قرار است مراسم برترينهاي آسيا تحريم شود. اين جديترين و سختگيرانهترين تصميمي است كه در اعتراض به فهرست برترينهاي فوتبال آسيا كه از سوي AFC اعلام شده، گرفته شده است. فهرستي كه نامي از ايران در هيچ يك از بخشهاي آن ديده نميشود و دهنكجي است به فوتبال ايران و موفقيتهاي آن و نشان ميدهد، خوردن حق ايران دارد كمكم براي آسياييها و مسئولان آن به يك عادت تلخ تبديل ميشود! البته اين حقخوريها جاي تعجبي هم ندارد وقتي مسئولان فوتبال ايران هنوز به معناي درستي از ديپلماسي ورزشي نرسيدهاند و به جاي لابي كردن براي گرفتن حق ايران يا كسب صندليهاي مهم مديريتي در مجامع بينالمللي، دلخوش جايگاهها و پستهاي تشريفاتي هستند كه ارزشي ندارد و كوچكترين كمكي به فوتبال ايران نكرده و نخواهد هم كرد. روزي كه صداي كرش درآمد كه آقاي كفاشيان در كنفدراسيون فوتبال آسيا چه ميكند كه AFC به راحتي حق فوتبال ايران را ميخورد و آن را ناديده ميگيرد و تصميمگيريهايش همواره به سود حريفان و رقباست، خيليها اين اعتراض را به پاي كدورتهاي قديمي سرمربي تيم ملي گذاشتند اين انتقادها را به خلق و خوي كرش ربط دادند كه هرازچندگاهي با برخي مسئولان درگير ميشود. اما به راستي كفاشيان با آن پست دهان پركن خود كه با كلي افتخار از كسب آن ميگفت در AFC چه ميكند كه هرگز نميتواند مانع از پايمال شدن حق طبيعي فوتبال ايران شود؟
نامي از فوتبال ايران در ليست برترينهاي آسيا ديده نميشود. نه آنكه فوتبال ايران نتوانسته خود را به جايگاهي برساند كه خود را در لا به لاي اسامي اعلام شده از سوي AFC جاي دهد. بلكه از آن جهت كه فوتبال ايران بهرغم موفقيتهاي بيشمار، هنوز هم چوب مديريت ضعيف داخلي را ميخورد كه هميشه دست روي دست گذاشته و به تماشا نشسته و حرفي هم اگر ميزند جز شعارهاي دلفريب و زيبا نيست. شعارهايي كه هرگز رنگ واقعيت به خود نميگيرد و جامه عمل به آن پوشانده نميشود! موفقيتهاي فوتبال ايران يكي، دو تا نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن عبور كرد، تيم ملي فوتبال ايران دو سال است كه در آسيا رنگ باخت به خود نديده و با اقتدار و قدرتي مثالزدني بازيهاي مقدماتي جام جهاني را پشتسر ميگذارد، تيم ملي فوتسال در جامجهاني 2016 كلمبيا بر سكوي سوم ميايستد، تيم ملي فوتبال ساحلي نايبقهرمان مسابقات بينقارهاي ميشود و تيم ملي فوتبال جوانان به مرحله نيمهنهايي رقابتهاي قهرماني آسيا راه يافته و به جام جهاني صعود ميكند، اما بهرغم كسب موفقيتهاي پرتعداد نميتواند جايي در بين برترينهاي فوتبال آسيا پيدا كند. مسئلهاي كه بدون شك نميتواند فوتبالي و ورزشي باشد و براساس لابيهاي سياسي صورت گرفته است، اما تا چه زمان قرار است كه فوتبال ايران مقهور لابيهاي سياسي و قدرتنمايي مسئولان ورزشي كشورهاي ديگر باشد و مسئولان دست روي دست بگذارند و تنها ناظر اين اتفاقات ناخوشايند باشند؟
مهدي تاج، رئيس فدراسيون ميگويد كه نميپسندم در اين شرايط سكوت كنم. شنيدن اين حرف جاي اميدواري دارد، اما آيا معناي سكوت نكردن تاج تنها تحريم حضور در مراسم برترينهاي آسياست؟ آيا نهايت برنامهاي كه فدراسيون فوتبال براي گرفتن حق مسلم ايران از AFC دارد، نرفتن به اين مراسم است يا قرار است بهرغم روند گذشته فدراسيون شاهد اتفاقات تازه و عكسالعملهاي جديد و جدي براي گرفتن حق فوتبال ايران از مسئولان فوتبال آسيا باشيم. مسئولاني كه در تصميمگيريهاي خود از غش كردن به سمت رقباي ايران ابايي ندارند و حالا كارشان به جايي رسيد كه نه در لفافه و ترفندهاي زيركانه كه به وضوح حق فوتبال ايران را پايمال ميكنند!
ناديده گرفتن موفقيتهاي فوتبال ايران توسط كنفدراسيون فوتبال آسيا، اما فرصت خوبي است براي تاج تا نشان دهد چند مرده حلاج است و آيا ديدگاهش با رئيس قبلي فدراسيون كه همواره مسائل را به شوخي و خنده ميگرفت و به سادگي از كنار آن عبور ميكرد تفاوتي دارد يا قرار است پا جاي پاي او بگذارد و تنها ژستهاي مديريتياش با كفاشيان فرق ميكند. بدون شك تاج تا به امروز بايد فهميده باشد كه نميتواند روي كمك كفاشيان به عنوان نايبرئيس کنفدراسيون فوتبال آسيا در منطقه آسياي ميانه حسابي باز كند و اگر قرار به گرفتن حق ايران باشد، بايد يكتنه به ميدان اين نبرد برود، اما آيا تاج ميتواند در اين مسير گامي مثبت به سود فوتبال ايران بردارد يا حرفهاي او در خصوص اينكه نميپسندد در خصوص پايمال شدن حق ايران سكوت كند، شعاري بيش نيست. شعاري كه پيش از او، مديران ديگر هم به زبان آوردهاند. آن هم بدون اينكه تصميم براي عملي كردنش داشته باشند! اما تاج قبل از هر چيز نبايد اجازه دهد كه خوردن حق فوتبال ايران به يك عادت تبديل شود!