
در روزهاي اخير تركيه به ميزبان پي در پي مقامات سياسي، نظامي و امنيتي امريكا و انگليس تبديل شده است. ابتدا ترزا مي، نخستوزير انگليس بلافاصله بعد از ديدار با دونالد ترامپ رئيسجمهورامريكا به تركيه سفر كرد و روز جمعه نيز رئيس ستاد ارتش انگليس براي ديدار با مقامات نظامي تركيه وارد آنكارا شد. اندكي پيش از اين، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت امريكا موسوم به سيا وارد آنكارا شده بود و قرار است در نشست امنيتي مونيخ ديداري بين نخستوزير تركيه با معاون دونالد ترامپ رئيسجمهور جديد امريكا صورت گيرد . هرچند هنوز اهداف واقعي اين سفرها بهدرستي مشخص نشده است اما چند احتمال را ميتوان درباره اهداف اعلام نشده اين سفرها و تحركات مطرح كرد:
نخست، جلوگيري از شكافي است كه به نظر ميرسد بين تركيه و عربستان به عنوان دو بازوي اصلي اجراي سياستهاي امريكا و انگليس در سوريه در پي جدايي تركيه از ائتلاف غربي و عربي و همپيماني با روسيه بروز كرده است و اين جدايي باعث شده گروههاي تحت حمايت تركيه و عربستان در سوريه دچار اختلاف شوند و تسويه حسابهاي خونيني بين آنها روي دهد. در واقع تبليغاتي كه در چند هفته اخير منابع رسانهاي سعودي در خصوص ايجاد اختلاف بين ايران و تركيه و روسيه به راه انداخته بودند با هدف سرپوش گذاشتن بر اختلافاتي است كه ميان عربستان و تركيه روي داده است كه در چند سال گذشته در سوريه در كنار هم بودند. ازاين ديد به نظر ميرسد يكي از اهداف تحركات مقامات سياسي و نظامي امريكايي و انگليسي حفظ و تقويت روابط ميان تركيه و عربستان براي پيشبرد دور جديد سياستهاي خود در سوريه است كه بعد از به قدرت رسيدن دونالد ترامپ در دستور كار قرار گرفته است. همين كه محور تحركات سياسي و نظامي –اطلاعاتي جديد امريكا و انگليس بين محور آنكارا- رياض ميچرخد و براي مثال رئيس سيا بلافاصله بعد از آنكارا به رياض سفر كرد يا ترزا مي بهطور همزمان ديدارهايي با مقامات تركيه و عربستان داشت، دال بر وجود يك چنين احتمالي است.
اما احتمال دوم كه به نوعي پشت پرده تحركات مقامات سياسي ، نظامي و امنيتي امريكا و انگليس را به تركيه آشكار ميكند، اين است كه گويا ائتلاف جديدي بين راستگرايان جمهوريخواه در امريكا، محافظه كاران در انگليس، راستگرايان در اسرائيل و بازهاي سعودي در حال شكلگيري است و اكنون تلاش ميشود تركيه نيز به اين مجموعه اضافه شود . از اين ديد طرح مجدد ايجاد منطقه امن در سوريه كه زماني تركيه از طرفداران پروپاقرص آن بود به منزله تلهگذاري براي فريب تركيه محسوب ميشود . در وضعيت كنوني كه دامنه آزادسازيهاي مناطق اشغال تكفيريها و گروههاي مسلح روز به روز بيشتر ميشود و حاكميت مركزي دولت سوريه بر اين مناطق احيا ميشود، هيچ نيازي براي ايجاد چنين منطقهاي احساس نميشود مگر اينكه اهداف ديگري براي ايجاد اين منطقه متصور شد كه آن تضعيف اقتدار دولت مركزي سوريه و زمينهسازي براي تجزيه اين كشور است كه تركشهاي آن خواه ناخواه به تركيه نيز خواهد رسيد. از اين رو ميتوان گفت همراه نشدن تركيه با طرح ايجاد منطقه به اصطلاح منطقه امن در سوريه هم ميتواند تركيه را از عواقب خطرناك آن نجات دهد و هم اينكه به استمرار همپيماني تركيه با روسيه كمك ميكند و مانع از به نتيجه رسيدن تلاشهاي جاري براي جدايي تركيه از روسيه ميشود.