زنان به عنوان يكي از بازوان محكم، اركان اصلي و نيز سنگربانان قلعه ارزشهاي اسلامي، تأثيرات بسياري از ديرباز تاكنون بر جريانات داخل كشور داشتهاند و تأثيرات متعددي نيز پذيرفتهاند. در جريان انقلاب اسلامي يكي از نيروهاي محوري كه زمينه حمايت، مبارزه و به ثمر نشستن انقلاب را فراهم كردند و صد البته از دستاوردهاي عظيم و ارزشمند آن منتفع شدند، زنان بودند. خدمات متقابل زنان و انقلاب اسلامي و نيز جريانهاي سياسي بعد از انقلاب – مانند انتخابات و همهپرسيها – بسيار جاي تأمل، تفكر و تحقيق و بررسي دارد چراكه حفظ و تقويت هر چه بيشتر اين پيوند را موجب خواهد شد.
خدمات انقلاب به زنان: با از ميان رفتن «سرعتگيرهاي غرب ساخته» مانند مشغوليت به امور نازل به جاي رشدخواهي تحصيلي و علمي، در جاده ترقي زنان ايراني، جامعه با افزايش حضور زنان در عرصههاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و... روبهرو شد كه چتر حمايتي اسلام و توصيههاي امام راحل بستر مناسب و همواري براي اين مهم فراهم كرد، به گونهاي كه بعد از جنگ تحميلي نسبت زنان باسواد كشور در مقايسه با قبل از انقلاب تقريباً سه برابر شد، به ويژه زنان شهري كه از يك جامعه «نيمه بيسواد» و «كمسواد» به يك جامعه تحصيلكرده مبدل شدند. اين خود منجر به تغييري مطلوب در موقعيت زنان و افزايش فهم سياسي، اجتماعي و خانوادگي آنان شد.
افزايش سطح كيفي زندگي زنان، بالا رفتن سطح آگاهي و مطالعات و تحقيقات پيرامون «زن و خانواده» براي صيانت از مرزهاي خانواده به عنوان ركن اصلي جامعه، افزايش امكان و درصد موفقيت اجتماعي زنان در كنار مسئوليتهاي خانوادگي، تعديل چهره مردانه قانونگذاري و ورود بيشتر زنان به مناصب تصميمساز و ارائه راهحلهاي زنانه براي مشكلات زنانه – به علت شناخت دقيقتر و عميقتر مسائل «درون جنسيتي» - و نيز تخصيص سنجيدهتر بودجه و منابع مادي و معنوي كشور براي زنان با ارائه پيشنهادات و لوايح كارشناسيشده از جانب خود آنان، افزايش برد تصميمگيريهاي زنانه در عرصههاي كلان و پرهيز از قدرت «تكبعدي و تكمحوري»، ارتقاي روحيه اعتماد به نفس جمعي در زن ايراني نسبت به قبل از انقلاب در تأثيرگذاري داخلي و خارجي، نزديك ساختن زنان به جايگاه اصلي خود در ديدگاه اسلامي، پررنگ شدن زمينههاي تفاهمات فكري و رفتاري در جامعه برپايه مصلحت عمومي با تضارب آرا و برخورد سالم انديشههاي زن و مرد در كنار هم در مراكز قدرت نزديك به يكديگر، همه و همه از خدمات و دستاوردهايي است كه انقلاب پرشكوه اسلامي براي زنان مستعد و پر تلاش ايراني فراهم آورده است اما زنان نيز به عنوان نيمي از جمعيت ايران اسلامي تأثيرات فراواني بر روند رو به رشد سياسي و مشاركتي اين كشور از انقلاب تاكنون داشتهاند.
خدمات زنان به انقلاب: از مهمترين خدمات جامعه زنان به انقلاب اسلامي، مرگ قدرت «خودكامه استبدادي» در دوران پهلوي و قبل از آن – با نيروي حمايت مردم از جمله زنان – بود. تأثير تحولات در ساختار جمعيتي كه افزايش زنان تحصيلكرده يكي از آنهاست، شرايط مساعدي را براي كنترل قدرت دولت توسط ملت و افزايش نهادهاي قانوني بر محور «حمايت عمومي» فراهم آورد كه حقيقتاً اين تنها شاهراه تحقق مردمسالاري ديني در كشور است.
مشاركت وسيع زنان باعث استحكام ساختار سياسي و مهر تأييدي بر مردمسالاري فارغ از تبعيضها (نژاد، دين، جنسيت و... ) در نظام به همراه حفظ و صيانت از ارزشهاي اسلامي بود. علاوه بر اين حضور روزافزون زنان در عرصههاي اجتماعي و سياسي كه نشان از افزايش «اميد به زندگي» و «پذيرش جمعي» و «پشتيباني نظري و عملي» جامعه زنان نسبت به آرمانها و موازين اسلامي بود، باعث شكلگيري و درخشش نوعي «دموكراسي اسلامي» در سطح جهان شد. رفتار زن ايران اسلامي در عرصههاي سياسي- اجتماعي بعد از انقلاب به خوبي نشان داد كه «دين» و «دموكراسي» - كه در نظام اسلامي «مردمسالاري ديني» واژه مأنوستري مينمايد- تضادي با يكديگر ندارند بلكه در كنار هم در ايجاد يك نظام مديريتي موفق و كارآمد مؤثر خواهند بود. حضور زنان در مجامع ورزشي، علمي، فرهنگي، اقتصادي، سياست بينالملل و... با پوشش اسلامي، مدلي از دموكراسي را به رخ جهانيان كشيد كه الزاماً با آزاديهاي بدون مرز و تغييرهاي بنيادين همراه نبود و اين پوشش نه متضاد با اصول دموكراتيك و ناشي از يك جبر اجتماعي بلكه نوعي «پذيرش و وفاق جمعي» خودخواسته بر پايههاي دين بود كه در نهايت موجب ارتقاي وجهه زن مسلمان در جهان، باطل و بياثر شدن هجمههاي غرب عليه «چهره اجتماعي- سياسي زن در ايران اسلامي» و نيز «الگوسازي» موفقي در سطح جهان براي زنان مسلمان و غيرمسلمان شد و اين دستاورد، شايد رضايتبخشترين خدمت زن ايراني به انقلاب اسلامي و اشاعه آرمانهاي آن در سطح جهان باشد.
بيداري جامعه زنان مسلمان ايراني، احساس شخصيت، هويت، آگاهي و بصيرت بانوان به ويژه در جريان انتخابات و مشاركت آزادانه مردم در تعيين سرنوشت خود – كه از اصول مشترك جوامع مدني است و «انتخاب كردن» و «انتخاب شدن» هر دو را شامل ميشود – همه به طرز محسوسي متأثر از افكار، نظريهها، فعاليتها و حضور زنان نخبه در جامعه ايران اسلامي است لازم است با حركتهاي سالم و وفادار به انقلاب و نظام، ايجاد درك و شناخت كامل نسبت به موانع رشد و شكوفايي و احياي شخصيت زن مسلمان در مقابل امواج ضدارزشي غرب نسبت به جايگاه زن در اسلام – كه از مؤكدات مقام معظم رهبري است – گامهايي مؤثر و محكم برپايه منافع جامعه و زن مسلمان برداشته شود و راه تعالي و تكامل و ترقي زنان ايراني زيرلواي انقلاب اسلامي و نظام هموارتر شود و اين «دوستي» و «چرخه مثبت اثرگذاري» ميان «زنان» و «انقلاب اسلامي و جامعه انقلابي» هر روز پايدارتر و دستاوردهاي مطلوبتري را موجب شود.