نگاهها به جامعه داوري چنان منفي و خصمانه است كه قضاوت يك داور ايراني در فينال جام باشگاههاي جهان كه ميتواند نقطهاي مثبت و افتخاري براي جامعه داوري و ورزش ايران باشد، چندان به چشم نميآيد. همانطور كه حضور داوران ايراني در جام جهاني خيلي به چشم نيامد و طوري موشكافانه زير ذرهبين قرار گرفت كه گويي همه به دنبال كوچكترين اشتباهي بودند تا در بوق و كرنا كنند. اين نگاه ناعادلانه و منفي البته نتيجه عملكرد خود داوران در ليگ فوتبال ايران است؛ عملكردي ضعيف كه هر بار جنجال جديدي را در پي دارد، بيآنكه تلاشي براي رفع و رجوع آن شود.
داستان داوري در فوتبال ايران كلاف پيچيده و سردرگمي است كه چنان بدبيني را ترويج داده كه وقتي داوري ايراني در عرصههاي بينالمللي نيز خوش ميدرخشد، چندان مورد توجه قرار نميگيرد و گويي كار خاصي انجام نداده است. حتي اگر در فينال جام باشگاههاي جهان بازي تيمي چون بارسا را قضاوت كرده باشد و بابت قضاوت خوبش از سوي AFC مورد تقدير و تشكر قرار گرفته باشد. قضاوت خوبي كه البته سؤالات زيادي را مطرح ميكند كه چطور يك داور اين سوي مرزها با اشتباهاتي فاحش و نابخشودني قضاوت ميكند و آن سوي مرزهاي ايران ميشود داوري كاربلد كه با تقدير و تشكر مسئولان فدراسيون بينالمللي مواجه ميشود. حال آنكه قضاوتهاي مورددار همين داوران در ليگهاي داخلي جاي هيچتوجيهي باقي نميگذارد و هجمه زيادي را عليه مردان سياهپوش ميادين سبز به راه انداخته است؛ چراكه همواره از اشتباهات آنها چشمپوشي ميشود و هرازگاهي هم كه جريمهاي سنگين يا محروميتي چند هفتهاي اعمال ميشود، جز براي خواباندن سر و صداها نيست كه اين توبيخها هم نتيجه عكس دارد و نهتنها نميتواند كمكي بكند كه ضربهاي مهلك نيز به جامعه داوري وارد ميكند.
واكاوي شرايط نامساعد جامعه داوري و عملكرد ضعيف داوران نيازي به بررسي موشكافانه و دقيق ندارد و با يك نگاه ساده نيز ميتوان دريافت كه چرا فغانيهاي اين سو و آن سوي مرزها عملكردي اين چنين متفاوت دارند كه آنجا، چنان با تقدير و تشويق مواجه ميشوند و اينجا، جز ايراد و خرده، برآنها گرفته نميشود.
برگزار نشدن كلاسهاي متناوب براي بالا رفتن آمادگي جسماني و دانش فني و محروميتهاي چند هفتهاي و تبعيد داوران به ليگهاي دسته پايينتر كه ميتوانند تأثير مستقيمي در روحيه آنها داشته باشد، از جمله مواردي است كه باعث شده طي چند سال اخير داوري ايران افولي فاحش را شاهد باشد. ضمن اينكه به اين موارد بايد مسائل و مشكلات مالي داوران را نيز اضافه كرد؛ مسئله مهمي كه اجازه نميدهد آنها با فكري باز و تمركز لازم قضاوت كنند و نتيجه آن ميشود كه هر بازي عملكردي ضعيفتر از بازي قبل ارائه ميدهد و باعث به وجود آمدن بدبيني و نگاهي منفي به جامعه داوري ميشود. حال آنكه در آن سوي مرزها، بحث مسائل مالي هرگز براي داوران مطرح نيست وقتي براي هر يك قضاوت شايد بيش از قضاوت در نيمي از بازيهاي ليگ ايران دريافتي دارند و علاوه بر آن هيچ پيشزمينه منفي از آنها در ذهن تيمها و تماشاگران وجود ندارد كه باعث ايجاد دغدغه و نگراني شود و عملكردي ضعيف را در پي داشته باشد. به همين دليل هم هست كه قضاوتهاي بينالمللي داوران ايراني همواره قضاوتهاي قابل توجه و افتخارآميزي است. قضاوت همان داوراني كه در ليگ داخلي اشتباهات متعددشان فاجعهآميز و جنجالبرانگيز ميشود.
در اصل مشكل نه داوران بلكه مسئولان داوري كشور هستند كه با فراهم كردن بستر لازم براي يك قضاوت ايدهآل، شرايط را به گونهاي رقم ميزنند كه داوران هر روز بيش از روز قبل از چشم جامعه فوتبال بيفتند و به جزئي منفور از اين جامعه تبديل شوند. حال آنكه داوران تنها سهم ناچيزي از اشتباهاتي را دارند كه به واسطه فراهم نبودن زمينههاي لازم، درون مستطيل سبز رقم ميخورد، اما آنچه ديده ميشود، اين مردان سوت به دست هستند نه تصميمگيرندههايي كه مقصران اصلياند؛ مقصراني كه با به وجود آوردن شرايطي نامناسب اجازه نميدهند موفقيتهاي بينالمللي داوران به چشم بيايد و ديده شود. حال آنكه عادلانه آن است كه اگر اشتباهات ديده ميشود و انتظار برخورد وجود دارد، موفقيتها هم از قلم نيفتد و با تقدير و تشويق همراه باشد.