
نویسنده: محمدصادق عابديني
هرچند مستند «بار ديگر مردي كه دوست ميداشتيم» در ساعت بد كنداكتور شبكه مستند قرار گرفته بود، اما نمايش زندگي پر فراز و نشيب نادر ابراهيمي آنقدر جذابيت داشت كه بينندگانش را براي ساعتي از دنبال كردن ديگر برنامههاي تلويزيوني منصرف كند و چشم به شبكه مستند بدوزد. نادر ابراهيمي هنرمند و فرهيختهاي چند ضلعي است كه در عرصههاي مختلف از سينما گرفته تا ادبيات و روزنامهنگاري از جمله شاخصترين هنرمندان معاصر كشورمان است. محمد حسين يادگاري مستندساز تلاش كرده است در مستند «بار ديگر مردي كه دوست ميداشتيم» به بخشهايي از زندگي نادر ابراهيمي بپردازد كه تا پيش از اين كمتر مطرح شده بود. در «بار ديگر مردي كه دوست ميداشتيم» شاهد آن هستيم كه نادر ابراهيمي در سالهايي كه ابتذال جنسي در توليدات سينماي فيلمفارسي حرف اول را ميزد، يك تنه جلوي ابتذال را ميگيرد و فيلمي پاك ميسازد و نميگذارد پشت صحنه فيلمش مانند ديگر آثار سينمايي آن سالها با فساد همراه شود يا با ساخت مجموعه «هامي و كامي» ضمن آشنا كردن كودكان ايراني با زيباييهاي كشورشان آنها را در قبال مسائل اجتماعي مسئول بار ميآورد؛ مجموعهاي كه در آخرين سالهاي حكومت پهلوي از تلويزيون پخش میشد و در يكي از قسمتهاي آن دو پسر نوجوان به نشانه اعتراض به فعاليتهاي مشروبفروشيها، شيشه مغازه مشروبفروشي را ميشكنند و در كلانتري افسر نگهبان را قانع ميكنند كه فعاليت مشروبفروشيها چقدر بر امنيت جامعه تأثير سوء دارد.
مسئلهاي كه باعث شد تا ساواك حمله مردم انقلابي به مغازههاي مشروب فروشي را ناشي از اين مجموعه تلويزيوني بداند و خواستار قطع پخش آن شود. علاقه نادر ابراهيمي به انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري، نوشتن اعلاميه در حمايت از انقلاب اسلامي و حضور در جبهههاي جنگ به همراه ابراهيم حاتميكيا و در افتادن وي با جريان شبهروشنفكري، بخشهايي از آن چيزي است كه بيننده حين تماشاي «بار ديگر مردي كه دوست ميداشتيم» با آن روبهرو ميشود. اگر چه مستندساز ميتوانست وقت بيشتري براي نمايش جزئيات زندگي ابراهيمي صرف كند و مستند كاملتري را بسازد، اما در همين حد در نبود مستند پرترههاي فاخر، توليد آثاري از جنس «بار ديگر مردي كه دوست ميداشتيم» غنيمت است و اي كاش زمان بهتري براي نمايش آن از تلويزيون انتخاب ميشد.