
عناصر و رسانههاي جريان تجديدنظرطلب همچنان نسبت به رأيآوري حسن روحاني در انتخابات پيش رو دچار سردرگمي هستند و براي انتخاب وي به عنوان نامزد نهايي خود نميخواهند ريسك سياسي کنند و تمام هزينههاي ناشي از سوءمديريت دولت در عرصههاي مختلف قوه مجريه را به پاي خود بنويسند.
عامل اصلي ترديد جماعت تجديدنظرطلب از كانديداتوري حسن روحاني نيز همين مسئله است، به آن معنا كه ناتواني دولت از تحقق وعدههاي انبوه تبليغاتي- انتخاباتي در ماههاي گذشته باعث شده رهبران اين جريان نسبت به حمايت يكدست و همگون از رئيسجمهور فعلي مردد شده و تمايل دارند كه در قالب حمايتهاي «مشروط» و «نيمه جرياني» نقش خود را ايفا كنند. به اين معنا كه تمام رهبران و عناصر اين جريان براي حمايت از حسن روحاني به صحنه نيامده و تنها بخشي از افراد اصلي وابسته به اين جريان از وي اعلام حمايت كرده و در سطح ديگري حمايت از حسن روحاني را مشروط به شروطي از قبيل برآورده كردن اهداف جناحي اين طيف كنند.
به زعم تئوريسينهاي اين طيف اين شكل از حمايت ميتواند هزينههاي ناشي از شكست حسن روحاني را به سمت اين جريان شيفت نداده و تا حدودي مسير را براي توجيه شكست و تفكيك شكست حسن روحاني با مدعيان اصلاحطلبي هموار كند.
به همين دليل است كه با نگاهي به رسانههاي جريان تجديدنظرطلب و موضعگيري افراد مرتبط با اين جريان سياسي نميتوان درك يكسان از جهتگيري مدعيان اصلاحطلبي نسبت به حمايت از حسن روحاني در انتخابات پيش رو به دست آورد.
مهمترين رقيب روحاني عملكردش است
مصطفي معين نامزد انتخابات رياست جمهوري سال 84 در گفت و گو با روزنامه آفتاب يزد مهمترين رقيب روحاني را كارنامه او ميداند و بيان ميكند: «مهمترين رقيب آقاي روحاني عملكرد خودش و نوع نگاهش به انتخابات و دولت بعدياش است و مردم نقشي تعيينكننده خواهند داشت، البته اين سخنان به اين معني نيست كه رقيب ايشان بالا بيايد ولي حداقل اين است كه آرا تقسيم شود و در يك شرايط ضعيفي يا خود ايشان يا يك نفر ديگر انتخاب شود.»
بسياري از چهرههاي مطرح جريان تجديدنظرطلب همانند مصطفي معين عملكرد روحاني را منفي و رأي سوز ميدانند و معتقدند نبايد با حمايتهاي گسترده و بسيط از رئيسجمهور فعلي كشور، هزينههاي ناكارآمدي دولت را به پاي جريان مدعي اصلاحطلب نوشت و در مقابل بايد با انتقاد از ناتواني دولت در عمل به وعدههاي انتخاباتي مسير را براي توجيه شكست حسن روحاني و فرار از نتايج انتخابات دوازدهم مهيا كرد. ابراهيم اصغرزاده نيز بارها نسبت به حمايت از حسن روحاني ابراز ترديد كرده و كارنامه ناموفق روحاني را رقيب وي به شمار آورده و در يكي از مهمترين موضعگيريهاي خود بيان ميكند: «ممكن است روحاني در يك ميدان بيرقيب به خودش ببازد اولاً به دليل اينكه بايد از وضع موجود خودي كه خودش فراهم آورده دفاع كند. روحاني بيرقيب يعني تمام قد مسئوليت آنچه بوده و هست را بپذيرد، ثانياً فاقد رقيبي شده كه وجودش ميتوانست به تحريك و بسيج هواداران دولت منجر شود. اصلاحطلبان هم كه تخممرغهايشان را در سبد او گذاشتهاند بازنده ميدان رقيب خواهند بود.»
در نمونهاي ديگر ميتوان به پاشنه آشيل دولت از نگاه روزنامه شرق نيز اشاره كرد. اين روزنامه در موضعي جالب توجه مينويسد: پاشنه آشيل دولت حسن روحاني، خصوصاً اگر تمايلش به ماندن در پاستور باشد در مسائل اقتصادي است. منتقدان دولت او را دولت «ركود» نامگذاري كردهاند. او هرچند توانست بر پرونده هستهاي فائق شود و تا حدودي مسائل سياست داخلي را هم جمع كند اما هيچ گاه نتوانست به طور كامل كشور را از بحران اقتصادي بگذراند.
اين روزنامه ادامه ميدهد: «در طول سه سال گذشته تورم مهار شد و جهش قيمتها به خاطرهاي از دوران احمدينژاد تبديل شد اما اين براي مردمي كه درآمد كافي ندارند و از بيكاري در عذاب هستند اصلاً كافي نيست. دولت يازدهم خودش را اقتصاد موفق ميداند. دولت حسن روحاني هر چند در سه سال گذشته روي مسئله مهار تورم مانور زيادي داد اما براي ابقايش در پاستور در يك سال باقيمانده بايد بتواند موضوع «خروج از ركود» را به مردم و منتقدانش اثبات كند.»
ترديد اصلاحطلبان از نامزدي حسن روحاني را ميتوان در سطح ديگري هم مشاهده كرد آنجايي كه برخي از رسانهها و شخصيتهاي وابسته به اين جريان معرفي نامزد پوششي را در كنار حسن روحاني مفيد و عدهاي آن را نادرست ميدانند، به عنوان نمونه اسفندماه سال گذشته روزنامه ايران ارگان رسمي دولت به مسئله كانديداهاي پوششي پرداخته و در لزوم رد چنين رويكردي در انتخابات مينويسد: «از سويي شايعات و گمانه زني هايي در رابطه با حضور روحاني در انتخابات 96 مطرح ميشود در حالي كه روحاني در رابطه با حضور و عدم حضور خود در انتخابات آينده هيچ سخني به ميان نياورده است. بر اين اساس محمدعلي نجفي دبيرستاد اقتصادي دولت با بيان اينكه هيچوقت رئيسجمهور صراحتاً در مورد ورود به انتخابات مطلبي نگفتهاند، گفت: هر مطلبي در خصوص ورود رسمي روحاني به عرصه انتخابات گمانهزني و شايعات است.» اما در مقابل افراد بسياري از جمله داريوش قنبري عضو شوراي مركزي حزب مردم سالاري روز گذشته در گفتوگو با مهر، با اشاره به موضوع كانديداي پوششي براي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري اظهار كرد: من معتقدم حضور يك يا دو كانديداي پوششي در كنار آقاي روحاني اگر بعداً براي وي مشكلي ايجاد نكند و در موقع مناسب كنار برود، مفيد خواهد بود.
وي افزود: صحبت درباره كانديداي پوششي فعلاً زود است چراكه بايد ببينيم رقيب با چند نامزد وارد انتخابات خواهد شد يا اينكه امكان وحدت در ميان آنها نيز وجود دارد. نماينده اسبق مجلس تصريح كرد: همه گروههاي اصلاحطلبي پيرامون حمايت از حسن روحاني در انتخابات آينده، به اتفاق نظر رسيدهاند اما درباره حضور يا عدم حضور گزينه پوششي، قطعيت حاصل نشده است.
روزنامه اعتماد روز گذشته گزارش اختصاصي خود را به تخريب نامزدهاي رقيب روحاني اختصاص داده و در نگاهي متفاوت از برخي چهرههاي و رسانههاي اصلاحطلب نوشت: «آشفته بازار اصولگرايي اگر تا چند ماه پيش هيچ كانديدايي نداشت حالا با انبوهي از بازيگران سياسي روبهرو شده است. اسم پشت اسم است كه ميآيد تا شايد بتوان يكي از آنها را كانديداي نهايي اصولگرايان براي رقابت مقابل حسن روحاني نشاند. تكليف اصلاحطلبان معلوم است. كسي به گزينهاي جز «حسن روحاني» فكر نميكند. حتي اسم آوردن از گزينه «كانديداي پوششي» هم به نوعي تبديل به يك حاشيه جزئي شده است. تكليف معلوم اصلاحطلبان اين ترس را در ميان اصولگرايان به وجود آورده است كه خرداد ٩٢ و اسفند ٩٤ يكبار ديگر تكرار شود.» اما با اين همه ميتوان اهداف جريان تجديدنظرطلب از نامزد پوششي را با اين اهداف توجيه كرد: «مقابله با استراتژي اصولگرايان (جبهه مردمي نيروهاي انقلاب) كه اعلام شده نخست پنج نفر و سپس يك نفر در عرصه رقابتهاي انتخاباتي 96 شركت خواهند كرد»، « ايجاد ترس و واهمه در جريان رقيب»، «تهديد نرم و محترمانه حسن روحاني و مقدمهسازي براي امتيازگيري از وي در قالب سند زدن چند وزارتخانه مهم نظير وزارت علوم، آموزش و حتي وزارت خارجه در دولت آينده به نام اين جريان»، « وجاهت بخشيدن به تشكيلات حزبي با انتقال اين پيام كه جريان تجديدنظرطلب با كسي عقد اخوت نبسته و احتمال عبور از حسن روحاني نيز هست»و«آبديده كردن كانديداي انتخاباتي 1400 خود با تجربهاندوزي در انتخابات 96».