
به گزارش «جوان»، زماني برنامههاي زنده صبحگاهي مثل «صبح بهخير ايران» گل سرسبد برنامههاي صداوسيما بودند. برنامههايي با نشاط كه به خوبي قابليت جذب مخاطبان بسياري داشت و همين عامل باعث شد ديگر شبكههاي سيما هم صبحها برنامههاي زندهاي را روي آنتن بفرستند. شبكه 3 و شبكه 5يا همان تهران قديم هم برنامههاي مخاطبپسندي را در كنداكتورشان جا دادند و هر كدام براي رقابت در جذب بيننده بيشتر كيفيسازي برنامهاش را در دستور خود قرار داد. اما در كمال تعجب پس از مدتي، چشمهجوشان برنامهسازي در صبحها خشكيد و برنامههاي آرشيوي كمرمق جاي برنامههاي زنده پرشور و نشاط را گرفت. حتي در مقطعي كنداكتور صبحگاهي صداوسيما مثل بياباني بيآب و علف هيچ برنامه جذابي براي ارائه نداشت و به محلي براي تبليغ شركتهاي هواپيمايي و كالا تبديل شده بود. پس از طي شدن اين دوره ركود، چند باري تلاش شد آن روند درخشان گذشته بازگردد و «صبح بهخير ايران» با شكل و شمايلي تازه توليد شد، ولي هيچوقت نتوانست محبوبيت گذشته را به دست بياورد.
«صبح بهخير ايران» فعلي يك برنامه بيجان و بيخاصيت است كه انگار فقط براي خالي نبودن عريضه صبحها از شبكه يك پخش ميشود. اما مدتي است پخش «حالا خورشيد» از شبكه سوم تكاني اساسي به برنامههاي صبحگاهي صداوسيما داده است. رضا رشيدپور كه كارنامه موفقي در اجراي برنامههاي زنده از خود به جا گذاشته، اين بار هم در «حالا خورشيد» امتحانش را به خوبي پس ميدهد. اين برنامه كه تركيبي از سرگرمي و اطلاعرساني را در دستور كارش قرار داده، با اجراي خوب رشيدپور، توانايي بردن صداوسيما را به روزهاي خوب گذشته دارد. پيگيري تخلف يكي از شركتهاي هواپيمايي در برنامه چند روز يا پيگيري فوت دختر خردسال از منطقه 15 يك حركت قابل تحسين در اين برنامه بود كه جايش در برنامههاي صداوسيما بسيار خالي است. حالا با «حالا خورشيد» صبحها ميشود از طريق تلويزيون خنديد، سرگرم شد و از اخبار اطلاع پيدا كرد. بايد ديد رئيس جديد صداوسيما در قبال برنامههاي زنده صبحگاهي چه سياستي را در پيش ميگيرد و ميتواند صبحها را براي مخاطبان صداوسيما بانشاط كند يا در روي همان پاشنه قديم خواهد چرخيد و «حالا خورشيد» هم به يك اتفاق گذرا تبديل خواهد شد.