توجه به توليدات داخلي در عرصه ورزش شعار «اقتصاد مقاومتي، اقدام و عمل» را به مرحله عمل ميرساند. از آنجا که ورزش ايران طي سالهاي اخير رشد قابل ملاحظهاي در سطح بينالمللي داشته در صورتي که به برندهاي ايراني فرصت ظهور در رقابتهاي برونمرزي داده شود قطعاً توليدکنندگان داخلي با انگيزه و اطمينان بيشتري به فعاليت خود ادامه خواهند داد و اين مسئله بدون شک در برطرف شدن بخشي از مشکل بيکاري کشور نيز تاثيرگذار خواهد بود. رونمايي از پيراهن تيم ملي فوتبال بيتوجهي به محصولات داخلي را بيش از پيش نمايان ساخت. مسئولان وقت فدراسيون چند روز قبل از مجمع انتخاباتي قراردادي با شرکت ايتاليايي امضا ميکنند به اين بهانه که يک شرکت اروپايي پيراهنهاي تيم ملي فوتبال را طراحي کرده اما رونمايي از پيراهنهاي جديد نشان داد که حمايت از توليد داخلي اصلا در مخيله دستاندرکاران فوتبالي جايي ندارد. در تمامي رشتههاي ورزشي و در همه کشورها لباس تيمهاي ملي حکم پرچم آن کشور را دارد. تا جايي که ورزشکاران احترام خاصي براي آن قائل هستند و مسئولان هم به هر شرکت و برندي اجازه توليد آن را نميدهند. در حالي که اين موضوع مهم در تمامي رشتهها جا افتاده، همچنان شاهد بيتفاوتي فوتباليها به حفظ شأن نام و آوازه کشورمان هستيم.
در شرايطي که تأکيد مقام معظم رهبري بر اقتصاد مقاومتي و کمک به توليدکنندگان وطني است چه لزومي دارد شرکتي از آن طرف دنيا بيايد و براي ما پيراهن توليد کند؟ آن هم پيراهني که از فرط سادگي شباهتي به پيراهن اول آقاي آسيا ندارد! در روزهايي که توليدات داخلي روي دست توليدکنندگان باد کرده و همين مسئله روزبهروز بر تعداد بيکاران جامعه اضافه ميکند چرا و به چه علت فدراسيون فوتبال با افتخار از برند بيکيفيت ايتاليايي رونمايي ميکند؟ آقاياني که عقد قرارداد سه ساله با ايتالياييها را افتخار بزرگي براي خود و فوتبال کشور تلقي ميکنند آيا بررسي کردهاند در همان ايتاليا چند تيم توليد پيراهنهاي خود را به اين شرکت سپردهاند؟ جاي بسي تأسف است که براي قرارداد بستن با شرکت ايتاليايي کمترين بررسيهاي ممکن هم انجام نشده و تنها به توصيههاي واسطههاي داخلي بسنده شده است. راه دوري نميرفت اگر کفاشيان در آخرين روزهاي کارياش به عنوان رئيس فدراسيون تلاش بيشتري براي يافتن برندي در خور تيم ملي فوتبال ايران ميکرد که حالا رئيس جديد مجبور به توجيه اهمال کاري او شود. نگاهي به پيراهن تيمهاي بزرگ دنيا بيندازيد؛ تمامي آنها به غير از يکي، دو برند مطرح در عرصه توليد محصولات ورزشي از برند ديگري استفاده نميکنند. اگرچه با توجه به وضعيت فعلي اقتصاد کشور و همچين فوتبال بيدروپيکرمان امکان امضاي قرارداد با برندهاي معروف جهان وجود ندارد اما کار سختي نيست در بين شرکتهاي داخلي که سالها تجربه توليد لباسهاي ورزشي باکيفيت را دارند جستوجو کنيم، البته دقيق و بدون دخالت دلالهاي هميشه در صحنه، تا به برندهايي برسيم که اگر کيفيت لباسهايشان بهتر از جيووا نباشد قطعاً بدتر هم نخواهد بود. برندي که پيش از اين لباسهاي بيکيفيتش اعتراض مليپوشان هندبال را به دنبال داشت.
متأسفانه اين اولين بار نيست که همهکارههاي فدراسيون بيگدار به آب ميزنند و اهميت پيراهن تيم ملي را زير سؤال ميبرند. هنوز خاطرمان هست استفاده از پيراهنهاي آلاشپورت چه حاشيهاي براي تيم ملي ايجاد کرد و حتي آلمانيها نيز لباسهايي را که به مليپوشان داده بودند، تقلبي خواندند. به همين راحتي بودجهاي را که از بيتالمال به فوتبال ميرسد، خرج برندهاي بيکيفيت ميکنند بدون آنکه کسي از آنها بازخواستي کند. در حالي که پوشيدن پيراهني که ساخت داخل است ميتواند به شناخته شدن توليدات ايراني در جهان کمک کند. وقتي پيراهنهاي خارجي بيکيفيت که حتي در حد و اندازههاي لباسهاي موجود در مغازههاي خيابان منيريه هم نيستند به تيم ملي تحميل ميشوند چه اشکالي دارد با فرصت دادن به شرکتهاي ايراني از دست توليدات بيکيفيت خلاص شويم و اعتقادمان به اقتصاد مقاومتي را در عمل ثابت کنيم.