد اما به گفته نقيبي براي ساخت خانه اگر يک کاميون شن و ماسه برايتان حدود 200 هزار تومان برسد بايد براي حمل آن با فرغون تا محل ساخت و ساز نزديک به 500 هزار تومان هزينه کنيد.
اين ماسوله اي ادامه مي دهد: "خانه اي که در فومن با 50 ميليون قابل ساخت است در ماسوله بيش از 150 ميليون خرج دارد."
ماسوله ايها دل پري از شوراي قبل و شهردارشان دارند که جرات نداشته اند حرفي به ميراث بزنند. به گفته آنها ميراث تصميم گيرنده اول و آخر ماسوله است و به همين خاطر مردم نمي دانند چه کار بايد بکنند. چون وقتي دست شورا و شهردار و ميراث در دست هم قرار ميگيرد ديگر صداي مردم به گوش هيچ کس نمي رسد.
چيزي که ماسوله ايها از آن به تباني و باند بازي و رانت خواري ياد مي کنند.
*ماسوله منتظر اقدامات شوراي جديد
ماسوله ايها مي گويند به طور ميانگين پول آبشان بيش از 200هزار تومان است و اگر مثل تهراني ها هزينه آب مصرفي برايشان محاسبه گردد به شدت راضي خواهند بود.
معيار قيمت گذاري براي آب ماسوله هنوز معلوم نيست.
وقتي ساکنان ماسوله حرف مي زنند يک چيز را مي شود خوب فهميد و آن هم اينکه " آنقدر حرف زده ايم و مسئولان استاني توجه نکرده اند که الان فقط از شخص رييس جمهور و رهبر معظم انقلاب که هميشه حامي مظلومان بوده طلب ياري داريم."
مشعر پور ماسوله اي ديگريست که موهايش را در اين روستا ي ديروز و شهرک امروز سفيد کرده. او مي گويد: "کرايه تاکسي از ماسوله تا فومن 2500 تومان است اما راننده ها 5000 تومان مي گيرند. کسي نمي آيد آنها را مواخذه کند. انگار اينجا همه فهميده اند که مي توانند هرکاري بکنند و تخلف جرم نيست."
اين شهروند ماسوله ادامه مي دهد: "شوراهاي قبلي هيچ کاري براي ماسوله نکرده اند و مردم معتقدند حتي اجهاف زيادي هم به انها شده است. هزينه حمل و نقل و جابجايي اقلام و کالا در اين شهر بسيار بالاست. ميراث براي همه و به جاي همه تصميم ميگيرد. "
سليقه اي عمل کردن مسئولان چيزيست که به شدت ساکنان ماسوله از آن مي نالند.
امين روحي به وضعيت بهداشت اين منطقه اشاره مي کند و مي گويد: "شبکه بهداشت مشکل دارد. ماشين اورژانس هيچ امکاناتي دارد. نه دارو نه امکانات نه هيچ چيز ديگر. "
او ادامه مي دهد:" وقتي مشکلات را کنار هم مي چينيم و مي چرخيم باز به شهردار ميرسيم. شهردار بايد مقتدر باشد تا بتواند به نيازهاي مردم توجه کرده و آنها را رفع کند. متاسفانه وقتي ميراث و شهردار و شورا در يک خط قرار ميگيرند ، ديگر صداي مردم به هيچ جايي نميرسد. در ماسوله با اين همه گردشگر شبکه بهداشت فقط نمادين است و هيچ نظارتي هم روي آن نيست."
بهرحال ماسوله امروز مشکلات زيادي دارد و اگر ساکنانش اين شهرک را ترک نميکنند فقط بخاطر عرقي است که به آب و خاکشان دارند. ميراث تصميماتي ميگيرد که هيچ تعريف و توجيهي براي ماسوله ايها ندارد و شورا و شهردار هم گويي منتخب مردم و در خدمت ديگرانند. حالا ماسوله منتظر است تا ببيند شوراي جديد با انتخاب شهرداري مقتر و مسقل چه گلي به سر اين شهرک تاريخي خواهد زد.