
سنگاندازي در مسير برجام، اين بار توسط انگليس... درست در روزهايي كه دولت ميكوشد نشان دهد در حال چيدن ميوههاي اقتصادي برجام است، اما برخي خبرها حكايت از آن دارد كه غربيها تلاش گستردهاي را براي متوقف كردن روند محدود هستهاي ايران آغاز كردهاند و به نظر ميرسد ميوههاي برجام در اين حوزه نه تنها نرسيده بلكه در حال از ميان رفتن است. موضوع مربوط به سنگ اندازي دولت انگليس در مسير خريد 900 تن كيك زرد است؛ خبري كه چندی پيش علياكبر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي آن را افشا كرد و در اين خصوص گفت كه «ما قراردادي را با مونيز و1+5 در آخرين جلسه در فرانكفورت داشتيم كه تأييد شد و به امضا رسيد اما متأسفانه در لحظات آخر انگليس بدعهدي كرده كه اين موضوع توسط وزارت امور خارجه پيگيري ميشود و اگر عملياتي شود ظرف سه سال 900 تن به ذخاير ما اضافه خواهد شد.»
بر اساس آنچه در برجام تأكيد شده، ايران در ازاي فروش آب سنگين توليد شده در داخل و همچنين اورانيوم غني شدهاي كه در داخل توليد ميكند، قرار شده كيك زرد به كشور وارد كند و پس از تبديل به گازUF6 مجدداً به خارج انتقال دهد و هزينه اين اقدام را دريافت كند.
بر همين اساس نيز قرار بود كه جمهوري اسلامي طي سه سال حدود 950 تن كيك زرد را از خارج وارد كند كه 650 تن از آن بايد طي دو سال و ۳۰۰ تن آن در سال سوم به ايران تحويل شود كه با مخالفت انگليس اين روند دچار اختلال شده است.
موضوعي تكراري
اما اين تنها مورد در خصوص تلاش غرب براي متوقف كردن كامل برنامه هستهاي كشورمان نيست چراكه پيشتر نيز با تقسيم كاري كه صورت گرفته، امريكاييها و چينيها، در طراحي و ساخت مجدد رآكتور آب سنگين اراك، ايران را با چالش روبهرو كرده بودند. بر اين اساس، همزمان با آغاز مذاكرات هستهاي ميان و ايران و گروه 1+5، اعضاي غربي اين گفتوگوها تمركز زيادي را بر تعطيلي رآكتور اراك قرار دادند؛ رآكتوري كه طراحي و ساخت آن در اوج تحريمها صورت گرفته بود و يكي از چرخههاي مهم و حياتي ايران در هستهاي شدن بود. اين در حالي بود كه در توافق موقت ژنو موضوع عدمتوسعه اين رآكتور توسط ايران پذيرفته شد و در نهايت در توافق نهايي كه به برجام شهرت يافت، ايران با تعطيلي و خارج كردن قلب اين رآكتور آب سنگين با شرط بازطراحي و در اختيارگيري مجدد اين چرخه موافقت كرد. در نهايت نيمه دوم دي ماه سال گذشته بود كه خبرها از خارج كردن قلب رآكتور و پر كردن حفرهها با سيمان منتشر شد. اين در حالي بود كه منتقدان بارها نسبت به عدموجود يك تعهد معتبر در خصوص بازطراحي رآكتور جديد در اراك هشدار داده بودند، چراكه هيچ قرارداد رسمي كه مطابق با برجام «تعهدات محكم»، «مسير مطمئن رو به جلو» و «مسئوليتهاي مشاركتكنندگان» را به طور دقيق مشخص كند، منعقد نشده است. اخبار مختلف نشان ميدهد چالش اصلي كشور با چينيها كه باعث تعويق يك ساله امضاي اين قرارداد شده، موضوع قيمت بالايي است كه چشمباداميها براي اين كار به كشور ارائه دادهاند؛ قيمتي كه حاضر نيستند از آن عقبنشيني كنند و اگرچه مذاكرات در اين خصوص در فضايي محرمانه پيش ميرود اما بارها زمينهساز اعتراض مقامات ايراني در عرصه عمومي شده است، به گونهاي كه دي ماه گذشته بود كه بهروز كمالوندي سخنگوي سازمان انرژي اتمي در گفتوگويي با خبرگزاري صدا و سيما گفت: همه مسائل ما و چينيها حل شده و فقط يك مسئله باقي مانده كه مربوط به قيمت است. تلقي ما اين است كه قيمت مطرح شده چينيها در مقايسه با استانداردهاي بينالمللي با توجه به اينكه در آغاز كار قرار داريم، قيمت بالايي است.
در همين حال اخبار ديگري نيز حكايت از آن دارد كه به رغم آنكه پيش از اين امريكا نيز متعهد به مشاركت در بازطراحي رآكتور اراك بوده، اما به نظر ميرسد عهدشكنيهاي متعدد آنان در اين حوزه نيز ادامه پيدا كرده و آنان حساب خود را از بازطراحي اراك جدا كردهاند. مهرماه سال جاري بود كه علياكبر صالحي رئيس سازمان انرژي اتمي در اين خصوص گفته بود: «طراحي مفهومي اراك را در اختيار چينيها و امريكاييها گذاشتهايم.» اما گويا روي كار آمدن ترامپ و نبود يك قرارداد مدون در اين خصوص ميان طرفين باعث شد مقامات كشورمان عطاي حضور امريكا در اين پروژه را به لقايش ببخشند و امريكا را از اين پروژه حذف كنند.
سياهه نقض برجام
اما اين سنگ اندازي براي از كار انداختن برنامه محدود هستهاي كشورمان كه در برجام نيز پذيرفته شده، در حالي است كه پيشتر نيز امريكاييها برنامههاي متعددي را عليه كشورمان راه اندازي كردند كه هركدام جداگانه ميتوانست عاملي براي نقض برجام و بازگشت به شرايط قبل برجام باشد.
تحريمهاي موشكي پس از برجام، محدوديت مسافرت به امريكا براي اتباع كشورهايي كه به ايران سفر كردهاند توسط كنگره، مصادره 2 ميليارد دلار از اموال بلوكهشده ايران در امريكا، تمديد وضعيت اضطراري عليه ايران و تمديد قانون داماتو تنها گوشه كوچكي از اين اقدامات است.
نگاهي به روند رسيدگي به شكايات در برجام
اما ايران در طرف مقابل و با توجه به تمامي اين بدعهديها و پيمانشكنيهاي غرب در مسير اجراي برجام، دستي بسته براي شكايت و پيگيري حق خود دارد. بر اين اساس، احتمال ايجاد اختلاف ميان ايران و 1+5 در طول اجراي برجام، به حدي بالا بود كه يك ضميمه به طور كامل و بخشهايي از متن اصلي برجام به موضوع نحوه حل وفصل اختلافات اختصاص داده شده است؛ بندهايي كه به گفته مذاكرهكنندگان كشورمان، زمان زيادي را به خود اختصاص داد. در مجموع ميتوان گفت برجام و پيوستهاي آن چهار مرجع را به عنوان نهادهاي حلكننده اختلافات تعيين كرده كه اين نهادها زيرنظر مرجعي به نام كميسيون مشترك و به نحوي كه در ادامه تشريح خواهد شد، فعاليت ميكنند. كميسيون مشترك، كارگروه حل اختلاف رفع تحريمها، هيئت وزيران طرفين برجام و شوراي امنيت نهادهايي هستند كه براي حل و فصل اختلافات تعيين شدهاند، بنابراين تشكيل كميسيون مشترك نخستين مرحله از پيگيريهاي حقوقي ايران در خصوص موضوع نقض برجام خواهد بود. حال اگر پس از نظر كميسيون كه در آن نظر ايران تأمين نشده باشد، كشورمان اين حق را دارد كه موضوع را به وزيران امور خارجه ارجاع دهد، وزيران 15 روز وقت خواهند داشت تا موضوع را فيصله دهند، مگر اينكه اين زمان با اجماع تمديد شود. پس از بررسي موضوع در سطح وزيران، ايران ميتواند درخواست كند كه موضوع توسط يك هيئت مشورتي كه متشكل از سه عضو خواهد بود (دو نفر از جانب دو طرف درگير و يك نفر مستقل) بررسي شود.
هيئت مشورتي بايد نظريه غيرالزامآوري را در خصوص موضوع پايبندي ظرف 15 روز ارائه كند. چنانچه متعاقب اين فرآيند 30 روزه موضوع فيصله نيابد، كميسيون مشترك در كمتر از پنج روز نظريه هيئت مشورتي را با هدف فيصله موضوع بررسي خواهد كرد. چنانچه موضوع كماكان به نحو مورد رضايت طرف شاكي فيصله نيافته باشد و چنانچه طرف شاكي معتقد باشد كه موضوع، مصداق «عدمپايبندي اساسي» است، آنگاه ميتواند موضوع فيصله نيافته را به عنوان مبناي توقف كلي يا جزئي اجراي تعهداتش وفق برجام قلمداد و به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ابلاغ كند كه معتقد است موضوع مصداق «عدمپايبندي اساسي» به شمار ميآيد. اينجا دقيقاً همان نقطهاي است كه ميتواند پيگيريهاي حقوقي ايران را متوقف كند چراكه شوراي امنيت به واسطه حق وتويي كه در اختيار امريكا به عنوان متشاكي است، ميتواند مسير پرونده را به سمتوسويي ببرد كه دستاوردي خاص به دنبال نداشته باشد و اين همان دور باطلي است كه منتقدان برجام بارها از آن سخن گفتهاند.