احتمالاً اين جمله را زياد شنيدهايد كه بچههاي هنرمند ما البته برعكس تئاتريها، دل و دماغي براي مطالعه ندارند. قضاوت نكنيم! توي همين گپ و گفتهاي خودماني كه گهگاهي با بازيگران داريم، عمداً سعي ميكنيم، مسير صحبت را كج كنيم. اينطور كه از كتاب خواندنشان هم بپرسيم و روي
كاغذ بياوريم تا بلكه برخي خجالت بكشند و كتابي را تورقي بزنند. حالا كتاب تخصصي
نشد لااقل رمان و شعر بخوانيد! قاسم زارع اينبار، پاسخ چندسؤال كوتاه ما را ميدهد، البته بعد از چند شوخي و سر به سر گذاشتن هم، ميرسيم به اينجا كه ...
ماها كه ميخوانيم، ولي بقيه را نميدانم.
وقت كه خودش دارد، ميگذرد؛ چه كتاب دستت بگيري و چه نگيري. بعضيها ميگويند اگر كتاب بخوانيم زمان را از دست ميدهيم! انگار نخوانند عمرشان يكجا ميماند.
بالاخره هر كسي اهل مطالعه نباشد، يك چيزهايي از دستش ميرود. مهم اين است كه آدمي كتاب بخواند.
همه با فضاي مجازي درگيرند. تكنولوژي است ديگر و فراگير، حتماً و به فراخور بايد ازش استفاده كرد.
من زياد درگير نميشوم.
بالاخره الان برخيها در فضاي مجازي نيز كتاب ميخوانند. بستگي دارد از تكنولوژي چطوري استفاده کنیم. اينها منافاتي باهم ندارند. كتاب كاغذي بهجاي خود و مطالعه در اينترنت نيز بهجاي خود؛ من هر دو را استفاده ميكنم.
نه. گفتم توي گروههايي هستم كه مطالبي دارد مثل مقاله و نوشتاري كه به دردبخور باشد.
خيليها بابت كتاب پولي خرج نميكنند، اما من پول ميدهم. يا خودم ميخرم يا خانواده و همسرم. خانواده من بيشتر از خودم اهل كتابند؛ اين وسط دزدكي هم باشد، من هم ازشان استفاده ميكنم. همه چيز را نيز در كتاب خلاصه نكنيم.