
جشنواره سي و پنجم فيلم فجر بهگونهاي با معرفي برگزيدگانش به خط پاياني رسيد که نحوه گزينش سيمرغها مانند نحوه چيدمان ليست نامزدها تقريباً همه را حيرتزده کرد. در شبي که همه چيز بيشتر به يک شوي سياسي شبيه بود، سيمرغهاي جشنواره به شکلي که نه سيخ بسوزد نه کباب ميان نامزدها تقسيم شد تا بهطور نسبي بتوان غالب نامزدها را راضي نگه داشت بهطوري که حتي سيمرغهاي خلقالساعه هم براي اين منظور اختصاص داده شده بود.
هيجان سياسي کاذببرگزارکنندگان جشنواره از همه ظرفيتهايي که به فکرشان ميرسيد، استفاده کردند تا به پرانتقادترين دوره اين رويداد هنري هيجان کاذب بدهند و از اعتبار اين جشن ملي به نفع مطامع جناحي استفاده کنند. جواد ظريف، معصومه ابتکار و حسين فريدون جزو مهمانان اصلي مراسم بودند.
نام برادر رئيسجمهور در ماه اخير در کنار عبارت مفاسد اقتصادي زياد به چشم ميخورد. جواد ظريف هم در ماههاي پاياني عمر دولت يازدهم از آن روزهاي هيجانانگيز برجامخواهي فاصله گرفته است. او مأمور قرائت نام بهترين فيلم بود. هر سه سياستمدار به روي سن آمدند و در اهداي سيمرغها شرکت داشتند؛ يک شوي کاملاً سياسي در مراسمي که اصولاً بايد جنبهاي فرهنگي داشته باشد. اينجاست که بيش از پيش معلوم ميشود جشنواره فجر انقلاب اسلامي براي برگزارکنندگانش برخلاف شعارهاي گلدرشت، بيش از اينکه جنبه ملي داشته باشد، جنبه جناحي دارد.
شوي سياسي دولتاين رويکرد در تقسيمبندي جوايز نيز تا حدي خود را نشان داد، همانطور که در ليست نامزدها هم نمود پيدا کرده بود. آنها که در کارنامهشان بيشتر تعريف دولت را گفته بودند و علاقه به دولت اعتدال را بيشتر هوار کشيده بودند سيمرغها را بالاي دست بردند. وحيد جليلوند که خود جزو کارمندان و تهيهکنندگان رسانه ملي است و مراحل رشد خود را از اين سازمان طي کرده بيشترين طعنه و کنايه را بار صداوسيما کرد. او تلخترين فيلم جشنواره امسال را ساخته بود و اينکه چرا کارگردان محبوب جشنوارهاي ميشود که رئيس آن مدعي ترويج سينماي اميد است، تنها يکي از پارادوکسهاي اين دوره است. عليرضا داودنژاد، رئيس مدرسه سينمايي دولتي ساخته آقاي ايوبي هم کم نميگذارد و جايزه به دست با توپ پر منتقدان جشنواره و هيئت داوران را مينوازد. نويد محمدزاده هم که نام او براي بهترين بازيگر مکمل مرد همه را حيرتزده کرده با ژستي حقبهجانب روي سن ميرود و سخناني فاتحانه بر زبان ميآورد. همه ميدانند که سيمرغي که او در دست گرفته بيش از اينکه حق او باشد حق هادي حجازيفر است.
اجماعي که از سوي کارشناسان و مخاطبان جشنواره روي سيمرغ بهترين بازيگر نقش مکمل مرد براي او وجود داشت، بيسابقه بود. تقريباً هيچکس نبود که روي گزينه هادي حجازيفر ترديد داشته باشد. همه نظرسنجيها قاطعانه همين را نشان ميداد. کامبوزيا پرتوي، ديگر سينماگر محبوب دولت هم براي فيلم فراري برنده سيمرغ بهترين فيلمنامه شد.
اختراع سيمرغ تازه منیره قيدي و بخش عمدهاي از عوامل فيلم ويلاييها جزو غايبان اصلي مراسم بودند و صندليهاي خالي آنها اين را نشان ميداد. براي او جايزهاي به نام استعداد درخشان فيلم اول اختراع کرده بودند، اما او در برنامه هفت گفت که آن را نخواهد پذيرفت. «من فيلم بد با کارگرداني بد ساخته بودم که لايق کانديداتوري در اين بخشها نبود، لذا چطور ميتوانستم به يکباره شکوفا شوم و جايزه خلقالساعه استعداد درخشان را دريافت کنم؟ لذا ترجيح دادم از اين رقابت عجيب خارج شوم!»
هيئت داوران جشنواره در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن دستهگل تازهاي به آب داد و برخلاف آييننامه جشنواره دو سيمرغ اهدا کرد. دوربينها نشان ميداد که مريلا زارعي حتي يک درصد هم احتمال نميداده نامش براي دريافت سيمرغ خوانده شود. هيئت داوران اما تشخيص داده بود که او بايد سيمرغ بگيرد.
تا دقايق پاياني مراسم از پديده جشنواره سي و پنجم فقط يکبار آن هم براي بهترين طراحي صحنه و لباس نام برده شد، اما بالاخره نام «ماجراي نيمروز» به عنوان بهترين فيلم بر زبان جواد ظريف رانده شد. يک جايزه فرعي با عنوان سيمرغ بهترين نگاه ملي هم به فيلم مهدويان اهدا شد که ظاهراً اصلاً قرار نبوده به آن تعلق بگيرد، اما جايزه اصلي را مردم به فيلم ماجراي نيمروز دادند. سيمرغ بهترين فيلم از نگاه مردم. جايزهاي که هيئت داوران نقشي در اهداي آن نداشتند وگرنه به راحتي آن را بذل و بخشش نميکردند. حسين مهدويان هم به حق به اين مسئله اشاره کرد که بهترين جايزه جشنواره را آنها گرفتهاند، اما سخنان کوتاه سيدمحمود رضوي، تهيهکننده فيلم که به همراه دختر کوچکش روي سن آمده بود، نشان ميداد که حتي جايزه بهترين فيلم هم نه از روي درايت هيئت داوران بلکه به دليل مصلحتي که حجتالله ايوبي در سال پاياني دولت در نظر گرفته به ماجراي نيمروز تعلق ميگيرد. رضوي لحظه دريافت جايزه ماجراي نيمروز خطاب به ايوبي گفت: تدبير کرديد تا اميد ما نااميد نشود! تلويحاً اشاره به اينکه ما اين جايزه را از داوران نگرفتيم بلکه از تدبير شما گرفتيم. رضوي تمام عوامل فيلم را روي سن فراخواند؛ عواملي که تکتکشان شايسته تقدير و کسب سيمرغ بودند.
پارادوکس جشنواره ماجراي نيمروز به حق بهترين فيلم جشنواره ۳۵ از نگاه داوران شد، اما سؤالي که پيش ميآيد اين است که چطور از نظر هيئت داوران اين فيلم فقط در رشته طراحي صحنه و لباس حائز سيمرغ بلورين بوده، ولي ميتواند بهترين فيلم باشد.
فيلمي که از نظر هيئت داوران براي فيلمنامه اصلاً شايسته قرار گرفتن در ليست نامزدها نيست و در رشته بازيگري و فني و تکنيکي هم فقط يک سيمرغ به آن تعلق ميگيرد پس چگونه از نگاه هيئت داوران بهترين فيلم است. در اينکه ماجراي نيمروز بهترين فيلم جشنواره ۳۵ است ترديدي نيست. اين از اجماع بيسابقه کارشناسان سينما و مخاطبان فيلم روشن بود، اما قاعدتاً ماجراي نيمروز بايد حداقل بين شش تا ۱۰ رشته سيمرغ کسب ميکرد تا مکمل بهترين فيلم بودن آن شود، اما اين شکل بهترين فيلم شدن معنايي جز مسخره کردن فيلم ندارد. جنس تقسيم سيمرغها نمونهاي از سياست نه سيخ بسوزه نه کباب گردانندگان جشنواره بود؛ اتفاقي که اثبات غيرعلمي بودنش کار سختي نيست.
ماجراي نيمروز از نگاه برگزارکنندگان جشنواره آنقدر قابليت خود را تحميل کرده که آنها نتوانند آن را کاملاً ناديده بگيرند، اما چينش سيمرغها هم بايد به گونهاي صورت ميگرفت که در سال پاياني دولت يازدهم و چند ماه مانده به انتخابات بزم سياسي يک جناح کوک بماند. بزمي که با حضور جواد ظريف، معصومه ابتکار و حسين فريدون کامل شد تا در اختتاميه جشنواره بيش از اينکه از فيلم تاريخساز ماجراي نيمروز با موضوع منافقان تجليل شود حضور سياسي برخي دولتمردان مسئلهدار به چشم بيايد.