صنعت كاميك استريپ كه اين روزها با نام «پينما» در ايران شناخته ميشود، از صنايع سودآور و تأثيرگذار فرهنگي دنياست كه متأسفانه در كشورمان با وجود استعدادها و ظرفيتهايي كه دارد هنوز نتوانسته جايگاه خود را پيدا كند. البته مدتي است به همت برخي از هنرمندان و فعالان اين عرصه حركتهاي خوبي صورت گرفته كه ستودني است، برهمين اساس با سعيد رزاقي مؤسس و مدير مدرسه هنري صنعت پينما گفتوگو كرديم.
چرا از كلمه پينما براي مدرسه استفاده كرديد؟هشت سال پيش با دوستان گپ ميزديم و اسامي مختلف را سبك و سنگين ميكرديم چون اسامي قبل به نوعي شتر گاو پلنگ بودند، تصاوير دنبالهدار گرافيكي كه عربي كنار هم قرار گرفته و ملغمه بودند. گفتيم اسمي را انتخاب كنيم تا هم در دهان بچرخد و هم با هويت و فرهنگ يوميمان همخواني داشته باشد مانند مانگاي ژاپنيها؛ در واقع اين يك قالب هنري است. در كاميك استريپ يا مانگا داستاني پشت سرهم به مخاطب ارائه ميشود. بوميسازي اسم يا قالبهاي شناخته شده گرافيكي براي ما مهم بود، ميخواستيم كلمه فارسي جايگزين كنيم، پينما يك لغت فارسي است. پي جدا از نماست كه ميشود تصاوير پيدرپي و متواتر كه اگر دنبالهدار نباشند و ديده نشوند عملاً تأثيري بر مخاطب ندارند و نما هم مستقيماً يك واژه فارسي از تصوير است. ضمن اينكه واژههايي مانند كميك استريپ را هم كشورهاي انگليسي زبان كاميك استريپ ميگويند.
چه فرقي بين كاميك استريپ و كميك استريپ است؟ كميك استريپ در معناي تحتاللفظي خندهدار و دنبالهدار است، ولي كاميك استريپ موضوعات جديتر را دارد. مثلاً اسپايدرمن يا بتمن كه جدي هستند و كميك محسوب نميشوند. كميك استريپ كمي نارساست ولي كاميك رساتر و عموميتر است.
چطور پينما جا افتاد؟نشريه «باران» و نشريه «تيزهوش» قضيه اسم پينما را بهكار بردند و فرهنگسازي كردند. در كانون پرورشي فكري كودكان هم كاميك استريپ را پينما كردند. پينما يك بهانه است، ما ميخواهيم اين قالب هنري را در ايران بومي كنيم و ذائقه ايراني را براساس فرهنگ و هويت خودمان شكل بدهيم.
مانگا مشخصههاي خاص خودش را دارد و از نظر ريخت و قيافه در دنيا شناخته شده است. به نظر شما پينماي ايراني هم مشخصههاي جهاني شدن را دارد؟در قالب كلاسيك هر كشوري قالبهايي داشته ما هم داريم. در دنيا كاميك، بعد مانگا، سپس بانه سينه (مربوط به كشورهاي فرانسوي زبان) و ما هم پينما كه ابتداي راه هستيم مثل كودكي كه در حال راه رفتن است و نياز به كمك دارد، انشاءالله شناخته ميشويم.
ويژگي بانه سينه چيست؟ اين نوع قالب هنري اغراقهايي دارد. در اين فضاي اروپايي، رنگهاي تند نيست، نزديك به تصويرسازي ميتواند باشد.
پينما سابقه تاريخي در كشور دارد؟بله هرچند به اين اسم نبوده ولي همان پردهخوانيهاي عاشورايي به دوران قبل از كاميك استريپ بازميگردد. 200 تا 300 سال قبل ايرانيان تصاويري را پردهخواني ميكردند كه ابرقهرمان (اولياي دين) و بد من (اشقيا) داشته، در فضاسازي و كلوزآپ و... تصاوير ارائه ميشدند. تنها با اين فرق كه نوشته نبود و نقال پرده را معرفي و نگاه مخاطب را هدايت ميكرد. اين نوع سبك ميان افرادي كه اهل مطالعه نبودند رواج داشت؛ امروز هم افرادي كه زياد اهل مطالعه دقيق نيستند سراغ اين كارها ميروند. غير از بخش عاشورايي به صورت كادردار و داستاني، موضوعات ديگري را هم در اين قالب هنري داشتهايم. در كل شايد يك انسان كمسواد حوصله خواندن شاهنامه را نداشته باشد، اما پينما ميتواند حتي افراد كمسواد را مشتاق به كتابخواني كند.
با توجه به اين سابقه چرا انيميشن و پينما در كشور رونق پيدا نكرد؟دهه 50 كانون پرورش فكري كارهاي خوبي در زمان خودش داشت، ولي انيميشن بيشتر نمايشگاهي و جشنوارهاي بوده تا صنعتي كه پول درنميآورديم و به صورت تجاري و صنعتي نبود صرفاً يك هنر بود، هنري كه مخاطب خاص خودش را داشت. فرصتسوزيهاي زيادي اتفاق افتاد. خيلي از دوستان فرهنگي به جاي كار، از روي كجفهمي و بيسليقگي جلوي اين قالب هنري را گرفتند، دلايل خاص خودشان را هم داشتند مثلاً اين كار باعث توقف خلاقيت كودكان ميشود و جلوي پيشرفت آنها را ميگيرد براي همين دير وارد اين هنر شديم وگرنه ميتوانستيم توفيقات زيادي در جشنوارهها داشته باشيم.
جشنوارههاي كاميك استريپ در دنيا چقدر تأثيرگذار هستند؟ كشورهايي كه مسير خودشان را درست طي كردهاند. مانند جشنواره مانگا در ژاپن يا كشورهاي ديگر خوب پيشرفت داشتهاند، ولي قبل از اينكه جشنوارهاي پا بگيرد بايد بستر آن ايجاد شود؛ يعني كتاب، مجلات و نشريات در معرفي همراهي كنند تا در جشنواره آثار ديده شود و تأثيرگذار باشد. وقتي هنوز مخاطب با اين قالب هنري آشنا نيست و بسترسازي مناسب نشده جشنواره هم تأثيري نخواهد داشت.
چگونه ميتوان فرهنگسازي كرد؟ اين هنر گراني است؛ علاوه بر تصويرگر، نويسنده وقت و هزينه نياز دارد تا كتابي تهيه شود؛ كتابي كه شايد توليدش ده برابر زمان و هزينه نياز دارد. ما با يك نشر بيمار طرف هستيم كه هر سال هم بدتر ميشود. ناشري كه در طول سال كتاب نميتواند توليد كند سراغ اين كار هم نميرود يا با احتياط وارد ميشود. به نظرم بايد انتشارات دولتي و نيمهدولتي وارد شوند تا كار جا بيفتد.
بعضي از كاميك استريپهاي ايراني براي شركتهاي خارجي كار ميكنند. اين استعدادها چقدر در ايران فعال هستند و آيا اين امكان هست تا از اين طريق مهاجرت داشته باشند؟ببينيد ما موقعي درآمدزا ميشويم كه بستر فراهم باشد. كشورهاي اروپايي نمونه كارهاي زيادي دارند. ژاپن با مانگا بزرگترين توليدكننده صنعت كاميك استريپ دنيا را دارد، ولي متأسفانه هنوز استعدادهاي ايراني در داخل كشور حمايت نميشوند براي همين ميبينيم با فلان شركت خارجي كار ميكنند.
يعني استعدادهايي كه اينجا ريشه دارند، ولي ثمرشان جاي ديگري است؛ هرچند توسعه كار خوب است ولي اينكه در كشور ديگر ميوه بدهند دردناك است. چرا نبايد تعالي اين صنعت در كشور خودمان باشد؟ من ايراني بايد در كشور خودم كار كنم.
آيا اين رويه ميتواند در فرهنگ آنها تأثيري هم داشته باشد؟ در فرهنگ بيگانه مضمحل ميشوند. استعدادهايي را ميشناسم كه در فرهنگ وارداتي غربي همين جا حل شدهاند چه برسد به اينكه در همان فضا و موقعيت هم قرار بگيرند براي همين است كه ما در مدرسه پينما قصد داريم افراد را با موضوعات و المانهاي ايراني تربيت كنيم تا باعث اعتلاي فرهنگ خودي باشند و هرجا كه هستند تأثيرگذار باشند نه تأثيرپذير. مدرسه ما تنها يك مدرسه ساده آموزشي نيست، بلكه در حد توان سعي ميكنيم افراد شاخص را پربار كنيم به غير از آموزش ماهيگيري، به آنها آدرس بركه ميدهيم تا ماهي بگيرند. اولين مسابقه با موضوع شاهنامه داشتيم كه هم ملي است و هم مذهبي. يكي از هفتخوان رستم كه 59 تا 60 نفر شركت كردند البته تنها چند نفر كارشان را رساندند. من اين را به فال نيك ميگيرم و اميدوارم در دورههاي بعدي كار با قوت بيشتري دنبال شود و اين حركتها را براي شناسايي استعدادها ادامه دهيم.
سابق بر اين مجله كاميك استريپ به نام «حديد» داشتيم، چرا نگرفت؟ فقط ايده مهم نيست اجرا هم اهميت دارد. اجراي ناقص و نيمهكاره خوب نيست. اين نشريه متأسفانه متوقف شد. نظم در كار بيشتر از هر چيز لازم است كه مجله نداشت تا كار را پيش ببرد. مخاطب شعور بالايي دارد، وقتي كاري سطحي داشته باشيم آن را رد ميكند. «حديد» مجله تازهاي بود ولي بينظمي به آن لطمه زد البته شايد دوباره بتوانيم مجله را احيا كنيم.
شما در مدرسه پينما چگونه پذيرش داريد؟ استعداد و علاقه هر دو بايد باشد. هدف ما اين است كه نيرو پرورش بدهيم. طراحي پايهاي داريم كه به سمت پينماست. همچنين كلاسهاي تخصصي كه هنرجو به آن كشش پيدا ميكند كارگاه عملي گروهي توليد پينما و نويسندگي نيز هست؛ البته كسي كه نويسنده است الزاماً نبايد كاميككار باشد، كافي است علاقه به كار داشته باشد. ما دو مدرس نويسندگي داريم كه نويسنده ياد بگيرد در زمينه پينما كار كند، برخي كلاسها مثل طراحي علاقه كافي نيست بايد ارزيابي و سطحبندي براي آموزش بشوند. هشت سال پيش وقتي موضوع شروع شد جدي نگرفتند، ولي زمان ميبرد تا فرهنگ آن جا بيفتد. موقعي اسم معنا ميگيرد كه كاري توليد شود و جايگاه مخاطب خودش را داشته باشد. نياز است تا همه با هم كمك كنند و حمايت صورت بگيرد.
مدرسه شما چند استاد دارد؟غير از خودم 17استاد هستند. دورههاي آموزشي ما بلندمدت و كوتاهمدت دو و دو و نيم ماهه است. اگر كسي بخواهد از صفر شروع كند مسلماً نياز به وقت بيشتري براي آموزش دارد. تعداد ترمها بستگي دارد به اينكه ميخواهند دستي ياد بگيرند يا ديجيتالي كه براي هر دوره استادان و شيوههاي كاربردي مخصوص داريم.
براي مانگا هم استاد داريد؟بله البته ميخواهيم مانگاي وطني كار كنيم؛ همچنين گرافيك با موضوعات داخلي و جذاب كه قابل استفاده وطني باشد.
آيا كاركرد پينما در تبليغات بازرگاني باعث رشد آن شده است؟ نه خيلي دقيق همه جا نميرود تنها يك سري كادر گذاشتند. در تبليغات بازرگاني باشد يا موشن كاميك پيش برود اين قابليتها استفاده زياد دارد حتي ميتوانيم استفادههاي آموزشي داشته باشيم.
قبلاً در كتابهاي درسي هم بود؟بله ولي كارهاي خوبي نبود تنها يك سري تصاوير كنار هم چيده بودند. ظاهر كار پينما بود، ولي وقتي درگير كار ميشويم تازه ميبينيم نواقص زياد داشتند.
پينماهاي آموزشي كه بيشتر شبيه كاريكاتور است در روزنامهها هم استفاده ميكردند درست است؟ بله البته آن كارتون استريپ بود كه نزديك به اين كار است ظاهر تصويرسازي است ولي تصويرسازي نيست چون سينمايي نيست. كارتونهاي دنبالهداري كه استري بورد بودند و شبيه پينما كه در انيميشن و سينما هم استفاده ميشود ولي باز با پينما فرق دارند.
فيلم «محمد رسول الله» مجيدي هم استري بورد داشت. آيا ميتوان آن را به صورت كتاب كاميك درآورد؟ بله كار «باديگارد» حاتميكيا را هم كتاب استري بورد كردند. بهنظرم اين آثار بايد استريبورد داشته باشند چون كار يك صنعت است. كارگردان منطق روايي فيلم را ميبيند و من بايد نگاهم را به كارگردان منتقل كنم. در مظلوميت كاميك استريپ در ايران همين بس كه فيلمهاي مشهور سينمايي داريم كه از آنها استري بورد ساخته شده، ولي به صورت كتاب كاميك استريپ درنيامده است. اي كاش از اين صنعت درك درستي بشود. خيلي دوست دارم فيلم «محمد رسول الله» مجيدي را كار كنم.
چند وقت پيش مستندي را ديدم كه به دليل مشكل چاپ و نشر، كاميك استريپهاي آن در فضاي مجازي منتشر شده بود چرا اين اتفاق در ايران نميافتد؟ متأسفانه فضاي مجازي ما درست و جامع نيست. من با بعضي از هنرمندان فعال در فضاي مجازي حرف زدم، مشكل عمده آنها مالي است. اگر پول نباشد نميتوانند كار را به صنعت تبديل كنند و درآمدزايي باشند.
پس خارجيها چطور در فضاي مجازي درآمد كسب ميكنند؟آنها به دنبال دورهمي نيستند حمايت هم ميشوند؛ متأسفانه در ايران عملاً با سختگيريهاي ارشاد مواجه هستند. البته بچههاي انيماتور و گيم، گاهي حتي در خارج مشتري پيدا ميكنند اما اينها كم هستند اغلب درآمدي از اين فضا ندارند و اين فاجعه است.
اخيراً اپليكيشن كاميك استريپ درست شد. نظر شما چيست؟ من اخبارشان را ديدم ولي چندان دنبال نكردهام بهنظرم بايد اينها باشد و حق انتخاب براي مردم لازم است.
آماري از كاميك استريپهاي ايراني داريد؟ استعدادهاي زيادي داريم كه به صورت حرفهاي كار ميكنند. مركز علمي و فناوري رئيسجمهوري از ما خواسته اين افراد مشخص شوند براي همين در قالب يك مسابقه در تلاشيم آماري به دست بياوريم كه بايد كارها را ديد و بررسي كرد.