ترجمه: مهران عاشوري
دونالد ترامپ، رئيسجمهور امريكا تصريح كرده كه رئيسجمهوري او در همه چيز و همه جا تأثيرگذار خواهد بود. او همچنين به صراحت اعلام كرده كه خود به تنهايي سياست نهايي پيش روي دولت امريكا را اتخاذ خواهد كرد. ترامپ دو اولويت را براي سياستهاي خود انتخاب كرده است: مكزيك و موضوع سوريه يا عراق كه منطقه قوت خلافت دولت اسلامي (داعش) است. اين دو منطقه جغرافيايي را شايد بتوان دو نقطه كانوني براي بيشتر واكنشها، رفتارها و تصميمات ترامپ دانست.
موضوع مكزيك قطعا مهمترين موضوع كل كمپين ترامپ بود، نخست بهدليل نامزدي حزب جمهوريخواه و دوم بهخاطر انتخابات رياست جمهوري امريكا. احتمالاً به همين دليل بود كه سخنان مكرر و آزاردهنده ترامپ درباره مكزيك و مردم مكزيك، موجب شد محبوبيت و طرفداران بيشتري را در مقايسه با موضوعات ديگر نصيب او سازد و در نتيجه پيروزي در انتخابات رياست جمهوري را براي وي رقم بزند. ترامپ بهدرستي ميداند كه اگر در موضوع مكزيك بهعنوان اولويت اول، شكست بخورد، در واقع با خطر و سرخوردگي جدي و شديدي از سوي اكثر طرفداران تند و افراطي خود مواجه خواهد شد. از اين رو اين سياست (مكزيك ستيزي) را اتخاذ كرده است. ترامپ در اولين روزهاي رياست جمهورياش گفت ديوار مكزيك را خواهد ساخت و تصريح كرد كه بهدنبال تجديد نظر اساسي در موافقتنامه تجارت آزاد امريكاي شمالي (نفتا) است و آن را فسخ خواهد كرد. ترامپ بر اين تصميم خود اصرار داشت كه مكزيك بايد هزينه ساخت ديوار مرزي را از درآمد حاصل از وضع ماليات گمركي بر صادرات مكزيك به امريكا تأمين نمايد. آيا ترامپ عملاً ميتواند همه اين مواضع خود را عملي كند؟ براي اجراي اين تصميمات و برنامهها، وي با مسائل سياسي و حقوقي مواجه است. موانع حقوقي داخل امريكا و قوانين بينالمللي، احتمالاً خيلي مسئله بزرگي نخواهد بود گرچه امريكا بايد با موضوع نقض قوانين سازمان تجارت جهاني(WTO) نيز دست و پنجه نرم كند. در اين صورت، ترامپ احتمالاً بايد امريكارا آماده خروج از سازمان تجارت جهاني نيز بنمايد.
موانع سياسي نيز بسيار حائز اهميت هستند و موجب ميشوند كه ترامپ نتواند برنامههاي خود را كامل و بهسرعت انجام دهد. مخالفان زياد و جدي در امريكا از لحاظ استدلالهاي اخلاقي و موانع عملي وجود دارند. از لحاظ موانع عملي، ديوار مكزيك در كاهش ورود كارگران غيرقانوني زياد موثر نخواهد بود و صرفاً موجب افزايش هزينهها و خطر قاچاق انساني و عبور غيرقانوني افراد در مرزهاي اين دو كشور خواهد شد. جالب اينكه، اين موانع عملي، حتي صداي كشاورزان و دامداران تگزاس را هم كه از طرفداران سرسخت ترامپ بودند، درآورده و البته بسياري از شركتهاي امريكايي هم كه وابسته به نيروهاي كارگري قاچاق هستند، در اين ميان ضرر خواهند ديد. از اين رو آنها تلاش خواهند كرد كه با ايجاد فشار بر كنگره امريكا، موجب تضعيف چنين سياستي بشوند. همچنين مشخص نيست كه در واقع ترامپ بتواند هزينه ساخت ديوار را به دوش صادركنندگان مكزيكي تحميل نمايد. تحليلهاي بسياري حاكي از اين ادعاست كه با افزايش ماليات بر صادرات كالا از مكزيك به امريكا، نهايتاً افزايش قيمتها متوجه مصرفكنندگان امريكايي و صادركنندگان مكزيكي خواهد شد. در مكزيك، رئيسجمهور «انريك پنانيتو» ابتدا تلاش كرد در خصوص ديوار مرزي، با ترامپ مذاكره نمايد. بنابراين دو وزير خود را براي انجام رايزنيهاي اوليه به واشنگتن فرستاد. او همچنين سفر ترامپ به مكزيك و سفر متقابل خود به واشنگتن را مطرح كرد و پيشنهاد داد. اين واكنش نرم رئيسجمهور مكزيك به سخنان تند ترامپ، زياد خوشايند مكزيك نبود و رئيسجمهور مكزيك در كشور خود از جانب بسياري از مسائل مورد هجمه قرار گرفت كه اكنون نيز حتي تا حدودي ادامه دارد. اين بياعتنايي و بيرغبتي آشكار ترامپ به رئيسجمهور مكزيك آخرين حربه بود كه در مكزيك به صورت تحقير قلمداد شد. رئيسجمهور مكزيك سفر خود را لغو كرد و موضع هجومي و مخالفت با واشنگتن را پيش گرفت.
با چنين مواضع و اقدامي، رئيسجمهور مكزيك موفق شد منتقدان داخلي خود را به صورت يك كمپين عزت ملي، به دور خود گرد آورد. اينجاست كه دوباره بايد پرسيد: آيا ترامپ ميتواند از عهده اين برنامهها برآيد؟ در دور اول بهنظر ميرسد كه ترامپ به وعدههاي انتخاباتي كمپين خود عمل كرده است. ولي در دور دوم اصلا اين اطمينان وجود ندارد كه ترامپ بتواند پيروز و دست پر، از اين كارزار بيرون آيد. سوريه-عراق نيز از كانونهاي بسيار مهم سياستهاي ترامپ هستند. ترامپ گفته بود كه يك نقشه محرمانه براي حذف داعش دارد. او به پنتاگون 30 روز مهلت داد كه راه حلي براي اين ادعا پيشنهاد دهد و پس از اين مدت، ايده و تصميم خود را علني اعلام خواهد كرد. ترامپ پيشتر با چالشها و يك سري مشكلات جدي مواجه است. بهنظر ميرسد در حال حاضر روسيه تنها قدرت بازيگر در منطقه باشد. روسيه مسير ايجاد روند صلح سياسي را اتخاذ كرده كه شامل دولت بشار اسد، نيروهاي معارضين سوريه، تركيه و ايران ( و البته حزبالله) ميشود. امريكا، غرب اروپا و عربستان سعودي از اين روند خارج هستند.
اين روند خروج دول فوق و روند صلح روسيه براي ترامپ غيرقابل تحمل است چراكه درصدد اعزام پياده نظام امريكا براي جنگ با داعش بود. اما نيروهاي امريكايي در اين جنگ با چه كساني در ائتلاف خواهند بود؟ اگر با دولت شيعي عراق ائتلاف نمايند، حمايت نيروهاي سني عراق را از دست خواهند داد كه زماني امريكا اين نيروها را بهرغم حمايت آنها در زمان صدام حسين در اختيار داشت. اگر با پيشمرگان كردستان عراق ائتلاف نمايد كه آنها در تقابل با دولت تركيه و عراق هستند. اگر با نيروي نظامي ايران ائتلاف نمايد جار و جنجال سياسي در كنگره امريكا و در اسرائيل و عربستان به پا خواهد شد. اگر با وجود همه اين چالش ها، ترامپ پياده نظام خود را عازم منطقه نمايد، خارج ساختن اين نيروها از منطقه تقريباً غيرممكن خواهد بود، همان گونه كه براي جورج دبليو بوش و باراك اوباما نيز همين اتفاق افتاد و با بروز تلفات امريكا، نارضايتي و عدمحمايت از ترامپ در امريكا افزايش خواهد يافت و موجب كاهش طرفداران سياست او در قبال موضع مكزيك و استيصال وي خواهد شد. بههرحال دير يا زود، ترامپ و طرفدارانش، طعم تلخ آثار محدود كردن مرزها و ژئوپلتيكي و به تبع آن، محدود شدن قدرت جهاني ترامپ را خواهند چشيد.
حال آن موقع جه خواهد شد؟ آيا ترامپ از كوره درخواهد رفت و دست به اقدامات مخاطره آميز خواهد زد؟ و اين چيزي است كه مردم جهان از آن ميترسند، امريكايي كه از لحاظ قدرت واقعي بسيار ضعيف است ولي از نظر نظامي بسيار قوي. ترامپ با اين دو راهي مواجه خواهد بود: استفاده از قدرت نظامي موجود خود كه بي فايده ولي مهلك است يا عقب نشيني از مرزهاي ژئوپلتيك خود به درون امريكا و پذيرش مسلم شكست. در هر حالت، اين يك تصميم بسيار راحتي براي ترامپ نخواهد بود.