جريان اصلاحطلبي در ايران از همان ابتدا با توجه به روحيات و اعتقادات حاكم بر مردم ديندار ايران، درك صحيحي از مطالبات واقعي مردم نداشته است. وجود تفكرات ليبراليستي در يك طرف و انديشههاي سكولاريستي در قسمتهاي ديگري از بدنه اين جريان موجب شده كه همواره بين تمنيات و خواستههاي اين عده با مطالبات فرهنگي- اجتماعي و حتي سياسي- اقتصادي مردم فاصلههاي فراواني وجود داشته باشد. اين جريان اگرچه هر از گاهي با بهرهگيري از يكسري شعارهاي اغواگرانه يا تغيير مواضع تاكتيكي توانستهاند بخشهايي از بدنه اجتماع را با خود همراه سازند، ولي واقعيت اين است كه پس از قرار گرفتن بر اريكه مسئوليت، خيلي زود ماهيت اعتقادي خود را در رفتار هم بروز داده و به لحاظ تفكرات اشرافيگرايانه خود، مجدداً از نيازهاي واقعي مردم و بدنه اجتماع فاصله گرفتهاند.
مشكلاتي چون گراني، بيكاري، ازدواج، تبعيض، مسكن مهر، حقوقهاي نجومي و دهها مشكل و سؤال ديگر در شرايطي در اذهان مردم به عنوان يك مطالبه بر حق باقي و بر زبان آنها جاري است كه جريان اصلاحطلبي متأسفانه در يك فاصله عميق با خواستههاي مردم، مطالبات خود را در جاي ديگري جستوجو ميكند و با ارائه يك طرح دوفوريتي در مجلس، در حقيقت بستن دهان منتقدان و زنداني كردن سؤالكنندگان را كليد زده است. مردم نجيب و موقعيتشناس اين سرزمين در شرايطي با شركت در همايش تاريخي 22 بهمن، وحدت و انسجام ملي خود را به نمايش گذاشتند كه در همين بهمن ماه بيشتر استانهاي كشور با انواع بلاياي طبيعي و تبعات جانبي آن دست و پنجه نرم ميكرد. اما با وجود اين نمايش واقعي وحدتآفرين، اصلاحطلبان باز هم با پيش كشيدن نمايشنامهاي جعلي به نام «آشتي ملي» ثابت كردند بين تمنيات آنها و خواستههاي اساسي مردم ايران چه فاصله معناداري نهفته است.
نمونههاي فوق تنها گوشههايي از عمق فاصله جريان اصلاحطلبي با خواستهها و آرمانهاي واقعي مردم ايران است و جالبتر اينكه اين جريان قصد دارد با همين فاصله عميق و معنادار، پاي در عرصه رقابت انتخاباتي بگذارد و نگاه مثبت مردم را به سوي خود معطوف دارد. با نگاه به تاريخچه پيدايش اين جريان در سال 76 و سالها حاكميت آنها در دو قوه مقننه و مجريه كشور به خوبي ميتوان دريافت كه عدم توانايي اصلاحطلبان از درك واقعيتهاي اجتماعي و نيازهاي حقيقي مردم، در گذشته نيز آنان را دچار توهم ساخته و هزينههاي سنگيني را بابت آن پرداخت كردهاند اما ظاهراً اين بار هم هيچ قصدي مبني بر عبرت گرفتن از پيشينههاي تاريخي خود ندارند. عبارات فريبنده و پرطمطراق «توسعه سياسي» و «جامعه مدني» به عنوان دو اولويت مهم در دوره اصلاحات، در شرايطي مطرح شدند كه نياز واقعي مردم از موضوعات ديگري حكايت داشت. جالب اينكه عقبه فعال همان جريان يعني مدعيان جامعه مدني و تحمل مخالف هم اينك در مجلس، بستن دهان مخالفان را در قالب طرحي دوفوريتي ارائه ميكنند و شگفتانگيزتر اينكه معاون اول همان دولت اصلاحات، امروز در مجلس مجري و سردمدار اين حركت سركوبگرانه است. «گفتوگوي تمدنها» و «تشنجزدايي» دو شعار مهم دولت اصلاحات در عرصه سياست خارجي بود. اين دولت به جاي مقاومت قهرمانانه در برابر زيادهخواهيهاي غرب و به ويژه امريكا، روش منفعلانه را برگزيد كه نتيجهاي جز «محور شرارت» خواندن ايران توسط دولت امريكا و در نهايت لشكركشي به دو كشور همسايه ايران به منظور كنترل و مزاحمت براي جمهوري اسلامي ايران در برنداشت. جالبتر از همه اينجاست كه دولتمردان فعلي ما هم با پيمودن همان مسير انفعال، همه ظرفيتهاي خود را در عرصه سياست خارجي در سبد برجام گذاشته و همه امور يك ملت و كشور را به برجام گره زدند.
لوايح دوگانه دولت اصلاحات و تلاش مجلس اصلاحطلب ششم براي تصويب آن به همراه تنشهايي كه در اين مسير ايجاد شد و ماهها وقت كشور را گرفت، دقيقاً به طرح جنجالي اخير در مجلس دهم شباهت دارد، يعني پرداختن به موضوعي كه به هيچ وجه مطالبه مردم نيست و در حقيقت نوعي هزينهتراشي است براي مجلس، مردم و نظام...
تحصن نمايندگان در مجلس ششم به همراه درگيري و اختلاف شديد اصلاحطلبان در شوراي شهر اول كه در نهايت به انحلال آن شورا آن هم توسط وزير كشور دولت اصلاحات منجر شد، نمونه ديگري از اين بحرانتراشيها بود كه دائماً ذهن و آرامش مردم را تحتالشعاع خود قرار داد. شگفتآور اينكه رگهها و امتداد همان جريان را امروز ميتوان در سخنرانيهاي جنجالي در خانه ملت يا در بحرانآفريني و اختلافافكنيهاي برخي اعضاي فعلي و اصلاحطلب شوراي شهر تهران به تماشا نشست.
نتيجه همه اين رفتارهاي ساختارشكنانه در دوره اصلاحات و فاصله گرفتن از خواستهها و آرمانهاي واقعي مردم، آن شد كه همگان ديديم. مردم نه در يك انتخابات بلكه در چندين انتخابات متوالي از رياست جمهوري گرفته تا مجلس شوراي اسلامي و شوراي شهر آن هم در چند دوره از هر يك از اين انتخابات، به جرياني رأي دادند كه توجه بيشتري به مطالبات مردم داشت و دست كم اينكه در بحرانسازي براي كشور و مردم پيشتاز نبود. بر اساس دنيايي از شواهد، قرائن و قياسها به وضوح ميتوان دريافت كه همين اتفاق در انتخابات پيش رو هم در حال تكرار است. اين شكست سرنوشت محتوم جرياني است كه هرگز نخواست عبرتآموزي از گذشته را ملاك حركت خود قرار دهد و نسبت به مطالبات واقعي مردم، درك بهتري پيدا كند.
قادريم دشمنان را در دوردستها هدف قرار دهيم
سخنگوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تأكيد كرد: كساني كه امروز با انقلاب اسلامي ايران در افتادهاند، سرنوشتي همچون صدام و منافقين خواهند داشت.
به گزارش مهر، سردار رمضان شريف سخنگوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آيين اختتاميه كنگره ملي شهيد محمد منتظر قائم با بيان اينكه دشمن انقلاب امروز بسيار ضعيف است، افزود: نبايد به عربدهكشي امريكاييها و رئيسجمهور جديدشان نگاه كنيم چراكه ما آنها را در زماني كه در اوج قدرت بودند زمين زديم. انقلاب اسلامي ايران سه مؤلفه ارزشمند اسلام، ولايت فقيه و مردم را دارد و تا زماني كه اين سه مؤلفه در كنار هم هستند، هيچ آسيبي به اين ملت و گفتمان انقلاب وارد نميشود.
سخنگوي سپاه پاسداران گفت: امروز از ژنرالهاي چند ستاره حزب بعث هيچ خبري نيست و مردم عراق اصلاً حاضر نيستند در ارتباط با آن مقطع هشت ساله جنگ حرفي بزنند و اين موضوع ناشي از بيخردي فردي است كه بر حزب بعث حكومت ميكرد. وي افزود: پنج سال قبل، دشمن سعي داشت با حضور در سوريه، دو ماهه اقدام به از بين بردن جبهه مقاومت كند اما مقام معظم رهبري آن زمان فرمودند دولت و مردم سوريه ميتوانند از داشتههاي خودشان دفاع كنند و دشمن كاري از پيش نميبرد. اين جمله به معناي درايت، دورانديشي و حكمت نهفته در رهبري است و امروز بيش از پنج سال از آن بيان ميگذرد.
وي با بيان اينكه صحبتهاي نابخردانه وزير خارجه عربستان سعودي بار ديگر نشان داد كه اينها نميخواهند از خواب غفلت بيدار شوند، عنوان كرد: هم شيعيان و هم اهل سنت به اين نتيجه رسيدهاند كه دشمن شماره يك آنها رژيم صهيونيستي و همدستانش هستند. بايد مطمئن باشيم كساني كه امروز با انقلاب اسلامي ايران در افتادهاند، سرنوشتي همچون صدام، منافقين و ديگر دشمنان ايران خواهند داشت. سخنگوي سپاه پاسداران خاطرنشان كرد: اين كارآمدي نظام جمهوري اسلامي است كه در ناامنترين منطقه جهان، امنترين و با آرامشترين كشور جهان است و اين در حالي است كه داعش دستساز غربيها، كشورهاي غربي را هم ناامن كردهاست اما در ايران نتوانستهاند كاري از پيش ببرند. سخنگوي سپاه پاسداران خاطرنشان كرد: اين موضوع نشان ميدهد كه نظام جمهوري اسلامي ايران كارآمدي بسيار بالايي دارد. ما تنها كشوري هستيم كه داراي نيروي دفاعي، نيروي دريايي، نيروي زميني و نيروي هوافضاي صددرصد بومي هستيم كه قادريم دشمنانمان را در دوردستها هدف قرار دهيم.