کد خبر: 839982
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
نقد‌و‌نظري بر نمايش «مافيا» به نويسندگي و كارگرداني افروز فروزند
تئاتر ما برخلاف تصور عموم، طي 10 سال گذشته فقط با پسرفت و بدبياري و اخبار شوم روبه‌رو نبوده، بلكه گاهي اتفاق‌هاي خوشايندي هم در اين عرصه، موجب دوام تئاتر و دلگرمي بيشتر مخاطبان شده است...
احمدرضا حجارزاده
تئاتر ما برخلاف تصور عموم، طي 10 سال گذشته فقط با پسرفت و بدبياري و اخبار شوم روبه‌رو نبوده، بلكه گاهي اتفاق‌هاي خوشايندي هم در اين عرصه، موجب دوام تئاتر و دلگرمي بيشتر مخاطبان شده است؛ نمونه‌اش اجراي نمايش تازه‌اي از افروز فروزند، كارگردان توانا و خوشفكري است كه با گذشت 12 سال قهر و دوري از تئاتر، خوشبختانه سال پيش با اجراي نمايش «بهمن»، بازگشت شكوهمند و موفقيت‌آميزي به خانه هنري خود داشت. فروزند بي‌تعارف، بركت و نعمتي است براي تئاتر ما. بايد قدرش را دانست، چشم‌بسته به او اعتماد كرد و بيشتر مجال نوشتن و كاركردن در اختيارش گذاشت. «مافيا» از بهترين نمايش‌هاي اين روزهاي تئاتر است كه هر تماشاگري را با حالي دگرگون از سالن بيرون مي‌فرستد؛ نمايشي از هر نظر قدرتمند و حرفه‌اي كه مي‌توان آن را چند بار به تماشا نشست و هر بار بيشتر لذت برد و اين همه تأثيرگذاري، از هوشمندي كارگرداني است كه مي‌داند در چه زماني، درباره چه موضوعي بنويسد، چگونه بنويسد و از همه مهم‌تر چگونه اجرا كند. «مافيا» روايت هفت دوست صميمي و قديمي است كه در يك مهماني خداحافظي، با هم مافيا بازي مي‌كنند اما به تدريج اسراري از زندگي گذشته و حال آنها برملا مي‌شود. اين ايده اوليه، نمونه‌هاي ديگري نيز در تئاتر داشته است. از جمله نمايش‌هاي «مخمصه» و «كاناپه» كه فضايي تقريباً نزديك به مافيا داشتند، ولي تفاوت مافيا با نمايش‌هاي ديگر، در به‌روزبودن مضمون و شيوه جذاب روايي و اجرايي است. چند سالي است بازي عجيب و غريبي به نام مافيا در كشور ما هم بين جوان‌ها و جمع‌هاي دوستانه رواج پيدا كرده و اين روزها پا به هر محفل و دورهمي كه مي‌گذاريد، عده‌اي مشغول اين بازي‌اند.
افروز فروزند با دستمايه قراردادن بازي جديد مافيا، به مسائل روز جامعه و به‌خصوص جوان‌ترها پرداخته و قصه‌اي گرم و گيرا در نمايش خود روايت كرده است. همه چيز ابتدا از يك بازي به ظاهر ساده و دوستانه آغاز مي‌شود اما وقتي نام منير و شهرام - دو دوست غايبِ جمع - به ميان مي‌آيد، فضاي دوستانه جمع تغيير مي‌كند و آدم‌ها به قضاوت، متهم‌كردن و افشاگري رازهاي يكديگر مي‌پردازند. هيچ‌كس در اين جمع هفت‌نفره نيست كه مشكلي يا رازي نداشته باشد.
با اين‌حال نقطه اتصال آدم‌هاي جمع، شهرام است كه به خاطر فعاليت‌هاي سياسي در مرز دستگير و ناپديد شده و دوستانش او را در موقعيتي بحراني تنها گذاشته‌اند و اكنون هيچكدام گناهِ دستگيرشدن شهرام و زندگي تباه‌شده‌اش با منير را نمي‌پذيرند. هر كدام ديگري را متهم به اشتباه و نارفيقي مي‌كند، يا رفتار خود را توجيه مي‌كند كه چاره‌اي نداشته جز كاري كه كرده! فروزند در نمايشنامه‌اش، علاوه بر كند‌و‌كاو در روان و رفتار انسان معاصر، نگاه مدرن و روشني هم داشته به برخي معضلاتي كه زندگي بشر امروز را به مخاطره انداخته و با اشاره به نام افراد، مكان‌ها و برنامه‌هاي مختلف، فضاي نمايش را هرچه بيشتر براي مخاطب ملموس و صميمي‌تر كرده است. به ياد بياوريد انتقاد از برنامه ورزشي «نود» يا سريال‌هاي تركي شبكه‌هاي ماهواره‌اي را كه چه تأثيري بر زندگي كاراكترها گذاشته‌اند يا طعنه‌هايي كه احمد - علي تاج‌مير - و هدايت - ميثاق زارع - در پوشش بازي مافيا و نقش‌هايشان به وضعيت امامزاده‌هاي كشور، متكديان و كسب درآمد مي‌زنند، جسورانه و قابل توجه است. شخصيت‌ها هر كدام شمايل درستي از اقشار جامعه‌اند و به اين دليل، تماشاگر بي‌شك بازتاب شخصيت خود را در يكي از آن هفت نفر خواهد ديد. هدايت آدم شوخ و شنگي است كه از هر فرصتي براي خوابيدن بهره مي‌برد و زماني هم كه بيدار است، به علت استفاده از مشروبات الكلي، چندان هوشيار نيست.
گرچه خودش دليل مي‌آورد «مي‌خورم كه بتونم راحت‌تر حرفم‌رو بزنم»، يا شخصيت «آرپا» كه دلسوز همه است و دوست ندارد قهر و كينه‌اي بين دوستان پيش بيايد. او به اقتضاي سن مدام پي بازي و تفريح است اما از سوي ديگر آنقدر بزرگ شده كه بتواند عشق كسي را در دل نگه دارد و دَم بالا نياورد. بنفشه زنِ خوشگذران جمع و مهناز عاقله‌زن با استعداد گروه است كه نمي‌خواهد فرصت تحصيل در امريكا را قرباني حسرتِ شوهرش براي پدر شدن بكند. فروزند علاوه بر كارگرداني، ديالوگ‌نويس خيلي خوبي هم است. جمله‌هايي كه او براي كاراكترها مي‌نويسد تا مدت‌ها ذهن تماشاگر را درگير خواهد كرد. به ياد بياوريد اين ديالوگ شاعرانه و فوق‌العاده منير را كه فروزند پيشتر هم در نمايش «بهمن» استفاده كرده بود: «وقتي مي‌خوابيدم، صداي سفيدشدن موهام‌رو مي‌شنيدم.» ميزانسن‌هاي نمايش بسيار دقيق، حساب‌شده و عالي‌اند، به ويژه در صحنه‌اي كه دعواي احمد و مهناز اوج مي‌گيرد و مردها به بالكن مي‌روند و زن‌ها در اتاق مي‌مانند تا غائله ختم بشود. طراحي صحنه زيبا و كاربردي است و چه تمهيد خوبي كه كارگردان براي صداي شخصيت‌ها در بالكن چاره‌جويي كرده تا مخاطب از هر دو فضاي درون و بيرون صحنه بهره ببرد. فروزند در كارگرداني نمايش كم‌فروشي نكرده و از عناصر و تكنيك‌هاي لازم به خوبي استفاده كرده، مثل بخش‌هاي اجراي مونولوگ‌ها و فيكس‌شدن ساير شخصيت‌ها كه كمك بزرگي به فضاسازي كار و گره‌گشايي از افكار و درونيات فردي پرسوناژها مي‌كند. همه بازي‌هاي نمايش عالي و بي‌عيب و نقصند اما آن بازيگراني كه روي صحنه موجب حيرت و شگفتي بيننده‌اند، نگار عابدي - در سومين همكاري با كارگردان - و دو بازيگر ارمني نمايش «اِروين گالستيان» و «تِني آواكيان» هستند. هنرمندان ارمني نمايش، پديده‌هاي نوظهور و درخشان بازيگري تئاترند كه بايد از آنها تقدير و حمايت بشود. «مافيا» نمايشي نيست كه نديدنش را به كسي توصيه بكنيم اما دو پيشنهاد مي‌تواند موجب بهترشدن نمايش و تأثيرگذاري بيشتر آن بشود.
نخست آنكه مافيا بازي جديدي بين سرگرمي‌هاي امروز مردم است و هنوز خيلي‌ها تجربه انجام آن را ندارند و با قوانينش آشنا نيستند. اگر كسي كه با اين بازي آشنا نيست، به تماشاي نمايش بنشيند، دچار سردرگمي مي‌شود و مجبور است بخش جنبي و مهم‌تر اثر، يعني ماجراي گم‌شدن شهرام و منير و اختلافات شخصي بين دوستان را دنبال كند. بنابراين شايد بهتر بود يا حين اجرا، اشاره‌اي به قوانين اين بازي مي‌شد يا در بروشور توضيح كوتاهي مي‌آمد. دوم اينكه زمان نمايش كمي طولاني است و تا رسيدن به نيمه نهايي، روندي كند را طي مي‌كند. فروزند مي‌توانست با كوتاه‌كردن لحظاتي از بازي مافيا در نمايش و همچنين شوخي‌هاي اضافي، از كش‌آمدن زمان اثر بكاهد و نمايش را به ريتم و روند جذاب‌تري برساند. گرچه «مافيا» با مدت‌زمان فعلي هم اثري ارزشمند و ديدني است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار