
نشست شوراي امنيت سازمان ملل بدون آنكه نتيجه مشخصي درباره احياي آتشبس در سوريه و حلب در پي داشته باشد، به جنگ لفظي جديد ميان امريكا و روسيه تبديل شد. سامانتا پاور، نماينده امريكا در سازمان ملل با زير پا گذاشتن اصول و آداب ديپلماتيك، روسيه را به وحشيگري لقب داد. براي درك و فهم اينكه چرا دور جديد آتشبس در سوريه و بهخصوص حلب در كمتر از يك هفته فروپاشيد و اينكه چه طرفي بيشترين سهم و نقش را در فروپاشي آن برعهده داشته، بررسي دقيق رخدادهايي كه در خلال برقراري آتشبس روي داد، لازم و ضروري است.
يكي از اين رخدادها، اصرار روسيه بر انتشار جزئيات توافق آتشبس با امريكا و در مقابل اكراه و مخالفت امريكا با اين درخواست بود. هدف روسيه اين بود كه به واسطه انتشار جزئيات، قطعنامهاي در حمايت از اجراي توافق آتشبس به تصويب برسد و نوعي حمايت و پشتوانه بينالمللي را براي آن فراهم سازد. همچنين در حالي كه روسيه مطابق مفاد توافق بر ايجاد اتاق عمليات مشترك براي جنگ با گروههاي تكفيري و مشخص كردن مرز اين گروهها از معارضان واقعي تأكيد داشت اما امريكا از اجراي اين تعهدات نيز شانه خالي كرد.
از ديگر رخدادها موانعي بود كه بر سر راه امدادرساني به ساكنان تحت اشغال گروههاي مسلح در شرق حلب ايجاد شد. طبق توافق قرار بود گروههاي مسلح و ارتش سوريه از جاده مواصلاتي به شرق حلب عقبنشيني كنند تا مسير براي عبور كاروانهاي امدادرسان فراهم شود اما به محض اينكه ارتش سوريه از جاده مواصلاتي عقبنشيني كرد، گروههاي مسلح كوشيدند بلافاصله جاي آنها را بگيرند كه همين امر بلافاصله با واكنش به موقع ارتش سوريه و نيروي هوايي روسيه مواجه شد. انتشار فيلم ويدئويي روسيه در خصوص همراهي كاروان امدادرساني سازمان ملل با يك خودروي زرهي متعلق به گروههاي مسلح و تكفيري به روشني از نقش تخريبي آنها در اين روند پرده برميدارد.
سومين رخداد خبرساز در خلال برقراري آتشبس، حمله هوايي امريكا به مقر استقرار سربازان سوري در ديرالزور بود كه در جريان آن بيش از 60 سرباز سوري قتل عام شدند. هرچند امريكا با چند روز تأخير با عذرخواهي كوشيد بر غيرعمدي بودن اين حمله تأكيد كند اما به نظر ميرسد امريكا انگيزه لازم را براي انجام اين حمله در اختيار داشته است. از جمله اينكه امريكا از اين بيم داشت كه ارتش سوريه با استفاده از فرصت برقراري آتشبس در حلب، به پيشرويهاي خود در حومه ديرالزور كه يكي از مراكز استقرار داعش است، ادامه دهد و بدين ترتيب حوزه حاكميتي خود را بار ديگر به مناطق كردنشين شمال گسترش دهد. دوم اينكه امريكا از اينكه ارتش سوريه براي اولين بار توانسته بود به تعرض هوايي رژيم صهيونيستي پاسخ دهد و دو فروند از هواپيماهاي آن را سرنگون سازد، خشمگين بود. در واقع ميتوان از تعرض هوايي اين رژيم به حريم سوريه به منظور ايجاد پشتيباني هوايي براي جبهه النصره در حوالي قنيطره و جولان به عنوان يكي ديگر از رخدادهاي خبرساز در دوره اجراي آزمايشي توافق آتشبس نام برد كه در عين حال از مخالفت رژيم صهيونيستي با توافق آتشبس و اجراي آن پرده برمي دارد. در مجموع همچنان كه از قرائن و شواهد عيني موجود بر ميآيد يا خود امريكا يا متحدانش و در رأس آنها رژيم صهيونيستي در فروپاشي آتشبس و اجرا نشدن توافق با روسيه نقش اساسي داشته است اما رسانههاي غربي مثل هميشه بر آن سرپوش ميگذارند و به گونهاي تصويرسازي ميكنند كه مسئوليت آتشبس متوجه سوريه و متحدانش شود.