کد خبر: 764717
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۱
تأمل در تحريم‌هاي جديدي كه پس از «برجام» و در دستور كار كنگره و كاخ سفيد قرار گرفته است، بيانگر اين است كه از منظر سران نظام سلطه، آنچه فراتر از «توان هسته‌اي» ايران عامل نگراني آنهاست
عباس حاجي‌نجاري
ردپاي جريان نفوذ در تضعيف اقتدار مليتأمل در تحريم‌هاي جديدي كه پس از «برجام» و در دستور كار كنگره و كاخ سفيد قرار گرفته است، بيانگر اين است كه از منظر سران نظام سلطه، آنچه فراتر از «توان هسته‌اي» ايران عامل نگراني آنهاست، اقتدار و توان دفاعي ايران و سرپنجه‌هاي آن در منطقه است كه نقش اصلي را  در شكست راهبردهاي نظام سلطه در منطقه داشته و دست‌نشاندگان آنان را نيز به رغم تجهيز به پيشرفته‌ترين سلاح‌هاي نظامي، شرمسار كرده است.
اشاره مستقيم به نام سپاه پاسداران در بسياري از اين تحريم‌هاي جديد يا قدرت موشكي ايران و يا نام بردن از گروه‌هاي مقاومت نظير حزب‌الله، اين تصور را در ذهن آنها ايجاد كرده است كه در امتداد تحريم‌هاي گذشته، از اين طريق قادر خواهند بود كه توان دفاعي ايران را نيز محدود كرده و به زعم خود فضاي تنفسي را نيز براي عربده‌كشي‌هاي برخي از متحدين منطقه‌اي خود فراهم كنند.
آنچه كه در مواجهه با اين سناريوي جديد تحريم‌ها بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه اقتدار و توان دفاعي ايران كه توان موشكي تنها بخشي از آن است، پديده‌اي نيست كه در سال‌ها و ماه‌هاي اخير و آن هم با كمك آنها ايجاد شده باشد كه حال با اين‌گونه تحريم‌ها و يا فشارها قابل حذف يا محدود‌سازي باشد، چرا كه اين توانمندي درون‌زا و محصول تلاش دانشمندان و پژوهشگران ايراني است كه از همان سال‌هاي آغازين دفاع مقدس با ساخت ابتدايي‌ترين تجهيزات نظامي آغاز و اكنون به پديده‌هايي نظير موشك عماد يا تجهيزات پيچيده ديگري منجر شده است كه امريكايي‌ها و متحدين منطقه‌اي آنها حتي قادر به تصور آن نيستند.
اما نكته مهم در اين روند اين است كه اين توان به‌رغم سمپاشي‌ها و سياه‌نمايي‌هاي سران نظام سلطه و دستگاه‌هاي رسانه‌اي آنها، عملاً در خدمت استراتژي راهبردي ايران در منطقه و براي حل چالش‌هاي اساسي به كار گرفته شده است، يعني اگر حضور مستشاري و كمك‌هاي ذي‌قيمت ايران در مقابله و مهار گروه‌هاي تكفيري دست‌ساخته رژيم سعودي نبود و متناسب با همان روندي كه در سوريه ايجاد و در يك شب بخش عمده‌اي از خاك عراق را به سيطره خود درآورد، ادامه مي‌يافت، اكنون بايد سران كشورهاي اروپايي در داخل خاك خودشان به دنبال پناهگاه مي‌گشتند، اما حضور به‌موقع سپاه، حزب‌الله و ديگر نيروهاي مقاومت اين روند را مهار كرد و به انزوا كشاند، كاري را که از عهده هيچ نيروي ديگري برنمي‌آمد؛ نكته‌اي كه اذعان اشتون كارتر وزير دفاع امريكا گواه بر آن است كه رسماً اعلام كرد كه كشورهاي عربي فقط قادرند با هواپيماهاي امريكايي در ارتفاع 30 هزارپا پرواز كنند، اما اين نيروهاي ايران هستند كه روي زمين حضور دارند و مي‌جنگند و البته نقشه‌ها را اصلاح مي‌كنند.
فراتر از تلاش براي تضعيف توان سخت‌افزاري دفاعي ايران در اينگونه  تحريم‌ها، بخش عمده‌اي از اين فضاسازي‌ها با هدف تضعيف وجهه و جايگاه مردمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در داخل و حتي در كشورهاي منطقه صورت مي‌گيرد تا به‌زعم طراحان اين جنگ رواني قادر باشند تا در تعاملات داخلي ايران اثرگذار شده و ظرفيت جريان‌هاي حامي غرب را كه اين روزها جز «بزك‌سازي غرب» در داخل مأموريت ديگري ندارند، افزايش داده و به نوعي موازنه ميان خود با نيروهاي مؤمن به انقلاب را به  نفع خود تغيير دهند و البته در امتداد آن زمينه‌اي براي تسليم كشور در برابر فزون‌خواهي‌هاي نظام سلطه فراهم آورند.
اين راهبرد كه البته مبتني بر يك گزارش آژانس اطلاعاتي امريكا پيرامون اوضاع داخلي ايران است، عملاً خيلي زود سرپل‌هاي داخلي خود را نيز آشكار كرد، به گونه‌اي مي‌توان فشارهاي آن را به بهانه حوادث اخير در كشور در برخي از اين رسانه‌هاي سرپل دشمن در متهم‌سازي نيروهاي مؤمن به انقلاب و در همنوايي به رسانه‌هاي بيگانه مشاهده كرد و جالب اين است كه با تأمل در گزاره‌ها و نشانه‌هاي مصرح در اين گزارش‌ها، مي‌توان به سادگي نقش عوامل و سرپل‌هاي نفوذ را ديد كه حاضرند براي كسب اعتبار سياسي در داخل، منابع عزت و اعتلاي ايران را هزينه كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار