به گزارش خبرنگار ما، رسیدگی به این پرونده از نهم آبان¬ماه سال 91 با شکنجه وحشتناک زن 36 ساله¬ای به نام بنفشه در برلین آلمان در دستور کار پلیس قرار گرفت. زن جوان که بعد از شکنجه به بیمارستان منتقل و به طور معجزه¬آسایی نجات پیدا کرده بود، مشخصات مرد 45 ساله¬ای به نام سیامک را در اختیار مأموران قرار داد. او مدعی بود آن مرد میانسال او را مورد شکنجه قرار داده است.
سیامک با تابعیت هلندی اما اصلیت ایرانی – عراقی از طریق اینترنت با زنان ایرانی ارتباط داشت. با این مشخصات دستگیری متهم در دستور کار پلیس برلین قرار گرفت تا اینکه مشخص شد متهم از مرز ترکیه وارد ایران شده است. بنابراین متهم عصر بیست و ششم آبان¬ماه سال 91 در مسير تهران بازداشت شد. او در بازجویی¬ها گفت: می¬خواستم با بنفشه ازدواج کنم و به او علاقه داشتم تا اینکه به خاطر اختلاف خانواده¬اش با چاقو به جانش افتادم و اعضای بدنش را قطع کردم. پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و در آن جلسه وکیل شاکی گفت: موکلم و دختر 12 ساله¬اش در آلمان هستند و من پیگیر پرونده¬شان هستم. سیامک به بهانه کمک به موکلم طرح دوستی می¬ریزد و به خانه آنها رفت و آمد می¬کند. تا اینکه یک روز با کمین مقابل خانه موکلم مانع رفتن دخترش به مدرسه و وارد خانه می¬شود.
وکیل شاکی ادامه داد: متهم دست و پای موکل و دخترش را با چسب می¬بندد. سپس دختربچه را در اتاق زندانی و زن جوان را تا سر حد مرگ شکنجه می دهد. او اعضای بدن موکلم از جمله بینی او را با چاقو و قیچی قطع کرده و فرار می¬کند. حالا با توجه به مدارک موجود در پرونده برای متهم به اتهام جرح عمدی منجر به نقص عضو، مخفی کردن دختر خردسال، همچنین آزار موکل، مجازات را می¬خواهم. در پایان جلسه پرونده برای بررسی به پزشکی قانونی فرستاده شد. با اعلام گزارش پزشکی قانونی مبنی بر اینکه فقط در صورت معاینه شاکی می-توان در مورد قصاص متهم اظهار نظر کرد پرونده برای دومین بار به همان شعبه فرستاده شد. در آن جلسه وکیل شاکی گفت: موکلم تحت درمان است و به خاطر وضعیت جسمانی¬اش امکان سفر به ایران را ندارد. به این ترتیب متهم به پرداخت دیه و 25سال حبس محکوم شد اما این حکم در دیوان نقض و بار دیگر پرونده به شعبه همعرض ارجاع داده شد. روز گذشته متهم مقابل هئیت قضایی شعبه یازدهم به ریاست قاضی متین راسخ قرار گرفت و با شرح دوباره ماجرا گفت: اتهاماتم را قبول دارم و پشیمانم. از قضات دادگاه تقاضای بخشش دارم.
در پایان هئیت قضایی وارد شور شد.