
نمونه بارز بي خيالي اين سازمان دولتي را ميتوان در بحث کاشت و برداشت محصول سيبزميني ديد که در آذرماه سال گذشته به دليل مازاد توليد و نبود صنايع تبديلي ۱۷۰۰ تن از اين محصول استراتژيک در استان فارس زير پرچم قانون و براي ايجاد توازن ميان عرضه و تقاضا دفن شد. البته اين بيبرنامگي به همين جا ختم نشد، چرا که در فروردين ماه سال جاري هم نمونهاي از اين بيتدبيري را در از دست رفتن سود 20 میلیارد توماني حاصل از فروش پرتقال ديديم.از اين موضوع ميتوان به اين نتيجه رسيد که باز هم مشکلات اين حوزه که از چشم مسئولان جهاد کشاورزي و کميسيون کشاورزي مجلس دور نمي ماند، ادامه خواهد داشت. با اينکه دفن چند هزارتني محصول سيبزميني در سالگذشته که دليلي بر ناکارآمدي متوليان بود ، موجب نگراني اذهان عمومي شد ، اما امسال هم درست در همين نوع محصول کشاورزي شاهد اين هستيم که کشاورزان گلستاني همچون کشاورزان استان فارس و همدان با معضل نبود بازار مصرف براي توليدات خود روبهرو شدهاند.
البته اين بار وزیر جهاد کشاورزی به حرف آمد و اظهاراتی مبنی بر صادرات فرآوری سیب زمینی را ارائه کرد، چرا که وي معتقد است صادرات خام این محصول به سبب کمبود آب در کشور به نفع اقتصاد کلان کشور نیست. اما متاسفانه با گذشت چند ماه از این موضوع هنوز کشاورزان گلایههایی مبنی بر عدم ساز و کار مناسب برای صادرات فرآوری شده این محصول ابراز ميکنند. از طرفی ديگر هم کشاورزان نگرانیهايی در رابطه با تکرار مجدد داستان امحای سیبزمینی در سال زراعی جاری دارند.
در اين بين که خبرهاي گوناگوني از وضعيت بحراني کشاورزي در ايران منتشر ميشود، خبر صادرات محموله سيبزميني گلستان به ترکمنستان و روسيه براي کشاورزان اين استان بسيار مسرت بخش بود که قرار نيست به سرنوشت شوم کشاورزان استان فارس گرفتار شوند.
البته اين موضوع در کوتاه مدت شايد خوشحال کننده باشد، اما با توجه به اينکه سيبزميني به صورت محصول خام صادر ميشوند نه تنها به لحاظ اقتصادي براي کشور مقرون به صرفه نيست ، بلکه بر ميزان خشکسالي و خالي شدن سفرههاي زيرزميني، آن هم درست زماني که خودمان در کشور با مشکل کمبود آب دست و پنجه نرم ميکنيم، ميافزايد. علاوه بر اين به گفته حسین صفایی، معاون وزیر جهادکشاورزی و مدیرعامل تعاون روستایی، سالانه 20درصد از محصول سیبزمینی کشور هدر میرود که ميتوان متصور شد در انواع توليدات کشاورزي اين رقم با افزايش هم روبهرو شود و تنها به محصول سيبزميني انحصار پيدا نکند. تعيين نوع کاشت، آموزش کشاورزان سادهترين کاري است که جهادکشاورزي سالهاست از آن امتناع ميکند تا اين داستان تکراري باز در صدر اخبار رسانهها قرار بگيرد که فلان محصول کشاورزي در يک تا چند استان کشور با مازاد توليد روبهرو شده و نه تنها دستهاي کشاورزان را خالي گذاشته بلکه استانها را با بحران آب نيز مواجه کرده است. مسئولین باید پاسخگوی تکرار این ضرر و زیانها باشند و اگر توانایی مدیریت ندارند، کار را به افراد لایق بسپارند تا کشاورزان بيش از اين متضرر نشوند. چرا که نميتوان از کشاورزان نقاط شمالي ايران انتظار داشت که بدون هماهنگي سازمان يا نهاد خاصي از وضعيت کشاورزان و نوع محصولاتي که در جنوب ايران کاشت و برداشت ميشود خبر داشته باشند.