در روزهاي اخير موج شايعاتي درباره برخي چهرهها منتشر شد كه بررسي اين اتفاق ميتواند مفيد باشد. فضاي مجازي خصوصاً در قالب شبكههاي اجتماعي در كنار امتيازهاي فراوان، به دليل سرعت و دسترسي آسان ميتواند دچار آسيبهايي نيز باشد؛ امكان انتشار گسترده و فلهاي اخبار، ارائه نكردن تحليل خبر و نامشخصبودن منبع اطلاعات و بسياري موارد ديگر ميتواند باعث ايجاد بستري براي شايعهپراكني باشد و كاركرد فضاي مجازي را از امكان دسترسي آزاد و سريع اطلاعات به محيطي جهت دروغپراكني در جامعه تبديل كند.
قارچهاي سمي تا چند سال پيش هفتهنامهها و مجلات حاشيهنگاري بودند كه اصطلاحاً زرد ناميده ميشدند، زيرا بيشتر از توجه به متن و اخبار رسمي به حواشي و مطالب دست چندم و شنيدههاي غيررسمي اهميت ميدادند. عمده اين اخبار هم مربوط به زندگي سلبريتيها بود، اما در سالهاي اخير و با گسترش شبكهها و كانالهاي اجتماعي، همان رسانهها اين بار به صورت غيررسمي و با جسارت و گستاخي بيشتر وارد ميدان شدند و روز به روز مانند قارچهاي سمي رو به گسترش هستند و اخباري را منتشر ميكنند كه در بسياري از موارد دروغ است و پس از آشكار شدن امر، خبري از تكذيبيه يا عذرخواهي نيست، شبكهها و كانالهايي كه عمدتاً نه مديران آن مشخص هستند و نه محل سكونت آنها، مستقل هستند يا وابسته؟ داخل ايران يا خارج از كشور؟
رسانههاي بيشناسنامهچند ماهي از ماجراي توقيف یک سايت خبري به درخواست دولت ميگذرد، جداي از موضوع و قضاوت درباره محق بودن كدام يك از طرفين، اين اتفاق يك نكته مثبت دارد و آن هم اين است كه وقتي رسانهاي شناسنامهدار منتقد دولت باشد، تكليف طرفين مشخص است و ميتوانند طبق روال قانوني با هم برخورد كنند، اما وقتي برخي رسانههاي مجازي با عناوين دهانپركن شهروند خبرنگار و مردمي فعاليت ميكنند و به بخشهاي مختلف نظام، چهرهها و منتقدان دولت اتهامزني ميكنند، خبري از شناسنامه كه هيچ، حتي خبري از شرافت انساني نيست كه اگر خبري غيررسمي را جهت گسترش اختلاف در جامعه و مبارزات سياسي و انتخاباتي زودهنگام منتشر كردند، لااقل پس از تكذيب آن از هتكحرمت اشخاص عذرخواهي كنند، جسارت و شهامت كار رسانهاي در آن است كه اگر اشتباهي صورت گرفت، عذرخواهي شود.
برخی رسانهها ادعاي آزادگي و اخلاق را جزو اصول كاري خود ميدانند، اما وقتي خود را در فضاي انتخاباتي ببينند و بخواهند حريف را تخريب كنند از ريختن آبروي انسانها هيچ ابايي ندارند، كافي است چهرهاي منتقد و بر خلاف نظر آنها باشد، دانشجويان را به تهمت بورسيه غيرقانوني و روحاني و خبرنگار و مسئول را به بهانه دیگر و اين رويه بر همان تاكتيك معمول است كه يك شايعه به راحتي پخش ميشود اما تكذيب آن خير. حال كه اوضاع فضاي مجازي و رسانهاي مملكت بدينگونه شده و بعضاً برخي حرمت و شرافت را فداي بازيهاي جناحي و سياسي ميكنند، در كنار نظارت و برخورد جديتر مسئولان قضايي، نياز است تا كاربران شبكههاي اجتماعي كه اين روزها ساعات زيادي از زندگي خود را در اين فضا ميگذرانند، با مراجعه به رسانههاي رسمي و معتبر براي دسترسي اخبار و اطلاعات از توجه به كانالهاي زنجيرهاي خودداري کنند و به صرف پخش گسترده يك خبر آن را ملاك صحت ندانند و با داشتن تحليل مناسب به درستي و نادرستي اخبار بيشتر از قبل توجه كنند.