بعضي از روزنامهها اهتمام ويژهاي در بالابردن سطح علمي و بار آموزشي روزنامه خود دارند، مثلاً روزنامه آرمان توصيههايي را از زبان شهرام جزايري به بابك زنجاني منتشر كرده كه بسيار مفيد و كاربردي است و ميتواند مورد استفاده عموم علاقهمندان به فساد و اختلاس و مجرمين محترم و مستعد واقع گردد. قبل از اين هم شنيده بوديم كه جزايري مشاورههاي ارزشمندي به آقامهدي هاشمي، پيش از ورود به زندان داده بود كه نتايج آن در قضيه سكههاي طلا نمود پيدا كرد. آقاي رحيمي هم كه با مهدي هاشمي در زندان ملاقات داشته احتمالاً به طور غيرمستقيم از اين رهنمودها بهرهمند شده است! ما هم به نوبه خودمان بدين وسيله مراتب سپاس و قدرداني خود را از نيت خير استاد جزايري اعلام ميداريم و از روزنامه وزين آرمان نيز به جهت درج چنين مطالب آموزندهاي تشكر ميكنيم. اجرتان با صاحب اجارهنامه!
معاون اول رئيسجمهور: انتظارات مردم خيلي بالا رفته است.
راست ميگويند؛ اصلاً چه معني دارد انتظارات مردم آنقدر بالا برود كه صداي معاون اول را دربياورد؟ انتظارات هم حدي دارد. دولت كه وام خودرو داد! ديگر چه از جانش ميخواهيد؟ حتماً انتظار داريد يارانه را قطع نكند، بنزين را هم گران نكند، مسكن مهر را هم تحويل بدهد. چه توقعاتي! واقعاً كه خيلي بيچشم و رو هستيد. اصلاً همه اينها تقصير مسكن مهر است! باور نداريد؟ از عليرضا خسروي، عضو كميسيون عمران مجلس بپرسيد كه گفته كاسه مشكلات كشور از خلقت حضرت آدم تاكنون بر سر مسكن مهر شكست! حالا زياد خودتان را ناراحت نكنيد؛ برجام كه اجرا شود مشكلات از طوفان حضرت نوح به اين طرف حل ميشود. بقيهاش هم خدا بزرگ است انشاءالله دور دوم!
تصميم گرفتيم از اين به بعد در اين ستون به معرفي بازيهاي بومي محلي بپردازيم. (نوشتههاي طنزمان را كه كسي تحويل نميگيرد!) يكي از بازيهاي اصيل در مملكت ما «تكذيببازي» است. خيلي بازي جالب و سرگرمكنندهاي است. البته بيشتر تماشاگرانش سرگرم ميشوند تا بازيكنانش. بازي از آنجا شروع ميشود كه يك نفر يك حرفي را ميپراند. نفر بعدي آن را تكذيب ميكند. در اينجا نفر اول دو راه دارد: يكي اينكه مدرك و سند حرفش را رو كند كه خيلي كار لوس و بيمزهاي است و باعث ميشود بازي همينجا تمام شود! دوم اينكه او هم حرف نفر دوم را تكذيب كند. نفر دوم هم دوباره تكذيبيه را تكذيب ميكند و همينطور دو طرف به تكذيبهايشان ادامه ميدهند تا اينكه قضيه تكراري شده و از رونق بيفتد يا اينكه دو نفر ديگر بازي را از سر بگيرند! يك نمونه از اين بازي را به طور خلاصه ميآوريم:
اولي: آقاي دومي به دادگاه ويژه احضار شده است.
دومي: نخير؛ رفته بودم پسرخالهمو ببينم! اصلاً دادگاه ويژه كجا هست؟
اولي: بابا خودت آمدي تعهد هم دادي!
دومي: تعهد نبود؛ آمدم دور همي يك چاي خورديم! يك برگه را هم براي يادگاري امضا كردم!
اولي: چه رويي داري! الان به قيد وثيقه آزاد هستي!
دومي: نخير؛ سند را دادم پسرخالهام برود وام بگيرد!...
و اين بازي همچنان ادامه دارد!