من فكر ميكنم كه بالاخره آه والدهام دامن مرا گرفته و در مسير زندگاني از سمتگيري به سوي اوج، دارم مسير حضيض را ميپيمايم و كسي نيست كه بگويد: اي اولاد آدم، خرت به چند؟ كسي نيست كه مواظبم باشد. كسي نيست كه...
لابد ميگوييد باز چه شده كه داري اينگونه جز و ولز ميزني و همه چيز را مياندازي گردن خانوادهات؟ پدر و مادر تا يك جايي ميتوانند آدم را ساپورت كنند، برو و يقه دولت را بگير، يقه وزارت جوانان، يقه وزارت رفاه، يقه. . . . . . . براي همين هم اولاد آدم قصهاش را برايتان تعريف ميكند تا بفهميد آه مادر چيست؟ يعني مگر شما ميگوييد كه سيگارفروشي جرم است؟ يعني آن زمان كه والدهام ميگفت برو بانك بزن اما سيگارفروشي نكن، درست ميگفته؟ يعني اگر از هر راهي پولدار ميشدم بهتر بود؟ يعني حالا كه ديگر بناست نگذارند سيگار بفروشم بايد چه كنم؟ بروم و هروئين بفروشم؟ بروم داخل مترو؟ بروم... نگوييد كه شوخي كردهاند و تو برو و كارت را بكن و اگر مشكلي پيش آمد و سيگار فروشيات، جرم محسوب شد، بيا همينجا و يك ستونت را دو ستون ميكنيم و هنوز نوشتن جرم نشده است و بالاخره يك روز، تو هم توي سرها، سري در ميآوري و مادرت به تو افتخار خواهد كرد!
اين بار ديگر من خام نميشوم. اولاد آدم خودش خوانده كه رئيس مركز برنامهريزي و نظارت بر دخانيات كشور اعلام كرده: بر اساس ابلاغيه قائم مقام وزير صنعت، معدن و تجارت، از ابتداي دي ماه سال جاري فقط توزيعكنندگان عمده و خرده كه داراي مجوز باشند ميتوانند محصولات دخاني توزيع كنند. آنها با توزيعكنندگان عمده و خردهفروشان سيگار فاقد مجوز به عنوان متخلف برخورد ميكنند. يعني هر كسي را ديديد كه در خيابان دارد ميدود، سيگارفروش است و نه بانك زن! هر كسي هم كه دنبالش ميكند بازرس است. مردم هميشه تماشاگر هم لابد ميگويند: سوت بزن بازرس!
نگوييد كه اي اولاد آدم برو و مجوز بگير. تازه كار دنيا برعكس شده. مگر آن فيلم جنجالي زيرميزي دادن سازمان مناطق آزاد به عوامل برنامه پايش را در تلويزيون نديدهاي. حالا آنها دارند سكه ميدهند. تا ديروز ماها ميداديم و حالا آنها. تو هم برو و مجوزت را بگير و سكههاي دريافتيات را پسانداز كن. اينها هم كه گفتهاند شرط صدور مجوز خردهفروشي محصولات دخاني رعايت حداقل فاصله 100 متري از مراكز آموزشي، فرهنگي، مذهبي و ورزشي است. جاي هيچ نگراني نيست. نهايتش ميروي و سر يك چهار راه ديگر ميايستي! فكر كردهاي كه باز اينها ميخواهند شاخ غول را بشكنند و برنامهريزي كردهاند تا جلوي قاچاق را بگيرند؟ خواب ديدهاي خير است! برو خدا را شكر كن كه پرونده نداري!
البته اولاد آدم پرونده زياد دارد، اما خدا را شكر، پرونده مرتبط با سيگارفروشي تا حالا نداشته است. يعني تنها پروندهاي كه ندارد، همين است. باز هم، آفرين به اولاد آدم كه از اين آزمون سخت، سربلند بيرون آمده و ميتواند برود و مجوز بگيرد چراكه آقاي رمزي رئيس مركز برنامهريزي و نظارت بر دخانيات كشور گفته: «هر شخصي كه پرونده توزيع محصول دخاني قاچاق در هر ميزان و در هر تاريخي داشته باشد امكان دريافت مجوز توزيع ندارد.» فقط يك مشكل وجود دارد و آن اين است كه او گفته: با چهار مسئله «فروش محصول دخاني قاچاق، توزيع سيگار به صورت فلهاي يا نخي، فروش سيگار به افراد زير 18 سال و تبليغ محصولات دخاني به شدت برخورد ميشود و مجوز افراد متخلف باطل و ديگر مجوز توزيع سيگار براي آنان صادر نميشود.
يعني يك نفر اگر از اولاد آدم يك نخ خواست، به او نخ بدهد يا نه؟ يعني احتمال دارد كه مأمور باشد و آمده باشد تا نخ بدهد يا نخ بگيرد يا خياطي كند؟ يعني اولاد آدم از كجا بفهمد كه سيگاري كه ميفروشد، محصول دخاني قاچاق است؟ يا مثلاً چطور بفهمد كه آن كسي كه سبيل ندارد 18 ساله است يا مأموري است كه تظاهر ميكند 18 ساله نيست؟يا. . . (ميبينيد ! مسائل هستيشناسانه زندگي چه بار عظيمي را بر دوش اولاد آدم گذاشته. اين سبكي تحمل ناپذير هستي است كه نميتوانم تحملش كنم.)
يعني اولاد آدم مانده است كه چطور نميروند جلوي مبادي ورودي كشور مانع قاچاق شوند؟ نكند آنجا هنوز قاچاقچيان خبر نشدهاند كه كارها بر عكس شده و اينها تازه دارند سكه هم ميدهند. شايد هم ميدانند و سكهها را ميگيرند و باز هم قاچاقشان را ميكنند. اما مگر تا حالا كسي يقه كله گندهها را گرفته كه اولاد آدم دلش را خوش كند به اينكه، اينها بروند و آنها را بگيرند؟ اينها تمام زورشان را بزنند اين است كه بيايند و بساط امثال اولاد آدم را از وسط خيابان جمع كنند و تازه به او سكه هم ندهد. اينها زرنگتر از اولاد آدمند. يك بابك زنجاني تا 100 سال ديگر اينها را نوك انگشتش ميچرخاند. . . .
اولاد آدم ميداند كه مصرف سالانه سيگار در كشور 60 ميليارد نخ است كه نصف آن مربوط به سيگارهاي قاچاق است. اولاد آدم ميداند كه در بين كشورهاي دنيا ايران و برمه دو كشوري هستند كه بيشترين ميزان قاچاق سيگار را به خود اختصاص دادهاند و هنوز نامبر وان نشدهايم. اولاد آدم ميداند كه در اين ميان حجم قابلتوجهي از گردش مالي 350 ميليارد دلاري سيگار در جهان به ايران تعلق دارد. اولاد آدم ميداند كه بالاخره در راه مبارزه با قاچاق جانش را ميگيرند. اولاد آدم ميداند كه بايد به حرف والدهاش گوش ميداد و ميرفت و اختلاس ميكرد و بانك ميزد و متشخص ميشد و وكيل و وزير جابهجا ميكرد و كسي هم كاري به كارش نميداشت. اولاد آدم ميداند كه كسي مواظب پولهاي كثيف قاچاق و اختلاس و. . . نيست و وزير كشور در اين زمينه نخ داده. اولاد آدم ميخواهد به وزير كشور هم در اين ارتباط نامه بنويسد. اولاد آدم مانده است كه اگر اين كار را بكند، باز نگويند كه سياسي كاري كرده است و اقتصاد از سياست جداست! بنابراين اولاد آدم همان سيگارش را ميفروشد و اگر ديديد خبري از او نيست، برايش دعا كنيد تا خلاص شود. . .