کد خبر: 838449
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
فيلم آخر گيبسون در مقام كارگردان نسبت به آثار ديگرش همچون مصائب مسيح، اپوكاليپتو و حتي دلاور در رتبه پايين‌تري قرار مي‌گيرد...
شهرام بهاروند
فيلم آخر گيبسون در مقام كارگردان نسبت به آثار ديگرش همچون مصائب مسيح، اپوكاليپتو و حتي دلاور در رتبه پايين‌تري قرار مي‌گيرد. لبه تيغ درباره سربازي به نام دزموند داس است كه بنا بر آموزه‌هاي مذهبي سوگند ياد كرده هرگز دست به تفنگ نزند. مأموران مافوق با حضور او در ميدان نبرد مخالفت مي‌كنند، اما بالاخره پدر دزموند با اتخاذ ترفندي سنتي و با استفاده از نفوذ همرزم سابقش موجبات حضور سرباز بي‌سلاح را در نبرد فراهم مي‌كند. دزموند در لباس مددكار جنگي و در خط مقدم اكيناوا موفق به نجات جان 75 نفر، از جمله تعدادي از ژاپني‌ها مي‌شود.
 لبه تيغ در نمايش صحنه‌هاي نبرد فوق‌العاده عمل مي‌كند اما در روايت هرگز قدمي از كليشه‌هاي هاليوودي قابل پيش‌بيني جلو نمي‌رود. صحنه‌هاي تمرين پيش از نبرد يادآور غلاف تمام فلزي كوبريك است. در نگاه «لارنس» فيلم كوبريك مشق‌هاي رزم چيزي جز يك بازي محقر نيست. اما قدرت موجود در فضاي نظام او را تا مرحله الينه و انتحار عقب مي‌راند، اما در فيلم گيبسون، با وجود آنكه، دزموند همچون لارنس از همقطارانش كتك مي‌خورد موفق مي‌شود نگره شخصي‌اش را به مقامات مافوق تحميل كند.
 اسميت از جمله شخصيت‌هاي ديگر فيلم است كه حضور دزموند را بر‌نمي‌تابد. جايي به دزموند سيلي مي‌زند و آنگاه با نشان دادن سمت ديگر صورت، از مسيح جنگ اكيناوا مي‌خواهد به او سيلي بزند اما دزموند بنابر آموزه‌هاي مسيحي از زدن اسميت امتناع مي‌كند. شخصيت ديگر فيلم هاليوود نام دارد. جوان ورزشكاري كه عضلات موزون دارد اما حين نبرد و تحت تأثير فضاي جنگ، حتي قادر به شليك يك گلوله نمي‌شود. عضلاتي كه از فرط ترس دچار اسپاسم شده و بيشتر تزئيني به نظر مي‌رسد كم و بيش يادآور سرباز بزدل فيلم نجات سرجوخه رايان است.
دزموند به همراه يارانش از كوه محل نبرد (اشاره به تپه جلجتا، محل تصليب مسيح) بالا مي‌روند تا حماسه خلق كنند. او در صحنه‌اي، همچون منجي، جان ارشد خود را با ايثار بسيار نجات مي‌دهد. در سكانس پاياني، وقتي نارنجك دشمن را با پا از همرزمش دور مي‌كند زخمي مي‌شود.
او را با برانكارد به پايين انتقال مي‌دهند دوربين در اين صحنه طوري دور او مي‌چرخد گويي در حال تبرك كردن يا يكجور خاج كشيدن است در صحنه پاياني گروهان منتظر است تا بعد از دعاي دزموند از تپه بالا رود. چيزي كه براي مقام ارشد نظامي كه آنور خط داد و هوار مي‌كند قابل درك نيست. لبه تيغ شباهت زيادي به «تك‌تيرانداز امريكايي» اثر كلينت ايستوود دارد. با اين تفاوت كه در فيلم گيبسون دزموند جان مي‌بخشد و كريس كايل قهرمان فيلم «تك‌تيرانداز امريكايي» جان مي‌ستاند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار