تغييرات در وزارت ورزش فرصت دوبارهاي است براي اطرافيان کارلوس کرش تا خواستههاي غيرمعقول خود را در اين آشفتهبازار به زبان بياورند و زيادهخواهيهايشان را مطرح کنند. از زماني که هدايت تيم ملي به سرمربي پرتغالي سپرده شد، فدراسيون فوتبال همواره در پي برآورده کردن درخواستهاي او بوده است. اين در حالي است که در سالهاي اول خواستههاي او به سختي برآورده ميشد و حتي تعداد اردوها و برنامههاي لغو شده بسيار بيشتر از اردوها و برنامههاي اجرا شده بود. با اين حال پس از جام ملتهاي آسيا و بهرغم همه مشکلات اقتصادي حاکم بر کشور و فدراسيون، کفاشيان، تاج و سايرين همگي در خدمت تيم ملي هستند. پس از تکيه زدن تاج بر مسند رياست فدراسيون فوتبال نيز اين روند ادامه پيدا کرد. تا جايي که در يکسال اخير انصافاً امکانات تيم ملي نسبت به گذشته افزايش يافت. برگزاري منظم اردوهاي خارجي، اجرا شدن برنامههاي کرش، تعطيليهاي طولاني مدت و مشکلساز ليگ برتر و پرواز اختصاصي از جمله امکاناتي است که مسئولان براي تيم ملي فوتبال درنظر گرفتهاند. اگرچه امکانات ياد شده شايد با امکانات تيمهاي مطرح جهان و حتي آسيا قابل مقايسه نباشد، اما واقعيت اين است همين تمهيدات ناچيز نيز در ورزش ايران فقط نصيب فوتبال و تيم ملي ميشود و ساير رشتهها بهرغم افتخارات زيادي که تاکنون به دست آوردهاند، حسرت داشتن حداقل امکانات را دارند.
در چنين شرايطي شنيدن انتقادهاي به اصطلاح فوتبالي از دستياران و سرپرست تيم ملي سؤالبرانگيز به نظر ميرسد. در روزهايي که برکناري وزير ورزش و انتخاب جايگزين او نگراني اصلي اهالي ورزش است جواد نکونام در اظهارنظري عجيب تأخير در انتخاب وزير ورزش را به ضرر تيم ملي عنوان کرده است! عجيبتر آنکه دستيار جوان کرش مدعي است حمايت وزارت از تيم ملي به شدت کمرنگ شده بود. اينکه چرا نکونام مسئله چالش موجود در ورزش مملکت را تنها به تيم ملي فوتبال ربط ميدهد، سؤالي است که اميدواريم بزرگترهاي اين تيم به آن پاسخ دهند، اما بايد خدمت آقاي نکونام و همکارانشان بگوييم که تيم ملي فوتبال تنها دغدغه ورزش کشور نيست. اين درست است که تعداد هواداران فوتبال قابل قياس با ساير رشتهها نيست اما اين موضوع نيز نميتواند بهانهاي براي بزرگ جلوه دادن مشکلات تيم ملي باشد. در اينکه شاگردان کرش در مقدماتي جام جهاني 2018 نتايج خوبي کسب کردهاند و در ردهبندي فيفا نيز صعودي چشمگير داشتهايم هيچ شکي نيست، ولي از سرمربي که ادعاي حرفهايگري دارد، بعيد است که در قبال اظهارنظر اطرافيان و دستيارانش واکنشي نشان ندهد و با سکوت خود رضايتش از صحبتهاي آنها را اعلام کند. از صحبتهاي اين اواخر مسئولان تيم ملي اينگونه برميآيد که آنها پشت پيروزيهاي ايران پنهان ميشوند و زيادهخواهيشان را به زبان ميآورند.
درخواست افشين پيرواني از رئيسجمهور براي کمک فوري به تيم ملي هم يکي از اين موارد است. آقاي سرپرست پس از برد شيرين مقابل کرهايها چنان خواهان رسيدگي شخص رئيسجمهور شد که گويا هيچ خبري از رسيدگي به فوتبال نبوده است. تعطيلي ليگ يکي از بزرگترين خواستههايي است که فدراسيون فوتبال در قبال آن کوتاه آمد و براي جلب نظر کرش در برنامهريزي ليگ آن را لحاظ کرد. حال آنکه تعطيليهاي گاه و بيگاه به شدت به تيمهاي حاضر در ليگ برتر ضربه ميزند و آمادگي آنها را با مشکل مواجه ميکند. با وجود اين، واقعاً جاي سؤال است که آقايان در تيم ملي دقيقاً چه انتظاراتي از مسئولان دارند که تاکنون برآورده نشده است! نداشتن زمين چمن مناسب تنها خواستهاي است که تاکنون فدراسيون نتوانسته به آن عمل کند که البته اين خواسته نيز به مشکلات سختافزاري فوتبال ايران برميگردد و به اين سادگيها قابل حل نيست. همه مردم ايران ميدانند که فوتبال پرحاشيه سهم عظيمي از بودجه ورزش کشور را ميبلعد و متأسفانه جز حاشيهسازي بازدهي ندارد. با وجود اين تيم ملي فوتبال کشورمان همواره از سوي مردم مورد حمايت قرار گرفته و هواداران هرگز کرش و تيمش را تنها نگذاشته و نميگذارند. مسئولان نيز برخلاف ساير رشتهها بيشترين امکانات را در اختيار فوتبال و تيم ملي قرار دادهاند. منتها خواستههاي آقايان در تيم ملي تمامي ندارد و با پشت سرگذاشتن فدراسيون و مهدي تاج دست به دامن رئيسجمهور ميشوند.اي کاش آقايان کمي هم به اوضاع اقتصادي کشور توجه کنند و با کاستن از زيادهخواهيهاي خود مشکلاتشان را با فدراسيون فوتبال رفع و رجوع کرده و مشکل را به مقامهاي بالاتر ارجاع ندهند.