کد خبر: 845595
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
كپي يك عكس قديمي و خاطره‌اي مبهم از صورت مادر در شيرخوارگاه تنها سرنخ‌هاي پسري جوان از مادرش است كه 19 سال قبل سرنوشتي مبهم آنها را از هم جدا كرده است.
كپي يك عكس قديمي و خاطره‌اي مبهم از صورت مادر در شيرخوارگاه تنها سرنخ‌هاي پسري جوان از مادرش است كه 19 سال قبل سرنوشتي مبهم آنها را از هم جدا كرده است. پسرجوان حالا براي يافتن مادرش از مردم درخواست كمك دارد.
 
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز دوشنبه 21 فروردين‌ماه پسر 19 ساله‌اي به نام علي به دادسراي امور جنايي آمد و از قاضي سهرابي، بازپرس شعبه نهم براي پيدا كردن مادر گم شده‌اش درخواست كمك كرد.
 
پسر 19 ساله در شرح ماجراي زندگي‌اش به خبرنگار ما گفت: 19 سال قبل مادرم مرا به شيرخوارگاه آمنه سپرد و رفت و ديگر از آن روز به بعد خبري از مادرم ندارم. هميشه چشم انتظار مادرم بودم تا اينكه از سه سال قبل به جست‌وجوي مادرم پرداختم، اما تا الان موفق به پيدا كردن مادرم نشدم تا اينكه امروز تصميم گرفتم به دادسراي امور جنايي بيايم و از بازپرس سهرابي براي پيدا كردن مادرم كمك بخواهم.
 
علي كه نگران به نظر مي‌رسيد، ادامه داد: نام مادرم كبري بيك محمدلو و نام پدرش علي است كه در 12 خرداد سال 1358 به دنيا آمده است. آن طور كه شنيده‌ام پدر مادرم كه مادرم را گلچين صدا مي‌كرده مدتي قبل از به‌دنيا آمدن من به زندان مي‌افتد و همان موقع مادربزرگم نيز فوت مي‌كند به همين دليل مادرم كه از شوهر اولش جدا شده بود، براي ادامه زندگي به خانه عمویش ‌ مي‌رود. عمویش با اصرار او را به عقد مردي كه 17 سال از او بزرگ‌تر است در مي‌آورد و حاصل زندگي آنها من هستم. زماني كه مادرم مرا باردار بود با پدرم اختلاف پيدا مي‌كند. پدرم كه آدم بدبيني بوده به مادرم تهمت مي‌زند و مادرم خانه او را ترك مي‌كند و وقتي به دنيا آمده بودم به خاطر اينكه سر پناهي نداشته مرا به شيرخوارگاه آمنه مي‌سپارد.
 
من تا شش سالگي در شيرخوارگاه بودم تا اينكه پدرم كه او را خشايار صدا مي‌زنم به شيرخوارگاه آمد و مرا با خودش برد. آنطور كه شنيده‌ام در مدتي كه در شيرخوارگاه بودم، مادرم از دور جويايي احوال من بود و بعد از اينكه خشايار مرا تحويل گرفت، اصرار داشت مرا ببيند، اما خشايار اجازه نداده بود و مادرم از ترس پيش من نيامد.  سال‌ها منتظر مادرم بودم، اما خبري از او نشد. حالا ديپلم گرفته‌ام و كار آزاد دارم و دوست دارم هر چه زودتر مادرم را ببينم. من به گذشته مادرم كاري ندارم و از اينكه مرا به شيرخوارگاه سپرده بود ناراحت نيستم چون مي‌دانم چاره‌اي جز اين راه نداشته بود. دوست دارم هر چه زودتر مادرم را به آغوش بگيرم و در كنارش باشم به همين خاطر سه سال است در جست‌وجو هستم و در اين مدت توانستم تصوير گذرنامه مادرم را به دست آورم كه مشخص شد او زنده و در ايران است. من علاوه بر اين از طريق شيرخوارگاه كپي شناسنامه مادرم را به دست آوردم و الان به اين مدارك دلخوشم تا هر چه زودتر با اين مدارك مادرم را پيدا كنم.
وي در پايان گفت: از مادرم مي‌خواهم اگر اين خبر را در روزنامه خواند حتماً به سراغ پسرش بيايد و من چشم انتظار او هستم و از افرادي هم كه از مادرم اطلاع دارند درخواست دارم به من كمك كنند تا مادرم را پيدا كنم.
كارآگاهان پليس آگاهي به دستور قاضي سهرابي تحقيقات براي شناسايي زن گمشده را آغاز كرده‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار