معصومه طاهري
يكي از ويژگيهاي فضاي مجازي امكان انتشار سريع و گسترده اطلاعات است؛ مزيتي كه بدون هيچ استثنايي براي همه كاربران وجود دارد، اما اين امكان بيحاشيه هم نيست و بايد گفت افشاگري در فضاي مجازي يكي از ويژگيهاي اين فضاست، چراكه به نسبت ساير رسانهها ازجمله رسانههاي تصويري و مكتوب هيچ محدوديتي ندارد. از مشهورترين نوع افشاگريهاي مجازي به افشاگريهاي سايت ويكيليكس ميتوان اشاره كرد كه اسناد مهم جنايات امريكا را كه به دست يك سرباز از ارتش امريكا افتاده بود، منتشر كرد يا افشاگري اسنودن جاسوس سابق رسمي CIA و در نمونه آخر افشاگري پولشويي برخي مقامات سياسي دنيا و نزديكانشان در پاناما كه به پرونده پانامايي مشهور است. اما فارغ از اين افشاگريهاي سياسي- اقتصادي كه معمولاً از مبادي رسمي و سايتهاي شناخته شده انجام ميشود، نوعي ديگر از افشاگري نيز هست كه با كمك اپليكيشنهاي موبايلي صورت ميگيرد اعم از خانوادگي، سياسي، اجتماعي و... . در عين حال كه خيلي از افشاگريهاي مجازي نيز از نظر صحت و سقم مورد ترديد جدي است و تنها نام افشاگري براي جذب مخاطب اضافه ميشود و حتي دروغهاي بزرگي كه با نام افشاگري به راحتي در فضاي مجازي به اشتراك گذاشته ميشود مانند دروغهاي سازمان منافقين است كه در داخل و خارج از ايران حتي به زبانهاي مختلف منتشر ميشوند و موذيانه چنان حقيقت و دروغ را به هم ميآميزند كه گاه تشخيص براي مخاطب عادي كار سادهاي نيست.
هوس افشاگري و چهرههاي مشهورهوس افشاگري خيلي وقتها به تعداد فالوورها و كامنتهايي كه يك فرد هرروز در صفحات مجازي خود شاهد آن است نيز برميگردد. فالوورهايي كه فرد را در هر لحظه و ساعتي دنبال ميكنند و همين احساس شنيده شدن باعث ميشود تا گاه براي خوشايندي آنها دست به كارهايي بزند. يا وجود آنها يك پشتگرمي كاذب براي صاحب صفحه مجازي ايجاد ميكند و با اين پشتوانه، سخناني را كه در يك جمع واقعي از گفتن آنها خودداري ميكند به زبان بياورد. در اين ميان چهرههاي مشهور بيشتر از هر كسي طعمه هوس افشاگري ميشوند. يكي از نمونههاي فريب جمعيت فالوور و كامنت در فضاي مجازي را ميتوان به افشاگري رضا احسانپور در مورد برنامه قندپهلو اشاره كرد. طنزپردازي كه شهرتش را مديون برنامه قندپهلو است، مسابقهاي تلويزيوني كه به هدف معرفي زبان فارسي و ايجاد فضاي مفرح و سالم توليد شد تا مردم را با آثار قديمي و جديد ادبيات در زمينه طنز آشتي بدهد، ولي احسانپور كه بهخاطر لهجه اصفهاني و قدرت اجرايي توانست بعد از قند پهلو در شبكههاي مختلف خود را معرفي كند پس از مدتي متأثر از تعداد فالوور و تشويقهاي مجازي در اينستاگرام خود مطلبي را منتشر كرد كه به افشاگري احسانپور عليه قندپهلو مشهور شد. در اين مطلب او به كارگرداني شدن فضاها و فيالبداهي نبودن بخشهاي مسابقه اعتراض و آن را نوعي كلاهبرداري اعلام كرد؛ حركتي كه متأسفانه نشان از ناآگاهي اين شاعر جوان از اصول برنامهسازي در تلويزيون داشت و قبل از هرچيز اين فضاي مجازي بود كه باعث شد وي چنين اشتباهي را مرتكب شود چراكه تشويقها و تعريفهايي كه تحت عنوان كامنت منتشر ميشود انسان را از فضاي حقيقي و واقعيتهاي موجود دور ميكند.
افشاگريهاي خانوادگي از نوع اينستاگراميكي از بدترين نوع افشاگري، افشاگريهاي خانوادگي است. متأسفانه اعتياد به فضاي مجازي باعث شده تا افراد ريزترين نكات زندگي خود را با ديگران به اشتراك بگذارند و كمكم به اين موضوع نيز معتاد بشوند. حالا تلفن همراه به وسيلهاي تبديل شده كه گاه خانوادهها را از هم ميپاشاند و گاه وسيله تهديد يا ابزار فشار زوجين عليه يكديگر ميشود. مانند افشاگري آزاده نامداري نسبت به خشونت خانگي همسرش كه دعواهاي خانوادگي را با اينستاگرام خود ملي كرد. اين يك حقيقت است كه فضاي مجازي در جدايي اين دو نفر نقش بارزي داشت ولي تكرار اين نوع از افشاگريها بيانگر يك اپيدمي خطرناك در ميان زوجهاي جوان و گاه ميانسال خواهد بود كه بايد براي آن نيز چارهانديشي نمود چراكه به نظر نميرسد اين اتفاق تأسفبرانگيز تنها به حيطه چهرههاي مشهور محدود شود و با اعتيادي كه برخي افراد به فضاي مجازي و اپليكيشنهايي همچون اينستاگرام پيدا كردهاند و تقريباً همه زندگي خصوصي خود را به اشتراك ميگذارند، اين موضوع ترسناك است كه فرد با يك عصبانيت معمولي اتفاقات خانه را در فضاي مجازي منتشر كند كه مطمئناً با كامنتها و فعاليتهاي رسانهاي مختلف عمق بيشتري هم به خود ميگيرد. يا همين چند روز پيش كه باز نام نامداري برسر زبانها افتاد؛ يعني افشاگري كشف حجاب او در سوئيس كه يكي از خبرهاي جنجالي بوده است، خبري كه به سرعت در فضاي مجازي چرخيد و حتي روزنامههاي سوئيس هم به آن واكنش نشان دادند. درباره اين موضوع چند نكته قابل توجه است؛ اول اينكه بيشتر واكنشها نسبت به افشاگري آن به خاطر رياكاري علني نامداري و سوءاستفاده از چادر در رسانههاي مختلف براي رسيدن به مقاصد شخصي بود. در واقع آنچه افشاگري در زمينه رياكاري نامداري را گسترش داد، بحثهاي سياسي يا امثالهم نبود، بلكه اعتراض مردم به سوءمديريت مسئولان صداوسيما در بزرگ كردن فردي بود كه آشكارا حجاب را ابزار ارتزاق خود ساخته بود به همين دليل هم نامداري در ميان قشر مذهبي جايگاه خاصي نداشت، اما همانطور كه گفته شد هوس افشاگري به همراه دلايلي كه مطرح گشت باعث شد تا برخي مذهبيون هم در ماجراي افشاگري كشف حجاب نامداري همراه شوند. اين درحالي است كه هرچند نامداري خطايي را انجام داده اما در هر صورت به مسلمان بودن خود معترف و سعي در توجيه رفتار اشتباهش دارد كه بنا بر بحث مهم حرمت زن مسلمان، انتشار تصاويرش از نظر شرعي كاردرستي به نظر نميرسد.
موجسواري كانالهاي تلگرامي به اسم افشاگريافشاگري خود به خود براي هر مخاطبي جذاب است و حالا اين بحث در فضاي مجازي و با ظهور كانالهاي تلگرامي ابعاد جديدتري به خود گرفته است. مانند افشاگري فيشهاي حقوقي كه از مؤثرترين و مهمترين افشاگريهاي فضاي مجازي بود و باعث پسلرزههاي شديدي در فضاي واقعي شد. همچنين اين نكته را هم يادآور شد كه ديگر نميتوان با پيچيدگي سازماني مانع از گردش اطلاعات و پخش رسانهاي برخي مفاسد شد؛ البته كانالهاي تلگرامي بيشتر از هر چيز به دنبال جذب مخاطب و بالا بردن ممبر هستند و سعي دارند گوي رقابت را از يكديگر بربايند چنانكه كانال تلگرامي وابسته به فرزند يكي از مسئولان نيز به اسم افشاگري مطالب مختلف درست و غلطي را منتشر كرد. اما در همه رسانهها يك اصل وجود دارد و آنكه هدف از اين فعاليتها چيست؟ با توجه به وابستگي سياسي اين كانال به برخي جريانها نميشد انتظار داشت يك كانال تلگرامي كه نسبت به سايتها داراي هويت مجهولتري هست هميشه با هدف درستي مطلب منتشر كند. مثلاً كانال تلگرامي فوق بعد از آن مطالب ديگري نيز با نام افشاگري در كانال خود گذاشت كه برخي از آنها با اغراض سياسي خاص منتشر شده بودند.
اينجاست كه بصيرت سياسي در افشاگريها معنا پيدا ميكند و اين مسئله كه گاه ممكن است در فضاي مجازي از يك حقيقت به نفع جرياني سوءاستفاده شود را متذكر ميشود، همچنين اين مهم كه هدف خيلي از افشاگريها صرفاً آشكارسازي حقيقت نيست. اما در هر صورت فضاي مجازي مجالي براي رد و بدل كردن بدون واسطه اطلاعات و برملا كردن حقايق ايجاد كرده است كه در اين ميان بايد مراقب بازيهاي سياسيون و برخي افراد كلاهبردار نيز بود تا از آن براي اهداف ديگري سوءاستفاده نكنند.