
از چند روز پيش از نمايش آخرين فيلم کيميايي در سالن ويژه اهالي رسانه در برج ميلاد، وي و پسرش پولاد در گفتوگوهايي که با برخي رسانهها داشتند، از اخلال عدهاي به طور سازماندهي شده در جريان نمايش و نشست خبري فيلم سخن گفته بودند و مسعود کيميايي همين را پس از نمايش فيلم در مقابل اهالي رسانه تکرار کرد: «داريم با دنياي مزدوري در دنياي هنر آشنا ميشويم. اگر کسي در سالن ميخندد ترسو است. اين فيلم براي نترسها ساخته شده، کسي که اين فيلم را ميبيند، نترس است؛ مثل سازنده فيلم. چرا با گرفتن دوزار به اين حاشيهها دامن ميزني. بعد از دو سال هيچ چيز از اين فيلم نميماند.»
واکنش برخي تماشاگران به ديالوگها حتي با واکنش پولاد کيميايي حين نمايش فيلم هم مواجه شد: «زهرمار خفه خون بگير» بيرون رفتن از سالن پيش از اتمام فيلم هم نکتهاي بود که به چشم ميخورد.
واکنش به خندههاي تماشاگرانکارگردان فيلم «قاتل اهلي» که معلوم بود از خندههاي برخي تماشاگران در واکنش به برخي ديالوگهاي سطحي و بيقواره فيلم ناراحت است با روحيهاي نه چندان مناسب روي صندلي جلسه پرسش و پاسخ خبرنگاران نشست. اولين سؤال را خبرنگار «جوان» مطرح کرد: «مسعود کيميايي بخشي از خاطره و تاريخ سينماي ايران است و قاعدتاً همه دوست دارند از او فيلمهاي خوبي ببينند، اما من فيلم را دوست نداشتم. به لحاظ کارگرداني ما با پلانهايي مواجه بوديم که در جاهاي نامناسبي که به نظر ميآمد هنوز به سرانجام مشخصي نرسيده کات ميخورد. اين اشکال از دکوپاژ فيلم ناشي ميشود يا تدوين؟ ديالوگها هم به نظر ميرسد قدري براي تماشاگر ثقيل و گنگ است و ارتباط برقرار کردن با آن دشوار است. همچنين راکوردها در بازي پرويز پرستويي حفظ نميشد و مدام تغيير ميکرد.» پاسخ کيميايي به سؤال خبرنگار «جوان» زياد دوستانه نبود: «شما خودت تا حالا فيلم ساختي؟ اگر نساختي پس نبايد اظهارنظر کني، گفتي از جوان هستي؟! همون، شما نبايد هم از فيلم خوشتون بياد، فلان فيلم را ديدي؟ نديدي؟ پس چي ديدي؟! لحن فيلم روزنامهاي است به واسطه آنچه در فيلم در حوزه رسانه و روزنامه به نمايش گذاشته ميشود.»
مسعود کيميايي به سؤال خبرنگار «تابناک» نيز جواب کاملي نداد و ناگهان با تکان دادن دست گفت: «دختر احمدرضا احمدي در جمع ماست! بابا خوبه؟» در ادامه کيميايي در پاسخ به سؤالات انتقادي، پاسخهاي يک کلمهاي ميداد و در پاسخ به سؤالات موافق فيلم توضيحات بيشتري ارائه ميکرد. واکنش کيميايي به شخصي که از انتهاي سالن و البته بدون نوبت سعي داشت، سخن بگويد و با واکنش گبرلو هم مواجه شد، اين جمله بود: «بندازش بيرون» که با خنده خبرنگاران مواجه شد. با اين حال فضاي نشست تقريباً آرام پيش ميرفت که مجادله کلامي تهيهکننده و کارگردان به ملتهب شدن فضا دامن زد.
اضافه کردن چند سکانس از پولاد کيميايي به فيلم که منجر به اختلاف ميان تهيهکننده و کارگردان شده بود، سؤال بعدي يک خبرنگار از فرزند کيميايي بود که وي از لشگريقوچاني خواست را به اين پرسش پاسخ دهد: «به نظرم دامن زدن به يکسري از حاشيهها درست نيست چون فيلم «قاتل اهلي» فيلم خيلي خوبي است و بهتر هم خواهد شد. من اينجا مقاومت و ايستادگي ميکنم و علاقهام به استاد کيميايي باعث شد وارد چنين پروژه سنگيني شوم. البته به نظرم حدود ۱۵ دقيقه بازيهاي فراتر از فيلمنامه وجود دارد که پس از جشنواره در جلساتي اين موضوع را پيگيري خواهيم کرد.»
سپس کيميايي به سخنان قوچاني واکنش نشان داد: «همه حاشيه مال خود اوست. وقتي نميتوانند به من بند کنند آن را به پولاد ربط ميدهند، در حالي که من نميتوانم بعد از ۵۰ سال فيلم خودم را به خاطر پسرم که بازيگر است، کج و کوله کنم.»
پولاد کيميايي هم در اين بخش تمام اتفاقاتي را که زمان ساخت پروژه رخ داده بود، بار ديگر يادآوري و تأکيد کرد و گفت: «يک سکانس در فيلم به من اضافه نشده بلکه سه سکانس هم حذف شده است. ضمن اينکه اصلاً قرار نبود در اين فيلم بازي کنم، اما به حرمت بزرگتر وارد شدم.»
در پاسخ به پولاد کيميايي، منصور لشگريقوچاني بار ديگر اظهار کرد: «هر اتفاق خلافي که انجام ميشود، اگر قرار باشد قضاوتي روي آن صورت بگيرد، براساس قانون اتفاق خواهد افتاد. اين فيلم براي من زندگي است و اگر به نتيجه نرسد، ضرر خواهم کرد، چون در سينماي بخش خصوصي کار ميکنم. پس هيچ حاشيهاي را قطعاً براي اين فيلم نميپذيرم و باور دارم که در اين مملکت ممکن است کسي پاي دار برود، اما سرش بالاي دار نميرود. به همين دليل پيگيري قانوني انجام ميدهم تا مشخص شود کدام فيلمنامه ساخته شده است.»
دفاع جيراني از کيمياييدر پايان اين نشست، محمود گبرلو که به عنوان مجري و ادارهکننده جلسه حاضر بود و بارها مجبور به آرام کردن جو سالن شده بود، از فريدون جيراني به عنوان تاريخ شفاهي سينماي ايران خواست تا براي اتفاقات پيش آمده در جلسه اظهارنظر کند.
جيراني هم با ابراز تأسف از آنچه در نشست پيش آمده و نيز ابراز تأسف از نامه پرويز پرستويي و طوسي تأکيد کرد: «نميخواهم نقش تهيهکننده را کم کنم، اما کارگردان فيلم مؤلف اثر بود. درددل آقاي مهرجويي مرا به گريه انداخت. نميخواستم اين مشکلات به اينجا کشيده شود و بيشتر وارد بحث نميشوم، اما به احترام مسعود کيميايي تعظيم ميکنم.»
در پايان صحبتهاي فريدون جيراني، مجري نشست هنگام اعلام تمام شدن برنامه رو به عکاسان خواست که مسعود کيميايي و منصور لشگريقوچاني يکديگر را ببوسند تا کدورتها برطرف شود، اما طرفين تمايلي براي اين کار نشان ندادند و در آخر هم يکي از منتقدان حاضر در نشست اعتراضي کرد که باعث جدل بيشتر ميان مجري برنامه و او شد و اين بحثها و حاشيهها بيرون از سالن نشست در چند گروه ادامه يافت که فريدون جيراني، لشگريقوچاني و مسعود کيميايي در مرکز هر کدام از اين گروهها قرار داشتند.
برخي نمايش فيلم کيميايي در سالن ويژه اهالي رسانه در برج ميلاد را يک بازي دو سر باخت براي کيميايي ميدانستند و نسبت به آن هشدار ميدادند؛ فيلمي که در جشنواره به نمايش درآمد، نسخه کارگردان بود و انتقاد به فيلم ميتوانست توپ را به زمين کيميايي بيندازد و زمينهاي شود براي اينکه تهيهکننده بيشتر فضاي مانور پيدا کند. اين اتفاق تقريباً افتاد و قوچاني با وجود همه عرضاندامهاي طرفداران دوآتشه کيميايي باز هم بر مواضع خود پاي فشرد. جنجالهاي پيرامون فيلم کيميايي يک نکته مهم دارد و آن اينکه کيميايي قرار نيست در لحن، سبک و رويکرد سينمايي خود تغييري ايجاد کند و اگر 20 سال ديگر هم فيلم بسازد، باز هم بر همين سبيل ره خواهد پيمود. اگر کسي واقعاً دوستدار و دلسوز او باشد، بهترين کاري که ميتواند براي او انجام دهد اين است که او را مجاب کند که ديگر فيلم نسازد چون هيچکس دوست ندارد کيميايي را در شمايل يک مرد شکست خورده در سينما ببيند. او تا همينجا هم اگر ترمز را بکشد احترام و منزلت اجتماعي لازم را تا پايان عمر حفظ خواهد کرد به شرط اينکه بادمجان دور قابچينهاي گرد او اين بستر را براي او فراهم کنند.