کد خبر: 869771
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» با يكي از رزمندگان عمليات كربلاي2
عمليات كربلاي2 در دهم شهريورماه 1365 در منطقه حاج عمران انجام گرفت. هدف از اين عمليات تسلط بر بلندي‌هاي حساس منطقه و ضربه زدن به دشمن اعلام شده بود...
 غلامحسين بهبودي
عمليات كربلاي2 در دهم شهريورماه 1365 در منطقه حاج عمران انجام گرفت. هدف از اين عمليات تسلط بر بلندي‌هاي حساس منطقه و ضربه زدن به دشمن اعلام شده بود. روح‌الله گل‌يردي يكي از رزمندگان حاضر در اين عمليات است كه در قالب نيروهاي اطلاعات و عمليات تيپ ويژه شهدا در كربلاي2 شركت مي‌كند. سالروز آغاز اين عمليات غرور‌آفرين را فرصتي دانستيم تا گفت‌وگوي كوتاهي با اين رزمنده دفاع مقدس داشته باشيم.
چه زماني وارد لشكر ويژه شهدا شديد؟
من سال 64 وقتي 19 سال داشتم وارد اين لشكر شدم. البته آن زمان هنوز به لشكر تبديل نشده بود و در قالب تيپ ويژه شهدا فعاليت مي‌كرد. در قالب همين تيپ در عمليات مختلفي مثل والفجر9، كربلاي2 و... شركت كردم.
زمان عمليات كربلاي2 چه سمتي داشتيد؟
آن زمان يكي از نيروهاي اطلاعات - عمليات تيپ بودم. كار ما شناسايي محورهاي عملياتي بود. تقريباً يكي دو ماه قبل از شروع هر عملياتي كارهاي شناسايي را انجام مي‌داديم. در كربلاي2 ما به نوعي كمك كننده لشكر قدس گيلان بوديم. بچه‌هاي اطلاعات - عمليات وقتي شناسايي‌هاي لازم را انجام مي‌دادند، اطلاعات جمع‌آوري شده را به واحد طرح و عمليات مي‌دادند و اين واحد هم جمع بندي‌هاي لازم را به فرماندهان ارائه مي‌داد.
روند كار بچه‌هاي اطلاعات - عمليات چگونه بود؟ خاطره‌اي از عمليات شناسايي كربلاي2 داريد؟
در اين عمليات ما از اول غروب كم‌كم كارمان را شروع  و به كانال‌ها، ميدان‌هاي مين منظم و نامنظم، سيم خاردارهاي ديواري و... دشمن نفوذ مي‌كرديم. هدف‌مان شناسايي استعداد دشمن در منطقه بود. اما خب اين كار سختي‌هاي خودش را هم داشت. عراقي‌ها معمولاً از ساعت دو يا سه بامداد مي‌خوابيدند و اين زمان بهترين وقت نفوذ به عمق خطوط دشمن بود. يك‌بار من به قدري به سنگرهاي عراقي نزديك شدم كه اگر هشدارهاي يكي از دوستانم نبود شايد به اسارت دشمن در مي‌آمدم. دوستم مجهز به دوربين مادون قرمز بود كه شب را مثل روز نشان مي‌داد. ايشان سرباز دشمن را ديد و به من هشدار داد. گاهي هم سربازهاي دشمن بدون آنكه ما را ببينند خوف در دلشان مي‌افتاد و شروع به تيراندازي بي‌هدف مي‌كردند. يك‌بار يكي از عراقي‌ها با تيربار گرينوفش بي‌هدف زمين و زمان را به رگبار بست. منطقه حاج‌عمران پر از درختچه‌هاي كوتاه بود. من و يكي از همرزمانم پشت يك درختچه پنهان شده بوديم كه به صورت اتفاقي گلوله‌اي به كتف دوستم خورد. چون زخمش كاري نبود اعتنايي نكرديم و باز به راه‌مان ادامه داديم، اما بار ديگر كه سرباز عراقي شروع به شليك كرد، يكي از گلوله‌هايش به درختي خورد و كمانه كرد و از شانس خورد وسط پيشاني يكي ديگر از بچه‌ها. گلوله چون ضربه اوليه‌اش گرفته شده بود، در استخوان پيشاني دوستم گير كرد و همان جا ماند. بنده خدا هنوز به هوش بود و از ما مي‌پرسيد چه بلايي سرش آمده است؟ ما هم نگفتيم گلوله در استخوان پيشاني‌ات گير كرده است.  فقط گفتيم يك تكه از چوب درخت به سرت خورده و خون آمده است. با همين حرف‌ها به عقب منتقلش كرديم و در بيمارستان گلوله را خارج كردند. خواست خدا بود كه شهيد نشود و هنوز هم زنده و سلامت است.
از روند عمليات بگوييد.
نيروهاي اطلاعات - عمليات بعد از شناسايي‌هاي لازم مستقيم وارد عمليات نمي‌شدند، بلكه گردان‌ها يا يگان‌هاي شركت كننده را به راهكارهاي شناسايي شده راهنمايي مي‌كردند و در خود عمليات شركت نداشتند. براي آموزش يك نيروي اطلاعات- عمليات ماه‌ها وقت صرف مي‌شد و فرماندهان سعي در حفظ اين نيروها داشتند، اما به هرحال ما در شب عمليات طبق وظايف‌مان گردان‌ها را راهنمايي كرديم و شكر خدا كربلاي2 موفقيت‌آميز هم بود.
شهيد كاوه فرمانده دلاور لشكر ويژه شهدا در كربلاي2 به شهادت رسيده است، خاطره‌اي از اين سردار شهيد داريد؟
شهيد كاوه يك انسان بسيار صبور و فرماندهي توانمند بود. اواخر سال 64 يك‌بار ايشان در پادگان شهيد عبادت به اتاق اطلاعات- عمليات آمد و از من و دوستم شهيد سهراب نجفي خواست تا ايشان را به حاج عمران و منطقه هزار قله مريوان ببريم. ما هم قبول كرديم اما چون راه را خوب بلد نبوديم كم مانده بود گم شويم. شهيد كاوه فهميد اشتباه مي‌كنيم و گفت راه را بلد هستيد يا نه؟ دوستم رك و راست گفت نه انگار گم شديم. هر كس ديگري جاي ايشان بود شايد ناراحت مي‌شد، اما شهيد كاوه به خودش مسلط بود و به روي‌مان نياورد. خلاصه يك ارتشي ما را ديد و راه درست را نشان داد. در عمليات والفجر9 هم در مقطعي كه كار گره خورده بود و بچه‌هاي اطلاعات - عمليات در پيدا كردن راهكار مناسب به مشكل برخورده بودند، خود شهيد كاوه آمد و گفت با هم مي‌رويم و راهكار را شناسايي مي‌كنيم. همان شب مثل يك نيروي اطلاعاتي وارد عمل شد و شناسايي منطقه با موفقيت انجام گرفت. ايشان يك فرمانده همه فن حريف و واقعاً توانمند بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار